آرشیو نویسنده

هادی کیانی: از هر طرف که وارد می‌شوی، یک جای این موسیقی به گره برمی‌خوری!


آکنا موزیک سولدت‌اوت‌های زودهنگام این روزها تبدیل به تبلیغات و بازار گرمی برای بسیاری از گروه‌های پاپ شده که البته شنیده شده سولداوت‌های زودهنگام بعضی از آنها، خیلی هم واقعی نیست. حالا در بخش دیگری از موسیقی هم این اتفاق افتاده که خوشبختانه ارتباطی به بخش تجاری این هنرِ اول ندارد؛ گروه راک «گره» که دو سال پیش از همان اولین کنسرت‌هایش با این پدیده روبه‌رو شد و در جشنواره موسیقی فجر سال گذشته اولین گروهی بود که بلیت‌هایش به اتمام رسید.
 
با هادی کیانی، وکالیست گروه درباره اجرای پیش روی‌شان که شش دی برگزار می‌شود درباره اتفاقات این اجرا و مشکلاتی که اولین روز بلیت‌فروشی برایشان پیش آمد و منجر به کنسل شدن آن شد و همچنین مشکلات سبک راک، صحبت کردیم.
 

  • * روزی که قرار بود بلیت فروشی کنسرت‌تان باز شود اعلام کردید که بلیت‌فروشی کنسل و به روز دیگری موکول شده؛ دلیل این اتفاق چه بود؟

به ما گفتند «گره» در حراست ارشاد پرونده ندارد و به همین دلیل باید بلیت‌فروشی متوقف شود. ما دو سال است کنسرت برگزار می‌کنیم، چطور می‌شود پرونده نداشته باشیم؟ می‌دانید که کنسرت‌های «گره» معمولاً در عرض حداکثر یک ربع سولد اوت می‌شود و خیلی‌ها به من دایرکت زدند که کلید «اف 5» کیبوردمان خراب شد، پس چرا بلیت فروشی باز نمی‌شود! طرفداران از وقت‌شان می‌زنند تا بلیت بخرند و یکدفعه چنین اتفاق‌هایی می‌افتد. یکی، دو ماه پیش اعلام کردند می‌خواهند برنامه‌ریزی کنند تا گروه‌هایی که کنسرت‌های زیادی برگزار می‌کند، دیگر ملزم به ارائه چیزهایی ابتدایی نباشند؛ اما انگار پسرفت هم کرده‌ایم.
 

  • * فکر می‌کنم هنرمندانی که در بخش موسیقی راک فعالیت می‌کنند هم خیلی پشت یکدیگر نیستند؛ البته به جز یک تعداد مثل فرشید اعرابی، گروه تندر، فرشاد رمضانی و… که از قدیمی‌های این حوزه هستند و همیشه سعی کرده‌اند گروه‌های این ژانر را ساپورت کنند.

صد درصد همین است برای کنسرت اریکه ایرانیان ما که یادتان هست چه اتفاقی افتاد؟! یک از دلایلی که این موزیک پیشرفت نمی‌کند هم همین موضوع است. البته همان‌طور که گفتید خیلی‌ها هم هستند که یکدیگر را حمایت می‌کنند؛ اما عده کمی این وسط سنگ جلوی پای هم می‌اندازند که باعث شده متأسفانه جامعه یکدستی نداشته باشیم. به نظرم نمی‌دانند که با این کار در حقیقت جلوی پای خودشان سنگ می‌اندازند. گروه‌ها هر چقدر بزرگ‌تر شوند، می‌توانند از هم حمایت کنند و مخاطبان بیشتری را به سمت یکدیگر هدایت کنند. یک عده هم هستند که توانایی یا حال و حوصله اجرای کنسرت ندارند که این‌ها از همه خطرناک‌ترند؛ می‌گویند ما که به ساپورت شدن نیازی نداریم، پس تا می‌توانیم دیگران را تخریب کنیم!
 

  • * موسیقی راک متأسفانه نسبت به دیگر ژانرها با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کند؛ به نظر شما که سال‌ها است در این ژانر فعالیت می‌کنند، چطور می‌توان حداقل بخشی از مشکلات این موسیقی را حل کرد؟

بخشی از آن به این برمی‌گردد که مسئولین بعضی سخت‌گیری‌ها را کنار بگذارند؛ مثلا فرشاد رمضانی بعد از این همه سال فعالیت چرا باید دوباره برای همان آلبوم‌ها ویدئو بگیرد تا برای اجرای زنده تأیید شود؟ یا بسیاری از نمونه‌های اینچنینی. خب این‌ها آسیب‌زننده هستند چون همه را دلسرد می‌کند.
 
یک‌سری از گروه‌ها حاضر نیستند خودشان را تا حدودی با شرایط تطبیق دهند و به این فکر نمی‌کنند که مثلاً وقتی دث متال مجوز نمی‌گیرد، کمی فیتیله آن را پایین‌تر بکشند تا بتوانند حداقل اجرا را شروع کنند. به هر حال ما داریم این‌جا زندگی می‌کنیم و باید واقعیت‌ها را پذیرفت. مثلاً خیلی از گروه‌ها اول اینسترومنتال کار می‌کنند و بعد دو قطعه وکال‌دار اضافه می‌کنند و همین‌جور کم‌کم پیش می‌روند، سعی می‌کنند اول اعتماد را جلب کنند؛ در نتیجه وقتی احساس شود موجه هستند راحت‌تر می‌توانند مجوز بگیرند. اما بعضی گروه‌ها می‌خواهند یک‌باره از ژانرهایی شروع کنند که مجوز نمی‌گیرد و برای همین هم شروع به تخریب گروه‌های دیگر می‌کنند. ما پارسال در جشنواره موسیقی فجر اجرا داشتیم اما به جای این‌که باعث افتخار گروه‌های راک باشد یک عده گفتند این گروه حکومتی است!
 
یک چیزهایی هم به فرهنگ ما برمی‌گردد و نمی‌توان منکر این شد که ما فقر فرهنگی داریم. هر کسی که می‌خواهد بالا برود به جای این‌که سعی کنیم دستش را بگیریم، تمام تلاشمان را می‌کنیم تا زیر پایش را خالی کنیم. اصلاح این مسائل متأسفانه خیلی سخت است. ما که در نهایت داریم پیش می‌رویم و به حرف کسی هم گوش نمی‌کنیم؛ چون اگر می‌خواستیم به حرف دیگران توجه کنیم اصلاً سراغ راک نمی‌آمدیم.  فعلاً که کفش‌های آهنی پا کرده‌ایم و جلو می‌رویم.
 

  • * به فکر تشکیل یک مجمع راک نیستید؟

سال 84 این‌کار را کردیم تا بتوانیم یکدست شویم و فرهنگ‌سازی کنیم؛ داشت به جاهای خوبی هم می‌رسید اما جلویش را گرفتند. الان هم یک نفر باید از بیرون این مجمع را تشکیل بدهد که فرصت رسیدگی به امور را داشته باشد.
 
اگر یک صنف داشته باشیم که در خانه موسیقی به ثبت برسد، می‌تواند اتفاقات بهتری بیفتد. شنیدم که گروه «پیکلاویه» هم مشکل پیدا کرده است، نمی‌دانم داستان چیست اما این بچه‌ها آلبوم منتشر کرده‌اند و خب اگر به آلبومشان مجوز داده‌اید چرا جلوی فعالیتشان را گرفته‌اید؟ این مشکل ریشه‌ای است و تا از ریشه درست نشود، همین خواهد بود؛ حالا یک زمان شرایط کمی بهتر می‌شود و یک زمان هم بدتر. هر چه بیشتر پیش می‌رود متوجه می‌شویم که واقعاً اسم درستی برای گروه‌مان انتخاب کرده‌ایم؛ چون از هر طرف که وارد می‌شوی، یک جای این موسیقی به گره بر می‌خوری!
 

  • * برویم سراغ کنسرت پیش‌روی گروه «گره»؛ تفاوت این کنسرت با اجرای قبلی شما چیست؟

تقریباً شبیه کنسرت‌های پیشین است؛ سِت لیست از پنج، شش تا از ساخته‌های گروه و همچنین کاور قطعاتی که می‌دانیم طرفداران زیادی دارد و به سبک و سیاق «گره» می‌خورد تشکیل شده است. این‌بار سعی کردیم سوپرایزهایی هم داشته باشیم و مثلاً یک قطعه که در سِت لیست نیست را اجرا کنیم. کنسرت قبلی ویدئو آرت داشتیم و این‌بار دقیق‌تر و بهتر آن را انتخاب کرده‌ایم. سعی کرده‌ایم نورپردازی هم از کنسرت قبلی بهتر باشد.
 

  • * صدابردار هم همچنان بهروز منزه است؟

بله چون همیشه هم ما و هم طرفداران از همکاری با تیم ایشان راضی بوده‌ایم.
 

  • * «گره» معمولا در سِت لیستش قطعاتی را برای کاور انتخاب می‌کند که در ژانرهای مختلفی هستند در صورتی‌که گروه‌های دیگر معمولا یکی، دو ژانر را برای اجرا انتخاب می‌کنند؛ اما در مورد «گره» این‌طور نیست و سعی می‌کند قطعات مختلفی در رپرتوآرش وجود داشته باشد؛ با این‌کار می‌خواهید طرفداران بیشتری جذب کنید؟

البته ما سعی می‌کنیم که قطعات خیلی هم با هم تفاوت نداشته باشند؛ اما از جهتی هم این یکی از توانایی‌ها و نقطه قوت «گره» است، خب چرا از آن استفاده نکنیم؟ ما دو تا وکالیست در دو سبک و سیاق و رنج صدایی مختلف هستیم و بچه‌های گروه هم بسیار باتجربه و حرفه‌ای هستند و سال‌ها در سبک‌های مختلف ساز زده‌اند. پس این قابلیت را داریم که طی پنج، شش جلسه تمرین از «دریم تیاتر» تا «آناتما» و گروه‌های مختلف را اجرا کنیم. همان‌طور که گفتید به این شیوه می‌توانیم طرفداران بیشتری جذب کنیم و در نهایت هم موسیقی خودمان را بهتر معرفی کنیم. چون هدف گروه این است که کارهای اورجینالش را به گوش مخاطبان برساند.
 

  • * به نظر روند اجرای «گره» -با توجه به سِت لیست‌هایش از ابتدا تا به امروز- به گونه‌ای است که انگار به سمت اجرای قطعات تکنیکی‌تر در حال حرکت است. قرار است روند «گره» این‌گونه باشد؟

ما در اولین کنسرت‌مان در سال 95، سیمفونیک زدیم یا «آیرون میدن» و «ای سی دی سی» که همیشه در ترک لیست ما بوده است. حالا الان ممکن است در دو سه ترک تکنیکال‌تر شده باشد. به هر حال گروه هر چه پیش می‌رود پخته‌تر می‌شود و اعتماد به نفس بیشتری پیدا می‌کند، در نتیجه قدرت‌ریسک‌پذیری‌اش برای اجرای ترک‌های تکنیکی‌تر بیشتر می‌شود.
 
اما به این منظور نیست که این کار قرار است روند «گره» باشد. به زمان‌مان هم بستگی دارد؛ این‌بار ترک لیست‌مان را از دو ماه پیش انتخاب کردیم و همه نوازنده‌ها برای تمرین زمان داشتند.
 
می‌خواهم این نوید را بدهم که ما در اجرایی که اردیبهشت خواهیم داشت، می‌خواهیم کنسرت را به سمت گروه‌های خیلی مدرن ببریم و قطعاتی از گروه‌هایی مثل «آرک» و گروه‌های مدرن پروگرسیو اجرا کنیم که مطمئناً تکنیکال‌تر هستند.
 

  • * درباره تمرین کردن اعضای گروه صحبت کردید؛ «گره» معمولاً چند جلسه برای کنسرت‌هایش تمرین می‌کند؟

بچه‌های ما همه متأهل هستند و شغل مستقل خودشان را دارند؛ در نتیجه خیلی زمان برای تمرین‌های مدام نداریم. ما سعی می‌کنیم تمرین‌هایمان را شخصی انجام دهیم و در نهایت 6 یا 7 جلسه بیشتر با یکدیگر تمرین نداریم.
 
بچه‌ها در گروه‌های دیگر هم ساز می‌زنند و در این شرایط جمع شدن شش نفر دور هم، کار خیلی سختی است. ما تمرین‌ها را طی این 15 سال انجام داده‌ایم؛ خود من از هجده سالگی نشده که روزی کمتر از پنج، شش ساعت در روز موسیقی کار کنم برای همین اگر بخواهم یک قطعه را بخوانم، بیشتر از دو ساعت برایم زمان نمی‌برد؛ حالا هر چقدر هم تکنیکال باشد.
 
صد البته که با تمرین‌های بیشتر، می‌توان نتیجه بهتری گرفت اما فعلاً که تا این‌جا جواب داده و خودمان هم به فرمولی رسیده‌ایم که بتوانیم اجراهای خوبی داشته باشیم.
 

  • * در این اجرا قرار است امیر شهابی به عنوان نوازنده مهمان گروه را همراهی کند. شما در اجراهایتان قبلاً هم از نوازنده مهمان مثل امیر دانایی یا احسان ایمانی استفاده کرده بودید. نکته این‌جا است که شما همیشه از «نوازنده» مهمان در کنسرت‌هایتان استفاده می‌کنید و تا به حال از «خواننده» مهمان دعوت نکرده‌اید؛ این موضوع دلیل خاصی دارد؟ به نظرتان خواننده استانداری در این ژانر وجود ندارد؟

بخشی از این موضوع، از نیازهای گروه نشأت گرفته است. ببینید، ما دوست داریم نوازنده‌هایی که سال‌ها تلاش کرده‌اند اما کمتر روی استیج دیده شده‌اند را حمایت کنیم. مثلاً یکی از دلایلی که احسان ایمانی -که سال‌ها است با هم کار می‌کنیم و یکی از بهترین گیتاریست‌ها است- در آن کنسرت ما را همراهی کرد همین موضوع بود. دلیل دیگرش هم این بود که احتمال داشت در آن کنسرت سهیل زرین‌کلک حضور نداشته باشد چون با کنسرت رضا یزدانی تداخل پیدا کرده بود که البته در نهایت سهیل هم به کنسرت رسید. امیر دانایی هم از دوستان خوبمان است و مدت‌ها بود که دوست داشتیم با هم همکاری کنیم.
 

  • * امیر شهابی یک جَزمن است. قرار است با چه سبک و شیوه‌ای روی استیج «گره» حاضر شود؟

قرار نیست امیر در «گره» جز بنوازد، ما می‌خواهیم از قدرت پیانونوازی امیر استفاده کنیم. چون نوید رهبر نیست، ما در کنسرت قبلی پیانوها را پلی بک می‌کردیم اما در این کنسرت قرار است قطعه The Spirit Carries on از «دریم تیاتر» را اجرا کنیم که یک قطعه پیانو محور است برای همین از امیر شهابی که در کارش استاد است خواستیم تا همراه ما باشد.
 

  • * نوید رهبر دیگر قرار نیست به عنوان پیانیست گروه را همراهی کند؟

نوید برای ادامه تحصیل به اتریش رفته است. خیلی دوست داشتیم این همکاری ادامه داشته باشد اما با این وضع معیشتی و قیمت دلار، رفت و آمدهایش اصلاً برایش صرف نمی‌کند چون همان‌طور که می‌دانید کنسرت‌های راک و متال درآمدی ندارند.
 

  • * قرار است به همین شیوه پلی‌بک ادامه بدهید یا به فکر همکاری با یک کیبوردیست جدید هستید؟

ما هنوز اعلام نکرده‌ایم که نوید از گروه جدا شده چون ممکن است روزگار جوری بچرخد که نوید برگردد یا «گره» به جایی برسد که بتواند در برج میلاد کنسرت بگذارد و درآمدزایی داشته باشد تا نوید هم بتواند دوباره به ما ملحق شود. اولویت ما کار کردن با نوید است. موضوع دیگر این است که نوازنده کیبورد خوب در سبک ما خیلی کم است؛ یکی، دو نفر هستند که آنها هم در گروه‌های دیگر مشغولند و فرصت ندارند؛ همین هم باعث شده به سمت اجرای پلی‌بک برویم…
 

  • * خودتان چرا پیانو نمی‌نوازید؟

اتفاقاً بدم نمی‌آید اما اگر قرار باشد خودم ساز بزنم، باید تلفیقی از نوازندگی من و پلی‌بک باشد. مثلاً قمست‌هایی که قرار است بخوانم، باید پلی‌بک باشد چون اصلاً دوست ندارم از پرفورمنس خواندنم کم شود. موضوع دیگر این است که سرم خیلی شلوغ است و می‌ترسم نرسم تمرین‌های این‌جا را هم انجام دهم.
 

  • * من جواب این سوالم را نگرفتم که دلیل دعوت نکردن از خواننده مهمان در گروه‌تان چه بوده است؟ گفتید بنا به نیاز گروه، از نوازنده مهمان استفاده کرده‌اید؛ شما سال گذشته در یک کنسرت نتوانستید «گره» را همراهی کنید، می‌خواهم بدانم آن زمان این نیاز را برای اضافه شدن خواننده مهمان احساس نکردید یا خواننده‌هایی که بتوانند به شکل استاندارد در این ژانر فعالیت کنند تعدادشان محدود است؟

من یک خواننده «های تنور» هستم و این داستان کمی کار را سخت می‌کند؛ چون وکالیست‌هایی که بتواند کارهایی که من می‌خوانم را بخوانند، تعدادشان خیلی کم است. البته در آن کنسرت احتمال داشت من هم برگردم و برای همین نمی‌توانستیم جایگزین انتخاب کنیم. از یک طرف هم آن زمان تعداد ترک‌های اورجینال گروه، دو قطعه بود و بچه‌ها تصمیم گرفتند به خاطر دو قطعه از خواننده مهمان دعوت نکنند و فقط جاهایی که من می‌خوانم را پلی‌بک کنند. چون قطعات خیلی سختی هستند و خود بچه‌ها هم می‌گفتند ما کسی را سراغ نداریم که بتواند این‌ها را بخواند.
 
اما در کل خود من به این فکر کردم که اگر قرار است نوازنده مهمان داشته باشیم، یک‌بار هم در بخش وکال این اتفاق بیفتد.
 

  • * الان دو سال است که گروه «گره» اعلام موجودیت کرده است؛ گروه موفقی که با کنسرت اولش خودش را معرفی کرد و از همان ابتدا هم توانست به سولداوت‌‌های زودهنگام دست پیدا کند. گام بعدی گروه چیست؟ به هر حال اعضای گروه توانایی‌های زیادی دارند و به نظر می‌رسد در این دو سال دارید صرفاً یک مسیر تکراری را طی می‌کنید؛ در صورتی‌که با چنین ویژگی‌هایی می‌توانید اتفاق‌های متفاوتتری را رقم بزنید. البته بعید می‌دانم خودتان هم فقط به همین کنسرت گذاشتن و سولداوت کردن زودهنگام راضی باشید.

البته خودتان می‌دانید که این دو سال در ایران یعنی سالی مثلاً چهار کنسرت که حدوداً ده اجرا می‌شود. برنامه‌ریزی ما که مشخص است؛ اولین هدف‌مان این است که بعد از دو سال، اولین آلبوم گروه را زمستان امسال منتشر کنیم و این‌که دوست داریم «گره» بزرگ‌تر شود. ما دایرکت‌های زیادی از شهرستان‌ها برای اجرا داریم…
 

  • * برای شما این امکان که در شهرستان‌ها اجرا داشته باشید وجود دارد؟

امکان این موضوع برای گروه‌های پاپ و سنتی وجود دارد اما گویا برای گروه‌های راک وجود ندارد! ما دو بار برای اجر در رشت اقدام کردیم که بار دوم، در دقیقه نود رد شد و گفتند زبان «گره» انگلیسی است و الان رشت آمادگی زبان انگلیسی ندارد. یک بار هم گفتند «گره» مجوز ندارد! بعد هم که مجوزمان را نشان دادیم گفتند نمی‌خواهیم به کنسرت راک مجوز بدهیم. ببینید تا زمانی که گروه‌ها تور دور ایران نداشته باشند، نمی‌تواند بزرگ شوند؛ چون در سال تعداد اجراهای محدوی می‌توانید در تهران داشته باشید. نمی‌دانم، شاید هم یک عده نمی‌خواهند ما بزرگ شویم. این موضع نه تنها دست و بال «گره»، بلکه تمام گروه‌های راک را بسته است.
 

  • * اجراهای بین‌المللی چطور؟

اصلاً یکی از دلایلی که «گره» به زبان انگلیسی کار می‌کند این است که بتواند فعالیت اینترنشنال داشته باشد. اگر بخواهیم اجراهای بزرگ برویم، باید حتماً آلبوم داشته باشیم و فکر می‌کنم با انتشار این آلبوم، یک‌سری از درها به روی «گره» باز شود.

علی ترابی: در پی تدوین شیوه‌نامه‌ای برای حمایت از گروه‌های خیابانی هستیم


آکنا موزیک – چندی قبل خبری منتشر شد مبنی بر اینکه خالقانِ آثار بی‌کلامی که تاکنون، دو بار مجوز دریافت کرده‌اند،‌ دیگر کارشان در شورا بررسی نمی‌شود؛ این اتفاق اما در حالی رخ داده که سال گذشته تعدادی از اهالی موسیقی در صحبت با «فرزاد طالبی» – مدیر وقتِ‌ دفتر موسیقی- قرار گذاشته بودند تا از این پس دیگر آثار بی‌کلام بررسی نشود؛ «علی ترابی» – مدیر کل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی- در گفت‌وگو با آکنا موزیک در این باره سخن می‌گوید:
 

  • * مدتی پیش خبری منتشر شد مبنی بر اینکه خالقان آثار بی‌کلامی که تاکنون دو بار مجوز گرفته باشند، نیازی به دریافت مجوز ندارند. این در حالی است که سال گذشته، تعدادی از اهالی موسیقی با آقای طالبی (مدیرکل وقت دفتر موسیقی) جلسه‌ای داشته‌اند که گویا در آن تصمیم گرفته می‌شود از این پس آثار بی‌کلام، بدون بررسی شورا مجوز بگیرند. ما صحت این ماجرا را در صحبت با یکی، دو نفر از ناشران هم بررسی کردیم و آنها نیز به این ماجرا صحه گذاشتند که آثار بی‌کلام‌شان بدون بررسی در شورا مجوز می‌گرفته است. بنابراین این اتفاق جدید در دفتر موسیقی‌ را چه‌طور می‌توان تحلیل کرد؟ می‌توان این موضوع را به منزلة بازگشت به عقب دانست یا حرکتی رو به جلو؟

من ابتدا باید این نکته را گوشزد کنم که خبری که شما به‌تازگی شنیدید، به چندین ماه پیش مرتبط است و اتفاق جدیدی نیست. یعنی همان ابتدا که من به دفتر موسیقی آمدم، چند تصمیم گرفته شد و یکی این بود که برای تقاضای تک‌آهنگ نیازی نیست که متقاضیان حتماً از طریق شرکت‌ها اقدام کنند؛ زیرا این مسأله برای آنها بار مالی داشت و حاشیه‌هایی به وجود می‌آمد. به همین علت اعلام کردیم که تمام افراد حقیقی هم می‌توانند بدون نیاز به شرکت‌ها، کارشان را برای دریافت مجوز بدون هیچ‌گونه هزینه و محدودیتی به دفتر موسیقی بدهند. دوم اینکه مجوز استودیوهای صدابرداری -که هر چهار سال یک بار باید به دفتر موسیقی می‌آمدند و از طریق ارائة مدارک، مجوز خود را تمدید می‌کردند- دائمی شد.

سومین تصمیم هم این بود که در حوزة‌ موسیقی بی‌کلام، تمام گروه‌هایی که موفق شده‌اند دو بار برای کارشان مجوز بگیرند، دیگر نیازی به مجوز ندارند. در مورد نکتة مورد نظر شما، ظاهراً نامه‌نگاری‌هایی در سال گذشته انجام شده بود، شاید قول‌هایی هم داده شده که من در جریان‌آن نیستم؛ بنابراین در مورد آن قضاوتی ندارم؛ اما هر دو شکل موضوع انجام می‌شده است؛ یعنی هم بخشی از کارها به شورا نمی‌رفته و هم بخشی از کارها به شورا می‌رفته است. اتفاقاً من زمانی که به دفتر موسیقی آمدم، در این باره برایم سؤال پیش آمد که چرا این‌گونه بوده و دوستان واحد نظارت، مستنداتی را نشان دادند که هنوز هم موجود است. این موضوع می‌توانست مقداری سوال‌برانگیز باشد و این سوالات را به وجود آورد که بر چه مبنایی و چه کسی انتخاب می‌کند که چه کارهایی به شورا برود و چه کارهایی نه. به همین خاطر، تصمیم گرفتیم تا موضوع برای همه یکسان باشد و هر گروهی که حداقل دو بار مجوز گرفت، پس از آن برای گرفتن کارهای بعدی به‌هیچ‌وجه کارش به شورا نرود و به‌صورت یک‌دست برای همه رعایت شود.
 

  • * اینکه کارهای بدون‌کلام مجوز بگیرند را شما چطور تحلیل می‌کنید؟ در واقع، اینکه کلام آثار برخلاف موازین نباشد، پذیرفتنی است؛ اما موسیقی بی‌کلام چه نیازی به دریافت مجوز دارد؟ شما نمی‌توانید از مرحلة دریافت دو آلبوم مجوزدار بگذرید یا آن را کاهش دهید؟

من به عنوان مدیر دفتر موسیقی این اختیار را ندارم؛ به خاطر اینکه بحث صدور مجوز لزوماً فقط به بررسی موسیقی محدود نیست و مباحث دیگری هم در رابطه با گروه‌های موسیقی مطرح است که آنها هم باید بررسی شود؛ اما شخصاً معتقدم که بسیاری از بخش‌هایی که برای مجوز بررسی می‌شوند، می‌توانند در آینده از این پروسه حذف شوند و اگر مشکلی پیش آمد، دخالت کنیم. ولی در حال حاضر من به عنوان مدیر دفتر این اختیار را ندارم.
 

چون صدور مجوز در قانون پیش‌بینی شده و مدیر دفتر موسیقی در جایگاهی نیست که بخواهد قانون‌گذاری جدیدی انجام بدهد. برای تمامی اجراهای صحنه‌ای، پیش‌بینی شده که باید مجوز صادر شود. اما اینکه با چه سازوکار و سرعتی بررسی شود و اینکه آیا نیاز به بررسی فنی دارد یا نه، بحثی است که در اختیار دفتر موسیقی است و روی همین مبنا، ما از موسیقی بی‌کلام شروع کردیم و امیدوارم که بتوانیم مقداری دایرة تعمیم آن را بیشتر کنیم و به سایر گونه‌ها هم برسیم.
 

  • * علت عدم برگزاری جشنوارة موسیقی کلاسیک در سال جاری چیست؟ شنیده‌ها حاکی از آن است که استدلال دفتر موسیقی، کمبود بودجه است؟

البته ما چیزی در این مورد نگفته‌ایم. ظاهراً دوستان مصاحبه کرده و در آن حرف‌هایی مطرح شد. من خیلی هم دوست ندارم در این باره صحبت کنم؛ چون به هر صورت دوستانی که جشنواره را برگزار کردند، افراد محترمی هستند و جشنواره‌‌شان قابل احترام و دفاع است؛ اما متأسفانه این مبحث به درستی انتقال داده نشده است. هدف جشنوارة کلاسیک ایرانی این است که بخشی که ما به عنوان «نسلی دیگر» در جشنوارة موسیقی فجر داشتیم را دنبال کند. به هر صورت این موضوع با تصمیمی که خیلی درست نبود، از جشنوارة فجر حذف شد. این پاسخی به آن خلأ بود؛ چون این بخش حوزه‌ای از موسیقی و بدنه‌ای است که فعالان آن کاملاً حرفه‌ای هستند؛ اما به لحاظ پاپیولار بودن و جایگاه اجتماعی، شهرت و چرخش اقتصادی جدی ندارند.

بعد از اینکه این بخش از جشنواره حذف شد، دوستان شاید در دفتر به این جمع‌بندی رسیدند که بتوانند این را در جای دیگری حمایت کنند و جشنوارة کلاسیک ایرانی به‌عنوان جشنوارة بخش خصوصی شروع به کار کرد. وقتی بخشی به عنوان بخش خصوصی شروع به کار می‌کند و حمایتی را از نهادهای دیگر می‌خواهد، یعنی بخش عمدة کار توسط بخش خصوصی تأمین می‌شود و از بخش دولتی و مکان‌های دیگر هم به عنوان حامی و اسپانسر کمک می‌گیرد که کار انجام شود. این موضوع کاملاً قابل درک و تداوم است.

اما وقتی من به دفتر آمدم، متوجه شدم که دفتر بودجه‌ای حدود 250 میلیونی را به جشنوارة سال گذشته اختصاص داده و از صفر تا صد هزینة این جشنواره -یعنی حتی دستمزد کسانی که مدیر جشنواره بودند- از این بودجه تأمین شده بود که دستمزدهای خوبی هم بود. وقتی این شرایط را پیدا می‌کند، معنایش جشنواره خصوصی و بخش خصوصی نیست! وقتی هزینة سالن، گروه، دستمزد نوازندگان، مجریان، شورای سیاست‌گذاری، شورای هنری، داوران و حتی هزینة غذا، خرید پرینتر، رفت‌وآمد و… صفر تا صد از بودجة دولتی تأمین می‌شود، نمی‌توان با هیچ تعریفی نام آن را جشنوارة بخش خصوصی گذاشت. من فکر کردم با توجه به شرایط موجود و تقاضای خیلی زیادی که برای حمایت در شوراهای مختلف وجود دارد، ما ناچاریم تغییری در این قضایا به وجود بیاوریم؛ ضمن اینکه امسال هم به لحاظ مالی سال بسیار سختی است و شرایط پیش‌بینی‌نشدة اعتباری ما هم موضوع را حادتر کرد.

در عین حال ما به دوستان اعلام کردیم اگر در حد حمایت متعارف و اینکه بخش خصوصی قرار است کاری را انجام بدهد، از ما انتظار حمایت هست، ما حتماً آمادگی داریم و همین الان هم مجدد این را می‌گویم که صراحتاً اعلام شود هزینة سالن رودکی یا هر سالن دیگری را در طول برگزاری جشنواره توسط دفتر موسیقی حمایت می‌شود. این خیلی معقول و قابل تداوم است. اما اگر قرار است صفر تا صد هزینه‌ها توسط دفتر پرداخت شود و تنها عنوان بخش خصوصی باشد، به نظرم خود دفتر هم می‌تواند تجدیدنظر کند که آیا با این بودجه و هزینه، لزومی دارد که این شرایط همچنان ادامه پیدا کند یا بخش‌های دیگری هم هستند که نیازمند حمایت‌اند. بر این مبنا، چون جشنواره تمام هزینه‌هایش بر عهدة دفتر موسیقی بود و تنها عنوانش خصوصی بود، باید تجدید نظری روی این موضوع انجام می‌شد.
 

  • * آیا دفتر درباره برخوردی که با نوازنده‌های خیابانی شده، موضع‌گیری نمی‌کند؟ زیرا شنیده شده که آقای حسینی قصد دارند اساس‌نامه‌ای برای این سامان‌دهی در نظر بگیرند. این موضوع از این بابت که ممکن است کار را سخت‌تر کند، نگران‌کننده نیست؟

برخی نهادهای قانون‌گذاری و ذی‌صلاح از ما خواسته‌اند که در مورد سامان‌دهی گروه‌های موسیقی خیابانی شیوه‌نامه‌ای تدوین کنیم. البته این را هم بگویم که این موضوع، محدود به کشور ما نیست, یعنی ما مشخصاً در مورد این قضیه تحقیق کردیم و متوجه شدیم در خیلی از کشورهای اروپایی و امریکا هم برای گروه‌های موسیقی که در مکان‌های خاصی مانند مترو و… فعالیت می‌کنند، ضوابطی در نظر گرفته می‌شود. اینها شناسایی شده‌اند و مشخص است چه کسانی هستند و در چه مکان‌هایی اجرا دارند.

این بررسی نباید لزوماً به معنای محدودیت یا ایجاد موانع برای اینها محسوب شود. در عین حال، شما شرایط را می‌بینید؛ وقتی این گروه‌های موسیقی بسیار آسیب‌پذیر هستند و از دست ما هم کاری برای آنها برنمی‌آید، شاید اگر بی‌تفاوتی ما هم ادامه پیدا کند، وضعیت سخت‌تر شود. در مورد این اتفاق باید بگویم که خیلی ناراحت‌کننده و غیرقابل دفاع است. خوشبختانه متوجه شدم که نیروی انتظامی هم از روش و شیوة آن برخورد، ابراز نارضایتی کرده است. یکی از مواردی که می‌تواند کل زحمات نیروی پلیس را تحت‌الشعاع قرار دهد، این‌گونه موارد است که آثار اجتماعی گسترده‌ای دارد.

ما فکر می‌کنیم شیوه‌نامة تدوین‌شده اگر مورد تأیید قرار گیرد و به جایگاه قانونی برسد، شاید بابی شود که هم گروه‌های موسیقی که منسجم‌تر هستند و در سطح خیابان فعالیت می‌کنند، خیلی از آنها دانشجوی موسیقی هستند و کم از گروه‌هایی که روی صحنه می‌روند ندارند، می‌توانند احساس امنیت بیشتری بکنند و هم اینکه نیروی محترم انتظامی مکلف به حمایت از این گروه‌ها خواهد بود و شهرداری‌ها مکلف به تأمین مکان‌هایی برایشان می‌شوند و شاید از این نظر، آسیب‌پذیری این گروه‌ها کمتر شود.

دانلود آهنگ قدیمی شاد دارمت برو دارمت ، هنوزم دوست دارمت همراه متن آهنگ و کیفیت بالا

دانلود آهنگ شاد قدیمی دارمت برو دارمت ، هنوزم دوست دارمت از رسانه آکنا موزیک

آهنگ شاد آذری مخصوص آذربایجان

برای شما دوستاران آکنا موزیک آهنگ های شاد (( دارمت برو دارمت )) را قرار دادیم . دانلود و گوش کنید و به دوستان خود معرفی کنید.هم چنین شعر و تکست آهنگ برای شما در سایت قرار داده ایم.سایت آکنا موزیک را فراموش نکنید برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب بروید

متن آهنگ بسیار زیبای دارمت برو دارمت

اگه دنیا رو بری بگردی ، می دونم نرفته بر می گردی
می دونم تو مثل من عاشقی رو ، نه تو دیدی و نه پیدا کردی
دل من فدای لطف و کرمت ، رفتن و اومدن محترمت
حاجت قلب من عاشقتو ، هنوزم بسته به ناز قدمت
هنوزم بسته به ناز قدمت

دارمت برو دارمت ، هنوزم دوست دارمت
فکر نکن دست خدا می سپارمت
دارمت برو دارمت ، هنوزم دوست دارمت
فکر نکن دست خدا می سپارمت

نگیر از من امید بودنت رو ، قشنگی هوای دیدنت رو
اگه خواستی می گیرم دامنت رو ، نبینم روز بی من رفتنت رو
یه دنیایی می ارزه هنوز برق نگاهت
اگه رفتی عزیزم ، خدا پشت و پناهت
اگه رفتی عزیزم ، خدا پشت و پناهت

دارمت برو دارمت ، هنوزم دوست دارمت
فکر نکن دست خدا می سپارمت
دارمت برو دارمت ، هنوزم دوست دارمت
فکر نکن دست خدا می سپارمت

نگیر از من امید بودنت رو ، قشنگی هوای دیدنت رو
اگه خواستی می گیرم دامنت رو ، نبینم روز بی من رفتنت رو
یه دنیایی می ارزه هنوز برق نگاهت
اگه رفتی عزیزم ، خدا پشت و پناهت
اگه رفتی عزیزم ، خدا پشت و پناهت

دارمت برو دارمت ، هنوزم دوست دارمت
فکر نکن دست خدا می سپارمت
دارمت برو دارمت ، هنوزم دوست دارمت
فکر نکن دست خدا می سپارمت

لطفا مشکلات خودرا در نظرات مطلب مطرح کنيد.

کد پخش آنلاین این موزیک برای وبلاگ و سایت شما

کد زیر را کپی کنید سپس در قسمت مناسب وبلاگ یا سایت خود قرار دهید

آیا مطلب موثر و مفید بود؟ حالا امتیاز خود ثبت کنید.

ویدیو گفت و گو با رضا عسگرزاده, سایت آکنا موزیک


موسیقی رضا عسگرزاده در چند سال گذشته، بیش از این‌که به عنوان نوازنده شناخته شود، در بخش مهندسی صدا مشغول فعالیت بوده و اتفاق‌های مهمی را هم در این حوزه رقم زده است. اما سال‌ها است که نواختن جزء لاینفک زندگی‌اش محسوب می‌شود و خودش آن را بیماریِ نوازندگی می‌نامد؛ درست از همان پنج سالگی که تعلیمات جدی موسیقی‌اش با ساز پیانو شروع شد تا دوران جوانی که دودوک را به عنوان ساز مورد علاقه خود برگزید و در این بین با هنرمندان مختلفی همچون پیتر سلیمانی‌پور، کریستف رضاعی، استاد احمد پژمان و همچنین حسین علیزاده و جیوان گاسپاریان همکاری کرد که در واقع آلبوم «به تماشای آب‌های سپید» سرآغاز این آشنایی بود.
 
عسگرزاده که علاقه‌مند به مهندسی صدا هم بود، از سال 74 با همراهی کریستف رضاعی در حوزه صدابرداری و ضبط هم فعال شد و مسئولیت ضبط‌های استودیویی و زنده بسیاری از آثار را بر عهده گرفت که بخش قابل توجهی از آن، تولیدات نشر موسیقی «هرمس» بوده است. او در به سرانجام رسیدن موسیقی فیلم‌های مختلفی هم نقش داشته که «یه حبه قند»، «سعادت آباد»، «آبادان» و «لاکپشت‌ها هم پرواز می‌کنند» از آن جمله هستند.
 
رضا عسگرزاده با این‌که ترجیح داده کارنامه کاری طویل و درازی نداشته باشد (حداقل در نوازندگی) اما چگالی اتفاق‌هایی که در این سال‌ها رقم زده، آن‌قدر زیاد است که درباره هر یک از آنها می‌توان به شکل مفصلی صحبت کرد. شاید دلیل این انتخاب هم این باشد که معتقد است آدم بسیار ایده‌آل‌گرایی است و چه خوب که در این زمانه هنوز هستند آدم‌هایی که درگیر سرعت سرسام‌آور روزگار نشده‌اند و ترجیح می‌دهند اتفاق‌هایی را رقم بزنند که اول در جانشان ته‌نشین شود و خب در این‌صورت برای مخاطب هم چاره دیگری جز رسوخ کردن آن آثار در دل و جانش باقی نمی‌ماند.

– زمان‌هایی که کار صدابرداری انجام می‌دهم، خیلی پا تو کفش نوازنده‌ها می‌کنم
– چیزهایی که درباره حسین علیزاده شنیده بودم و همچنین میمیک چهره او، باعث شده بود همیشه برایم ترسناک باشند
– انتظارات موزیکال احمد پژمان معمولاً در کشور ما به راحتی پاسخ داده نمی‌شود
– وقتی جیوان گاسپاریان به ایران آمد و با هم معاشرت کردیم، فهمیدم سازی که ما داریم، سوت سوتک است!
– من صدابرداری نیستم که بتوانم کنار همه راحت کار کنیم
– از سال 63 با پیتر سلیمانی‌پور دوست شدم و هیچ کاری نبود که در قالب موسیقی با هم انجام ندهیم
– صدابرداری برایم جذاب است؛ اما نه به اندازه نوازندگی
– بارها برای دیدن کنسرت‌های حسین علیزاده، شب‌ها در صف خرید بلیت تالار وحدت خوابیده‌ام
– روزمرگی باعث شده بسیاری از نوازنده‌ها از دنیای موسیقی فاصله بگیرند و عملاً یک‌سری نت بنوازند و بگویند در میکس درستشان می‌کنیم
– کنسرت «به تماشای آب‌های سپید» اولین معاشرت نزدیک من و حسین علیزاده بود
– در موسیقی‌های قائم به ذات، دنیای تکنیکال می‌تواند آسیب‌زننده باشد
– گاهی هنرمندان حاضر نیستند در کنسرت‌هایشان بخش کوچکی از درآمدشان را خرج ادوات صدابرداری کنند و از چشم مردم همه چیز سر صدابردار می‌شکند
– آلبوم «آلبا»ی گروه «نور» را بیشتر از بقیه کارهایم دوست دارم
– آلبوم «آلبا» را سه روزه با دو میکروفون در سرسرای اصلی کاخ اردشیر بابکان ضبط کردیم

دانلود آهنگ خیانت علی بینام (علی علایی)


دانلود آهنگ علی بینام(علی علایی) بنام خیانت

Download New Song By Ali binam(ali alaie) Called Khianat From LordMusic

آهنگ جدید خیانت با صدای علی بینام(علی علایی) با متن آهنگ و به صورت لینک مستقیم از سایت آکنا موزیک

photo 2018 11 04 21 07 58 دانلود آهنگ خیانت علی بینام (علی علایی)

متن آهنگ علی بینام(علی علایی) خیانت

نوشته دانلود آهنگ خیانت علی بینام (علی علایی) اولین بار در دانلود آهنگ جدید | آکنا موزیک. پدیدار شد.

دانلود آهنگ اسپانیایی Ozuna به نام Única همراه متن ترانه + کیفیت 320 و 128

دانلود آهنگ اسپانیایی Ozuna به نام Única از رسانه آکنا موزیک

Download New Music Ozuna Called Única

 آهنگ اسپانیای Ozuna به نام Única

برای شما دوستاران آکنا موزیک آهنگ اسپانیای (( Única از Ozuna )) را قرار دادیم . دانلود و گوش کنید و به دوستان خود معرفی کنید.هم چنین شعر و تکست آهنگ برای شما در سایت قرار داده ایم.سایت آکنا موزیک را فراموش نکنید برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب بروید

متن آهنگ Ozuna به نام Única

.

.

Salgo a gastar unos poco’ (poco’)
میرم بیرون تا یه خوشی بگذرونم
Música en el Lambo pa’ que te relaje’ (relaje’)
موسیقی در لامبو برای اینکه آرامش پیدا کنی
Al que me la baje unos poco’ (poco’)
اونی که منو اروم میکنه
Puedo reconocerla de ver su celaje
من میتونم دوباره بشناسمش با دیدن اون شفقش
Única, tiene la disco explotá’
تک،دیسکو رو میترکونه
Todo el mundo me la mira
تمام دنیا اونو میبینه
Pide conmigo na’ má’ (eh-eh-eh)
میخواد با من باشه نه بیشتر
Tiene mucha habilidad
خیلی شایستگی داره
Ella sabe lo que da
اون میدونه چی داره میده
Le frontea a sus amigas
از دوستاش فاصله گرفته
Dice que conmigo está (eh)
میگه که میخواد با من باشه
Porque ella es
چونکه اون تکه

.

.

برای دانلود تمامی آهنگ های (( Ozuna )) کلیک کنید

لطفا مشکلات خودرا در نظرات مطلب مطرح کنيد.

کد پخش آنلاین این موزیک برای وبلاگ و سایت شما

کد زیر را کپی کنید سپس در قسمت مناسب وبلاگ یا سایت خود قرار دهید

آیا مطلب موثر و مفید بود؟ حالا امتیاز خود ثبت کنید.

ایرج رحمانپور کنسرتش را به بهمن علاءالدین تقدیم کرد


آکنا موزیک – ایرج رحمانپور تازه‌ترین کنسرتش را که در تالار وحدت برگزار شد، به روح بلند زنده‌یاد بهمن علاءالدین(مسعود بختیاری) تقدیم کرد.

به گزارش «آکنا موزیک»، ایرج رحمانپور خواننده موسیقی لرستان جمعه 16 آذر 1397 کنسرت خود را در تالار وحدت برگزار کرد.

در این کنسرت گروه «هانای» به سرپرستی امیر نوروزی، رحمانپور را همراهی کردند. این اجرا شامل دو بخش بود که بخش نخست به اجرای قطعه‌هایی در دستگاه «ماهور» و بخش دوم به اجرای قطعه‌هایی در دستگاه «شور» اختصاص داشت.

از نکات جالب این کنسرت حضور مخاطبانی بود که اصالت‌شان به مناطق زاگرس نشین ایران برمی‌گشت. تقریبا از دوازده استان کشور مخاطبان به سالن آمده بودند.

همچنین این کنسرت دو مخاطب ویژه داشت که از اروپا به ایران سفر کرده بودند و طی سفرشان به دیدن و شنیدن این کنسرت آمدند. این کنسرت از پرشورترین و پرمخاطب‌ترین کنسرت‌هایی بود که طی سال جاری در عرصه موسیقی نواحی ایران برگزار شده است.

خواهرِ بهمن علاءالدین(مسعود بختیاری) هم مهمان ویژه‌ی این مراسم بود. رحمانپور در بخشی از این کنسرت در سخنانی ضمن تمجید از زنده‌یاد مسعود بختیاری، اجرایش را به روح بلند این خواننده تقدیم کرد.

امیر نوروزی نوازنده کمانچه و سرپرست گروه، شاهرخ پیمانی نوازنده سرنا، احمد رنجبر نوازنده عود، مهدی مرتضایی نوازنده سنتور، علیرضا عقیقی نوازنده تار، کسرا زرین قلم نوازنده کمانچه بم و بابک شکری نوازنده تنبک، اعضای گروه «هانای» را تشکیل می‌دادند.

اعلام جزئیات کنسرت گروه خنیا به یاد ایرج تیمورتاش


آکنا موزیک – نشست خبری کنسرت همخوانی و هم‌نوازی گروه خنیا به سرپرستی پری ملکی صبح روز شنبه 17 آذرماه در تالار وحدت برگزار شد.

در این نشست که با مضمون تشریح جزئیات کنسرت یادمان برای ایرج تیمورتاش ترانه‌سرا و هم‌زمان رونمایی از کتاب زندگی‌نامه این هنرمند برگزار شد، پری ملکی خواننده، پیمان خازنی آهنگساز، فریبرز تیمورتاش فرزند ایرج تیمورتاش و توکا ملکی ناشر حضور داشتند.

این یک کنسرت بزرگداشت است

پری ملکی خواننده در ابتدای برنامه درباره این اجرا توضیح داد: ایرج تیمورتاش از شاعرانی بوده که در دهه 30 و 40 بیشترین آثار را داشته است. در همه این سال‌ها تیمورتاش مهجور ماند. ما تصمیم گرفتیم برنامه‌ای برای او بگذاریم و کتاب اشعارش را هم چاپ کنیم. در واقع این یک کنسرت بزرگداشت است.

او ادامه داد: این هنرمند در یک مدرسه باهم همکار بوده و حضور و ورود من به حوزه موسیقی توسط این شاعر انجام گرفته است. ارتباط خانواده ما با این هنرمند بسیار نزدیک بود و همیشه برایم زنده بوده‌اند. ما برای تمامی قطعات مجوز دریافت کرده و در این کنسرت با تنظیم پیمان خزانی آثار آهنگسازانی چون اکبر محسنی، عبدالله جهان پناه، نصرالله زرین پنجه، مصطفی گرگین زاده و جواد لشگری را اجرا خواهیم کرد.

ملکی اضافه کرد: بعد از 25 سال فعالیت مداوم در عرصه موسیقی تصمیم به این گرفتم به‌جای اجرای آثار جدید به سراغ آثاری برویم که در زمان خود آن‌طور که باید شنیده نشده‌اند. در حقیقت وظیفه ما به‌عنوان یک هنرمند این است که این افراد را به جامعه شناسانده و معرفی کنیم.

آثار زنده‌یاد تیمورتاش کارهای خوبی بودند که شانس دیده شدن در لحظه را نداشتند

پیمان خازنی آهنگساز و تنظیم‌کننده درباره این کنسرت گفت: آثار زنده‌یاد تیمورتاش را گوش کرده و ارزیابی کردیم. این آثار کارهای خوبی بودند که شانس دیده شدن در لحظه را نداشتند. احساس کردم اگر بتوانیم این آثار را مرمت و باز تنظیم کنیم تا امروزی‌تر شوند، می‌توانند یک بار دیگر به جامعه معرفی شوند و به گوش مخاطبان برسند.

او ادامه داد: من تا به امروز کمتر کار تنظیم انجام داده و اکثراً در بخش موسیقی کار فعالیت داشته‌ام، اما این بار تنظیم را نیز عهده‌دار شدم. برخی از این قطعات به شکلی از بین رفته بودند که حتی شما متوجه کلام در موسیقی نمی‌شدید و کار را بسیار سخت کرده بود اما در نهایت ممکن شد.

دیدن و شنیدن آثار کامل پدرم جزو آرزوهایم بود

فریبرز تیمورتاش فرزند ایرج تیمورتاش ضمن ابراز خوشحالی از این اجرا گفت: در تمام سال‌هایی که ایران نبودم دوست داشتم قطعاتی را که پدرم سروده را شنیده و اجرا را از نزدیک شاهد باشم و جزو آرزوهایم بود که توانایی دیدن و شنیدن آثار کامل پدرم را داشته باشم. وقتی برای اولین بار پیشنهاد این کار توسط پری ملکی داده شد با کمال میل استقبال کرده و پذیرفتم.

او ادامه داد: او ادامه داد: پدرم معلم بود و همیشه اعلام می‌کرد که شغل معلمی را دوست دارد و من در آن زمان بچه بودم و عکس‌هایی از پدرم دیده بودم که مشغول همکاری با برخی خوانندگان بود اما وقتی از ایران رفتیم در امریکا دسترسی به آثار و کارهای پدرم نداشتیم و جمع‌آوری آثار پدرم برایمان مقدور نبود.

تیمورتاش اضافه کرد: پدرم هیچ‌وقت از خود تعریف نمی‌کرد و من از دیگران شنیدم که او سال‌ها سردبیر یک نشریه بوده و یا بدون رفتن به کلاس خاصی در صحبت کردن به زبان فرانسه مهارت پیدا کند. بی‌صبرانه منتظر این کنسرت هستم.

هدف ما معرفی شخصیت‌ها و اتفاق‌های تأثیرگذار است

توکا ملکی مدیر انتشارات خط و طرح در انتهای این نشست گفت: هم‌زمان با برگزاری این کنسرت، رونمایی از کتاب زندگی‌نامه و ترانه‌های تیمورتاش توسط انتشارات “خط و طرح” صورت خواهد گرفت، هدف ما این است که به نقطه‌های تاریک فرهنگ ایران معاصر توجه کنیم و شخصیت‌ها و اتفاق‌های تأثیرگذار را معرفی کنیم.

او ادامه داد: ما سعی کرده‌ایم در انتشارات خط و طرح زمینه‌ای برای معرفی چنین شخصیت‌هایی فراهم کنیم.

گروه موسیقی خُنیا به سرپرستی پری ملکی در روزهای سه‌شنبه ۲۰ و چهارشنبه ۲۱ آذرماه کنسرتی به‌صورت همخوانی و هم‌نوازی، در ساعت ۳۰:۲۱ در تالار وحدت اجرا خواهد کرد. این برنامه با عنوان “نرود ز دلم هرگز” به بزرگداشت و بازخوانی آثار ایرج تیمورتاش، ترانه‌سرای دهه‌ سی و چهل شمسی اختصاص دارد.

تالیف موسیقایی و ذهن کنشگر و فضیلت‌جو


آکنا موزیک –  دهمین دوره جشنواره موسیقی فارس از تاریخ هشتم تا شانزدهم آذرماه در شهر شیراز  به دبیری احمد پژمان در سه بخش رقابتی، غیر رقابتی و پژوهش برگزار شد. «عماد توحیدی» آهنگساز و نوازنده برجسته یکی از داوران بخش رقابتی این جشنواره بود؛ با او كه فارغ التحصیل دكترای رشته فیلولوژی(سخن شناسی)از دانشگاه مسكو است در خصوص این جشنواره و جایگاه آن و همچنین پیوند ادبیات و موسیقی در فرهنگ ایرانی صحبت کرده‌ایم.

 
*در مورد لزوم برگزاری جشنواره موسیقی فارس در بین جشنواره های موسیقی كشور چه نظری دارید؟

استان فارس به لحاظ تاریخی و جغرافیایی در فلات ایران دارای جایگاهی منحصر بفرد است و دارای نقشی ویژه در تحولات فرهنگی ایران بوده و هست. این سرزمین كه از یازده سده قبل از میلاد مسیح محل سكونت قوم فارس از اقوام مهم آریایی بوده،عمدتاً مركزی قدرتمند برای تمدن ایران بزرگ بوده است و استقرار فرهنگی شاخص در پیش از اسلام و استمرار آن در سده های بعد از اسلام به روشنی در این پهنه نمودار است.از سویی در فارس امروز به جز اكثریت فارسی زبانی كه  در استان زندگی می‌كنند ما با نوعی از تنوع قومیتی و بالطبع فرهنگی شگفت روبروییم؛ حضور اقوام لُر و لارستانی و قشقایی و عرب و لك و باصری كه هریك زبان و مشی و منش فرهنگی خود را دارند، باعث ظهور و بروز مولفه‌های موسیقایی متنوعی شده اند؛ طبیعتاً برگزاری رویدادی از جنس جشنواره موسیقی فارس اتفاقی ضروری و البته خوشایند برای هنرمندان موسیقی فارس و مخاطبان موسیقی در این استان است. بگذریم از اینكه در هر حال من با برگزاری هر رویداد فرهنگی هنری كه دست اندركاران و كارگزاران آن از نخبگان و صاحب نظران متخصص باشند موافقم و این جشنواره نیز با نه دوره برگزاری و دبیری چهره‌ای برجسته به نام «احمد پژمان» جشنواره‌ای معتبر محسوب می‌شود. تجربیات و دستاوردهای ارزشمند این جشنواره‌ها می‌تواند مورد استفاده مدیران و برنامه‌ریزان رویدادهای مشابه در سایر نقاط كشور باشد.

*ارزیابی شما به‌عنوان یك سخن شناس از جایگاه و پیشینه شعر فارسی در فارس و ارتباط آن با موسیقی چیست؟
 
 
 ببینید! من قبل از پاسخ به این سوال نظر شما را به نام‌گذاری اجزای یكی از كهن‌ترین كتاب‌های ایرانیان یعنی «اوستا» جلب می‌كنم. اوستا كتابی است كه از نظر تاریخی به ششصد قبل از میلاد تا شش هزار سال پیش از آن منسوب است و كهن‌ترین بخش آن «گاته‌ها» به معنی آوازهاست. نوعی نیایش موسیقایی كه هم ریشه اصطلاح «گاه» در موسیقی ایرانی است. این یعنی همنشینی باستانی شعر و موسیقی در جهان انسان ایرانی. «یسنا» و «یشت‌ها» در اوستا هم به معنی سروده‌اند كه سرودهای نیایشی شاد بوده‌اند. در كتبی چون آثار الباقیه، مروج الذهب،الكامل و تاریخ گزیده نیز شاهد شرح و بسط موضوع شعر و موسیقی هستیم. شعر فارسی همزاد ناگزیر موسیقی ایرانی است و عموماً شاعران دوران میانه شعر فارسی نیز با موسیقی آشنایی عمیق داشتند. موسیقی ركن بسیار مهم شعر فارسی و عربی بوده است كه نظریات و رویكردهای بسیار مهمی در این خصوص در آثاری چون «موسیقی شعر» اثر جناب شفیعی كدكنی و «البنیه الایقاعیه للشعر العربی» اثر كمال ابودیب قابل مشاهده است. از طرفی تجلی عرفان در شعر فارسی و موسیقی ایرانی نیز نوعی همنشینی قابل توجه را به‌وجود آورده است كه نمونه‌های ارجمند آن در شعر مولانا، خواجو ،سعدی و حافظ قابل مشاهده است. در بزنگاهی كه شعر فارسی توسط اینان در چنین جایگاه والایی قرار می‌گیرد، بی گمان موسیقی ایرانی نیز در مرتبتی قابل توجه قرار داشته است.حتی در مقاطعی شعر فارسی به تنهایی بار هنر موسیقی را به‌دوش كشیده است كه شرح مفصلی دارد ولی باید بپذیریم كه بسیاری از شاعران فارسی گوی چون رودكی و منوچهری و خواجوی كرمانی و حافظ  و سعدی و…با موسیقی آشنایی جدی داشته‌اند؛ اگر نگاه ریشه‌ای تری داشته باشیم باید به «گوسان»ها اشاره كنیم. «گوسان»ها نوازندگان دوره گرد ایران باستان و در ادوار متاخر عاشیق‌ها مهم‌ترین تجلی شعر و ساز و آواز در ایران بوده‌اند. اینان خود كلام را ساخته و با ساز می‌خواندند. حافظ در غزلی می‌فرماید: «غلام حافظ خوش لهجه غزل خوانم»غزل خوان در اینجا به معنای آوازخوان است. تخلص حافظ شیرازی هم به دو معناست. هم به معنای حفظ كننده قرآن كریم است و هم به كسانی گفته می شده كه حافظ ردیف موسیقی بوده اند. «حافظ» در برخی از لهجه‌های فارسی به معنای آوازخوان هم آمده است. فراموش نكنیم كه هنوز در سمرقند و بخارا به خوانندگان پرسه‌گرد تاجیكی كه مسلط بر شش مقام هستند حافظ می گویند.در مورد رشد ادب فارسی در پهنه فارس هم دلایل متعددی وجود دارد. آب و هوای مطبوع فارس و ییلاق‌های مصفای آن و امنیت و صلح نسبی برآمده از ظهور حاكمان هنرپروری چون آل بویه در قرن چهار و پنج كه مساجد، كتابخانه‌ها و قصرها و حصارهای بسیاری را در شیراز  بنیان نهادند، شرایط مناسبی را برای اهالی علم و فضل و حكمت و ادب و هنر پدید آوردند و همه این تحولات اجتماعی و فرهنگی كه نمونه های آن را در دوران حكمرانی شاه شجاع هم میبنیم در مهاجرت اهل ادب و هنر به فارس و خصوصاً شیراز موثر بوده كه از آن جمله می‌توان به هجرت نخلبند شعرا خواجوی كرمانی به شیراز اشاره كرد.
 
*نظر شما در مورد اینكه جشنواره موسیقی فارس بر موضوع گروه نوازی متمركز است چیست؟

اینكه در ابتدای صحبت به نقش نگاه تخصصی در برنامه‌ریزی جشنواره اشاره كردم توجه به همین موضوع بود.امیدوارم كه همه جشنواره‌های موسیقی در ایران با رویكرد مشخص این چنینی برگزار شوند. طبعاً این تفكیك ماموریت‌ها در راستای هویت بخشی تخصصی به جشنواره ها حاصل نگاه كارشناسی است. تقویت كار جمعی در موسیقی و بیرون آوردن هنرمند از كنج عزلت و قرار دادن او در فعالیتی گروهی اتفاق خجسته‌ای است كه محصول آن افزایش حس مسئولیت و نظم،ارتقاء سطح حسی و تكنیكی نوازندگی و مهارت‌های اجتماعی و فرهنگی، تبادل تجربیات هنری بین اعضای گروه، لذت از شور و هیجان تمرین و اجرا و فضای رقابتی و استفاده از نظرات اهل فنِ دور از دسترس است.همه می‌دانیم كه به هر حال گروه‌نوازی فرآیندی زمان بر و محتاج برنامه ریزی، اختصاص بودجه و انجام كار هنری مدون و سازمان یافته‌تری نسبت به تك‌نوازی یا همنوازی دو ساز است. قابل توجه است كه در بخش پژوهشی جشنواره نیز تمركز بر گروه‌نوازی است. نتایج پژوهشی جشنواره به شرط انتشار نه تنها برای موسیقی استان فارس بلكه برای امر گروه نوازی در موسیقی ملی ایران مهم و موثر است.

 *گروه نوازی و تکنوازی سازهای کوبه ای نسبت به سالهای گذشته چه قدر روند رو به رشد و یا نزولی داشته است؟

از منظر كمّی رشد فوق العاده خوبی را میبینیم.كثرت گروهها و علاقه مندان به سازهای كوبه ای و اشتیاق حاكم بر فضای آموختن این دسته از سازها قابل توجه است ولی در بعد طراحی خوب و ایجاد ساختار مناسب متاسفانه هنوز در جا میزنیم .هنوز در اجراها با فقدان طراحی پلی ریتمی های حساب شده و تنظیم شایسته روبروییم.استفاده از سازهای با صدای بیشتر مانند دف و دمام بیشتر است تا دیگر سازها.به عنوان مثال در این جشنواره در هیچ گروهی از نقاره فارس و نوازندگان زبده آن استفاده نشده بود و ساز تنبك با همه قابلیتهای صدادهی و تكنیكهای پیچیده تنها در یك اجرا دیده شد.در گروههایی اگر از تنبك زورخانه یا دایره و كاخن استفاده شده بود شیوه های نوازندگی و تخصصی آن ساز رعایت نشده بود و به این نكته توجه نشده بود كه حتی تمبورین شیوه نوازندگی منحصر به خود را دارد.
 
*به طراحی و ایجاد ساختار در گروه نوازی ها اشاره كردید.برای دستیابی به این موارد چه پیشنهادی دارید؟

اتفاقاً در صحبت‌هایی كه با مسئول گروه‌ها بعد از اجرا داشتم به همین نكات اشاره كردم كه یك گروه‌نوازی زیبا نیاز به یك طرح خوب و یك سازماندهی درست دارد. طرح خوب از ذهن كنشگر و فضیلت جو زاده می‌شود. ذهنی كه متن و تا حدودی تالیف موسیقایی را بشناسد، ذهنی كه مجهز باشد نه فقط به علم موسیقی، بلكه ادبیات و نقاشی و سینما را تا حدی بداند و با معماری آشنا باشد.آیین های موسیقایی را بشناسد و دارای یك معرفت نسبی در مشاهده اجتماع و تاریخ و بطور كلی فرهنگ سرزمینش باشد و بداند مخاطب از او به عنوان یك هنرمند ایرانی در یك جشنواره چه توقعی دارد و خود او چه مسئولیت‌هایی دارد. شاخص سازماندهی هم یعنی سپردن نقش‌هایی كه قبلاً به‌صورت متن در ذهن سازنده شكل گرفته به نوازندگان! در اینجا گروه‌نوازی بسیار شبیه به تئاتر است.هر شخصی نقشی دارد و كارگردان تلاش می‌كند كه به بازیگر كمك كند تا به تالیف ذهنی و برداشت صحیح از نقش برسد. یك عنصر بسیار مهم در این میان مساله زمان است. اگر قرار است ما ده دقیقه اجرا داشته باشیم این ده دقیقه نیازمند صدها دقیقه و شاید صدها ساعت تمرین است.تمرین برای اینكه از یك ساختار نا آشنا وسخت به ساختار اجرایی آسان برای نوازنده ها برسیم و با تمرین های مستمر به نقش آفرینی عادی و سپس به ساختار اجرایی زیبا برسیم.قطعاً در سطح اجرایی مورد بحث در جشنواره با دو ماه تمرین نمیتوان به جایی رسید.

 *برگزاری چنین جشنواره ای در شیراز که بیش از 4 دهه قبل میزبان برگزاری جشن هنر شیراز بوده چه قدر می تواند در شناساندن موسیقی به عموم مردم موثر باشد؟

به شرط بردن اجراها به میان مردم قطعاً موثر است.اینكه برخی اجراهای جشن هنر شیراز در حافظیه و در فصل مناسب برگزار می‌شد تاثیر بسیار خوبی در معرفی شعر و موسیقی ایرانی داشت. در همین سال‌های اخیر وقتی اجراهای موسیقی نواحی در فضای بوستانی در كرمان با حضور چهار هزار نفر و در سكوت و نظم كم نظیری برگزار می‌شود نشان دهنده این است كه توالی برگزاری جشنواره موسیقی نواحی كشور در كرمان و همكاری نهادهای این استان در برگزاری شایسته این رویداد منجر به آشنایی مردم این خطه با موسیقی نواحی شده و حتی با اینكه مخاطب با زبان آذری عاشیق ها در روایت حماسه كوراغلو ناآشناست در سكوت كامل دو ساعت اجرا را می‌بیند و می‌شنود و لذت می‌برند.مشكل آنجاست كه ما همیشه به سازماندهی گروه‌های موسیقی و روال برگزاری جشنواره توجه میكنیم و توجه جدی به جامعه مخاطب كه اصل برگزاری یك رویداد هنری است نداریم. البته كه نیاز به همیاری و همكاری نهادهای مختلف فرهنگی و امنیتی و شهرداری و استانداری و ادارات كل فرهنگ و ارشاد و تعامل آنان با بخش خصوصی است و ایجاد این خواست در بین این همه مراكز متعدد بسیار دشوار و با نتایج نامشخص و مبهم است.
 
 

سهمِ بالای رنگین‌پوستان و زنان و دست خالی ایرانیان


نامزدهای «گرمی» معرفی شدند

سهمِ بالای رنگین‌پوستان و زنان و دست خالی ایرانیان

آکنا موزیک – روز گذشته فهرست نامزدهای بخش‌های مختلف شصت و یکمین جوایز گرَمی اعلام شد و «کندریک لامار» با ۸ نامزدی و «دِرِک» با ۷ نامزدی  پیشتاز شصت و یکمین دوره‌ی این جوایز شدند. امسال برای اولین بار تعداد نامزدهای بخش‌های اصلی از ۵ نامزد به ۸ نامزد افزایش یافت، سال گذشته «آکادمی ضبط» با انتقادات شدید روبرو شد که بیشتر در ارتباط با عدم تنوع نژادی و جنسیتی بود. امسال اما با نگاه به بخش‌های مختلف شاهد بهبود این شرایط هستیم جایی که در بخش بهترین آلبوم سال ۵ نامزد از ۷ نامزد هنرمندان زن هستند. در بخش «بهترین هنرمند جدید» نیز از ۸ نامزد ۶ نامزد هنرمندان زن هستند. همچنین در بخش بهترین ترانه سال از ۸ نامزد ۵ نامزد هنرمندان زن هستند. این در حالی است که در سالِ جاری، هیچ ایرانی‌ای در این جایزه سهمی ندارد.
 
«بویی واندا» تهیه‌کننده موسیقی نیز در ۶ بخش نامزد گرَمی شد. «برندی کارلیل» هم در ۶ بخش نامزد دریافت جایزه شد. پس از اینها، «کاردی بی»، «چایلدیش گامبینو»، «لِیدی گاگا»، «مارِن موریس» و «اچ ای آر» در رده‌های بعدی دریافت نامزدی گرَمی قرار گرفتند.
 
 
 
فهرست نامزدهای جایزه گرمی از بین ۲۱ هزار اثر در ۸۴ بخش که بین یکم اکتبر ۲۰۱۷ تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۸ تولید شده‌اند، انتخاب و اعلام می‌شود.
 
در ادامه فهرست کامل نامزدهای شصت و یکمین جایزه گرَمی آمده است:
 
ضبط سال
 
«دوسش دارم» از «کاردی بی»، «بد بانی» و «جِی بالوین»
 
«جوک» از «برندی کارلیل»
 
«این آمریکاست» از «چایلدیش گامبینو»
 
«طرح خدا» از «دِرِک»
 
«کم عمق» از «لِیدی گاگا» و «برَدلی کوپر»
 
«تمام ستاره‌ها» از «کندریک لامار» و «اس‌زی‌اِی»
 
«ستاره راک» از «پُست ملون» و «توئنی وان سَوِیج»
 
«میانه» از «زد» «مارن موریس» و «گرِی»
 
آلبوم سال
 
«تعرض به حریم شخصی» از «کاردی بی»
 
«به هر روی، تورو می‌بخشم» از «برندی کارلیل»
 
«عقرب» از «دِرِک»
 
«اچ ای آر» از «اچ ای آر»
 
«بیربانگز و بنتلی» از «پست ملون»
 
«رایانه کثیف» از «جَنِل مونا»
 
«ساعت طلایی» از «کِیسی ماس‌گرِیوز»
 
«پلنگ سیاه» آلبوم، موسیقی از هنرمندان مختلف
 
ترانه سال
 
«تمام ستاره‌ها» از «کندریک لامار» «سولانا روئه» «ال‌شاک‌برگ» «مارک اسپیرز» و «آنتونی تیفیت» ترانه نویس‌ها(کندریک لامار و اس‌زی‌اِی)
 
«رابطه»(“Boo’d Up) از «لَرِنس داپسون» «جوئل جیمز» «الا مائی و دیون مک‌فارلن» ترانه‌نویس‌ها (الا میا)
 
«طرح خدا» از «اوبری گراهام» «دِیوِن جکسون» «بروک کورسان» «ران لاتور» «متیو سموئلز» و «نوا شبیب» ترانه‌نویس(دِرِک)
 
«در خون من» از «تدی گیگر» «اسکات هریس» «شاون مندز» و «جفری واربارتن» ترانه‌نویس (شاون مندز)
 
«جوک» از «برندی کارلیل» «دِیو کاب» «فیل هنسِروت» و «تیم هنسِروت» ترانه‌نویس (برندی کارلیل)
 
«میانه» از «سارا آرونز» «جوردن کِی» «جانسون» «استفان جانسون» «مارکوس لوماکس» «کایل تِرِوارتا» «مایکل ترِوارتا» و «آنتونی زاسلاوسکی» ترانه‌نویس (زد، مارن موریس و گرِی)
 
«کم عمق» از «لِیدی گاگا» «مارک رانسن» «آنتونی روزوماندو» و «اندرو وایات» ترانه‌نویس (لِیدی گاگا و بردلی کوپر)
 
«این آمریکاست» از «دانلد گلاور» و «لودویگ گرانسن» ترانه‌نویس (چایلدیش گامبینو)
 
بهترین هنرمند جدید
 
«خلو اکس هِیل»
 
«لوک کامبوس»
 
گرتا ون فلیت»
 
«اچ ای آر»
 
«دوا لیپا»
 
«مارگو پرایس»
 
«بِبِه رکسا»
 
«جورجا اسمیت»
 
بهترین آلبوم پاپ سنتی باکلام
 
«عشق اینجا مانگار است» از «تونی بِنِت» و «دایانا کرال»
 
«شیوه من» از «ویلی نلسون»
 
«نَت کینگ، من و کُل» از «گریگوری پورتر»
 
«۴ استاندارد»(دولوکس)
 
«مُهر»
 
«۵ موسیقی…خاطرات…جادو»
 
باربارا استرِیساند
 
بهترین آلبوم باکلام پاپ
 
«کامیلا» از «کامیلا کابِلو»
 
«معنای زندگی» از «کلی کلارکسون»
 
«شیرین کننده» از «آریانا گرانده»
 
«شاون مندز» از «شاون مندز»
 
«ترومای زیبا» از «پینک»
 
«شهرت» از «تیلور سوئیفت»
 
بهترین آلبوم راک
 
«مه‌آلود» از «آلیس این چِین»
 
«مانیا» از «فال اَوت بوی»
 
«مقدمه» از «گاست»
 
«از آتش‌ها» از «گرتا ون فلیت»
 
«رویای شیرین اقیانوس» از «ویزر»
 
بهترین آلبوم «آر اَند بی»
 
«سکس و سیگار» از «تونی براکستون»
 
«کار خوب» از «لئون بریجز»
 
«درستکارانه» از «لالا هَت‌اِوِی»
 
«اچ‌ای‌آر» از «اچ‌ای‌آر»
 
«گامبو آ»‌پلاگد» از «پی جِی مورتون»
 
بهترین آلبوم رپ
 
«تعرض به حریم خصوصی» از «کاردی بی»
 
«شنا» از «مک‌میلر»
 
«دور افتخار» از «نیپسی هاسل»
 
«دیتونا» از «پوشا تی»
 
«دنیای ستارگان» از «ترَویس اسکات»
 
بهترین آلبوم سبک کانتری
 
«بی تفاوتی» از «کلسی بالرینی»
 
«پورت سنت جو» از «برادرز آزبورن»
 
«دختری که به ناکجا می‌رود» از «اَشلی مک‌براید»
 
«ساعت طلایی» از «کِیسی ماسگرِیوز»
 
«از یک اتاق: جلد۲» از «کریس استپلتون»
 
بهترین آلبوم باکلام جَز
 
«حال خوبم توئی» از «فردی کُل»
 
«سوالات» از «کرت الینگز»
 
«موضوع امشب عشق است» از «کِیت مک‌گَری با کِیت گانز و گری ورساچی»
 
«اگه تو واقعا بخوای» از «رول میدون با ارکستر متروپُل به رهبری وینس مندوزا»
 
«پنجره» از «سیسیل مک‌لورین سالوانت»
 
بهترین تهیه‌کننده سال غیر کلاسیک
 
«بوئی وان‌دا»
 
«لَری کلِین»
 
«لیندا پِری»
 
«کانیه وِست»
 
«فَرِل ویلیامز»
 
بهترین اجرای موسیقی کلاسیک ارکسترال
 
«بتهوون: سمفونی شماره ۳، اشتراوس: کنسرتوی هورن شماره یک- مانفرد هانِک، رهبر ارکستر سمفونیک پیتسبورگ»
 
«نیلسن: سمفونی شماره ۳ و سمفونی شماره ۴-توماس داوس‌گارد رهبر ارکستر سمفونیک سیاتل»
 
«راگلز، استاکی و هاربیسون: آثار ارکسترال- دیوید الن میلر رهبر ارکستر ملی موسسه ارکستر فیلارمونیک»
 
«شومان: سمفونی شماره یک تا چهار-مایکل تیلسن تامس رهبر ارکستر سمفونیک سان‌فرانسیسکو»
 
«شوستاکوویچ: سمفونی شماره ۴ تا ۱۱-اندریس نلسونز رهبر ارکستر سمفونیک بوستون»