آرشیو نویسنده

روز حساس برای مدافع عنوان قهرمانی


پیش‌بینی هنرمندان موسیقی از رقابت‌های روز دهم جام جهانی 2018 منتشر شد

روز حساس برای مدافع عنوان قهرمانی

آکنا موزیک پیش‌بینی‌های هنرمندان موسیقی از بازی‌های روز دهم جام جهانی 2018 منتشر شد. اهالی موسیقی که این روزها علاوه بر تولید و اجرای آثارشان درگیر رقابت بزرگ پیش‌بینی سایت «آکنا موزیک» هم هستند در این روز شانس بیشتری برای نماینده آمریکای جنوبی و دو نماینده قدرتمند اروپا قائل بودند. در بازی اول این روز تیم‌های بلژیک و تونس به مصاف هم می‌روند. سپس دوربین‌ها به سمت دیدار حساس دو تیم کره جنوبی و مکزیک می‌چرخد و پایان بخش امروز هم به دیدار تیم‌های آلمان و سوئد اختصاص دارد.
 
در ادامه می‌توانید پیش‌بینی صد هنرمند موسیقی از مسابقات روز دهم جام‌جهانی 2018 را مشاهده کنید و برای کسب اطلاعات بیشتر درباره رده‌بندی هنرمندان به صفحه www.musicema.com/worldcup2018  مراجعه نمایید. همچنین در صورت تمایل برای شرکت در این رقابت بزرگ پیش‌بینی می‌توانید نظرات خود را در همین صفحه ثبت کنید و به قید قرعه برنده بلیت هنرمند محبوبتان شوید

..

 

منبع: 

اختصاصی سایت «آکنا موزیک»

دانلود آهنگ جدید علی صدیقی آدم باش

دانلود آهنگ جدید علی صدیقی به نام آدم باش از رسانه آکنا موزیک

» آهنگ و تنظیم کننده : – | ترانه سرا : – «

با دو کیفیت ۱۲۸ & 320 ، همراه متن آهنگ از پخش آنلاین لذت ببرید

Download New Music Ali Sedighi Called Adam Bash

بزودی از آکنا موزیک

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید

شعر و متن آهنگ آدم باش با صدای علی صدیقی :

پخش موزیک بزودی

دانلود آهنگ آدم باش علی صدیقی

♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫

برای دانلود آهنگ جدید علی صدیقی کلیک کنید

آیا مطلب موثر و مفید بود؟ حالا امتیاز خود ثبت کنید.

سرگییویچ ساکولوف:‌ ای‌کاش ایرانی‌ها توجه بیشتری به موسیقی سنتی‌شان داشته باشند


آکنا موزیک – این روزها بحثِ حضورِ ارکسترهای ایرانی در روسیه؛ هم‌زمان با انجامِ مسابقات جام جهانی فوتبال بسیار داغ است و مخالفان و موافقان بسیاری دارد؛ برخی این اقدام را اتفاقی موثر برای شناسایی موسیقی سمفونیکِ ایران در جهان می‌دانند و برخی دیگر می‌گویند با توجه به مشکلاتِ ریز و درشتِ بسیاری که ارکسترها همواره با آن مواجه هستند؛ این اجرا تنها شکلی تشریفاتی دارد و نمی‌تواند گامِ روبه جلویی برای موسیقی ارکسترال باشد؛ در همین راستا اما  «آلکساندر سرگییویچ ساکولوف» (رییس کنسرواتوار دولتی چایکوفسکی مسکو) برای انجام مقدمات این سفر و همچنین امضای تفاهم‌نامه‌ای با بنیاد رودکی، سفری به ایران داشت و با بسیاری از مقاماتِ ایرانی نیز دیدار کرد؛ این گفت‌وگو در زمانِ حضور او در ایران انجام شد؛ او برخلافِ تصورِ رایجِ ما در ایران، به‌جد بر این اعتقاد است که موسیقی کلاسیک همچنان مخاطبانِ بسیاری در جهان و به‌خصوص کشورِ خودش دارد؛ اما می‌‌گوید که دلیلِ این آمیختگی فرهنگِ سنتی و موسیقی فولکلوریکِ روسیه با موسیقی کلاسیک و همچنین تلاش موسیقی‌دانانِ روس برای همراهی با جریانِ‌ زندگی امروز است؛ صحبت با او، اتفاقی دل‌نشین است و البته غم‌انگیز؛ آن‌جا که از حمایت‌های گسترده‌ی دولتی و بخشِ خصوصی روسیه از کنسرواتوارها و دانشگاه‌های موسیقی می‌‌گوید و تاکید می‌کند شما کشوری ثروتمند دارید؛ تنها باید متوجه‌ی اهمیتِ این موسیقی شوید تا بودجه‌ها به این سمت سرازیر شود و نتایجِ درخشانِ آن را ببینید؛ امیدی که این روزها کمی بعید به نظر می‌رسد.
 
 

  • آقای ساکولوف، به عنوان اولین سوال درباره‌ی انگیزه‌های حضورتان در ایران توضیحاتی می‌دهید؟ اینکه این سفر با چه اهدافی برگزار شد؟

این سفر، در راستای تصمیماتِ دیپلماتیکِ ایران و روسیه انجام شد؛ دو کشور این بنا را دارند تا فرهنگ ایران را در روسیه و فرهنگ روسیه را در ایران بیش از گذشته معرفی کنند. در همین راستا، من به عنوان رییس کنسرواتوار چایکوفسکی به ایران آمدم و ابتدا تفاهم‌نامه‌ای بینِ وزارت فرهنگ روسیه و ایران انجام شد و ما نیز تفاهم‌نامه‌ای را با بنیاد رودکی امضا کردیم. البته در سال‌های گذشته نیز در این کنسرواتوار، فعالیت‌های متعددی در حوزه‌ی موسیقی ایران انجام شده است.
 

  • شما خودتان هیچ با موسیقی ایرانی آشنا هستید؟

بله؛ این دومین سفرِ من به ایران است؛ اما آشنایی‌ام با موسیقی ایرانی تنها به‌خاطر حضورم در ایران نیست؛ بلکه در روسیه هم موسیقی ایرانی را می‌شنوم. همان‌طور که گفتم گروه‌های متعددی از موسیقی سنتی ایران به همراه گروه‌هایی از موسیقی نواحی و مقامی در این سال‌ها در کنسرواتوار چایکوفسکی به اجرای برنامه پرداخته‌اند. گروه‌های سنتی و نواحی شما به نظرم می‌تواند گویاترین نماد از چهره‌ی ایران باشد؛ من در این سفرم با ارکستر سمفونیکِ تهران نیز آشنا شدم که باید بگویم در مقایسه با ارکسترهای اروپایی هنوز راهِ زیادی دارد؛ اگرچه صدای ارکستر بسیار دل‌نشین بود.
 

  • در حال حاضر ارکسترهای ایرانی در روسیه حضور دارند؛ اصلا این ماجرا را چطور ارزیابی می‌کنید؟ این اتفاق تا چه اندازه با همراهی شما رخ داده است؟

این اتفاقِ‌ جدیدی نیست؛ همواره زمان اتفاقات ورزشی، گروه‌های فرهنگی نیز وارد کار شده و فعالیت‌هایی را انجام می‌دهند؛ در راستای همین تفاهم‌نامه‌، نیز امکانِ‌ اجرای موسیقی توسط ارکسترهای ایرانی فراهم شد.
 

  • اما بسیاری این انتقاد را دارند که زمانِ‌ اجرای جام جهانی، زمان مناسبی برای اجرای ارکستر سمفونیک نیست و بهتر است که گروه‌های پاپ‌تر به اجرای برنامه بپردازند.

 اما در روسیه، موسیقی کلاسیک طرفدارانِ بسیاری دارد و به‌طور قطع ما از اجرای ارکسترها در این زمان خوشحال هستیم. ضمن اینکه، همین که گروهی از ایران، قرار است به اجرای موسیقی سمفونیک بپردازد؛ اتفاق جذابی برای مردم روسیه به شمار می‌رود. مردمِ ما کمتر با اتفاقاتِ سمفونیکی که در کشور شما رخ می‌دهد، آشنایی دارند و بر همین اساس، این اتفاق می‌تواند در مرحله‌ی اول حس کنجکاوی آنها را ارضا کند و از آن طرف سبب شود تا آشنایی بیشتری با اتفاقات سمفونیک و موسیقی کلاسیک داشته باشند.  
 

  • درباره‌ی تفاهم‌نامه‌ای که درباره‌ی آن صحبت می‌‌کنید، توضیح می‌دهید؟‌

این تفاهم‌نامه با کش و قوس‌های بسیار فراوان  میان بنیاد رودکی و کنسرواتوار چایکوفسکی امضا شد و از مفاد آن می‌توان به همکاری نزدیک‌تر در حوزه‌ی موسیقی کلاسیک یاد کنیم. در واقع، وقتی بحث تبادلات فرهنگی با ایران در سطح سیاسی مطرح شد، وزارت فرهنگ روسیه به سراغ کنسرواتوار چایکوفسکی آمد و خواست تا این اقدام از طرفِ ما انجام شود.
 

چون ما بیش از 12 سال است که در این کنسرواتوار در حوزه‌ی فرهنگ و هنر ایران، کارهای زیادی انجام داده‌ایم و همان‌طور که گفتم گروه‌های متعددی از موسیقی ایران در اینجا اجرا داشته‌اند. فرهنگ سنتی و اصیل ایران، همیشه برای ما مهم بوده و جذابیتِ بسیار زیادی داشته است.  
 

  • آقای ساکولوف، شما به این مساله اشاره کردید که موسیقی کلاسیک در روسیه همچنان مخاطبان بسیاری دارد؛ این در حالی است که در تمام دنیا، مخاطبانِ این سبک موسیقی کمتر شده‌اند و اگر در قرنِ‌ هجدهم و نوزدهم، این سبک، موسیقی پاپیولارِ مردم بوده است؛ حالا مخاطبان محدود به قشری خاص شده‌اند.

این نظریه، یک نظریه جهانی است و طبیعتا در روسیه، بخشی از جوان‌های ما را تحت تاثیر خودش قرار داده است؛ اما در این میان باید به یک نکته توجه داشت و آن،‌اینکه اصلِ تقاضا برای موسیقی کلاسیک کم نشده است، ما به صورت جدی سفرهای هنری متعددی با کشورهای دیگر دنیا داریم و موسیقی کلاسیک، در کنسرواتوارها و دانشگاه‌های ما به شدت در جریان است. 
 

  • اما منظور من در سطح عمومی است. در میانِ‌ مخاطبانِ‌ عام؛ نه‌تنها آنانی که در دانشگاه و کنسرواتوار هستند.

من می‌توانم درباره‌ی این صحبت‌هایتان بحث و شما را قانع کنم که وضعیتِ تعدادِ مخاطبان موسیقی جدی در حال حاضر به هیچ‌وجه بدتر از گذشته نیست. پیش از این، هیچ‌کس موسیقی‌های قبل از خودش را اصلا نمی‌شنید؛ نه امکانش وجود داشت و نه کسی دغدغه‌ی آن را داشت؛ حالا این منظرِ نگاه باز شده است و آدم‌هایی که در دورانِ معاصر زندگی می‌کنند، عمیقا به تاریخ و فرهنگ موسیقی گذشته‌شان نگاه دارند و نه تنها موسیقی کلاسیک که موسیقی دورانِ‌ باروک و قرون وسطی را نیز می‌شنوند. به همان میزان، موسیقی‌های دیگر نیز مخاطبانی دارد.
 

  • کنسرواتوار چایکوفسکی از زمانِ آغاز فعالیت‌هایش تا کنون، آهنگسازانِ بزرگی را به موسیقی جهان عرضه کرده است از  راخمانینف تا موسیقی‌دانانِ جوان؛ به نظرِ‌ شما رمز موفقیت این کنسرواتوار چیست که توانسته طی دو قرن همچنان موفقیتِ خود را حفظ کرده و چهره‌های متعددی را به موسیقی جهان معرفی کند.

فکر می‌کنم اولین چیزی که بنای این موفقیت را گذاشت؛ استفاده از استادان بزرگ حوزه‌ی موسیقی از سراسر جهان بود. در افتتاحیه‌ی این کنسرواتوار، استادانی از کشورهای مختلف دنیا – چک، ایتالیا، فرانسه،‌ آلمان و حتی لهستان- برای تدریس دعوت شدند. از آن طرف کسانی که آنجا درس خواندند و فارغ‌التحصیل شدند، بلافاصله در همان جا مشغول به کار شدند تا جریان ملی موسیقی شکل گیرد. برای مثال خودِ «چایکوفسکی» که در سن‌پترزبورگ درس خواند، بعد از آنکه درس‌اش به اتمام رسید؛ بلافاصله در کنسرواتوار مسکو مشغول به کار شد. این انتقال اطلاعات و چرخش آن یک جریانِ «ملی- موسیقایی» در روسیه ایجاد کرد که منجر به پیوندِ موسیقی فولکلوریکِ روسی و موسیقی کلاسیک شد و طبیعتا جوانان نیز جذبِ‌ این موسیقی شدند.  
 

  • منظورتان از پیوندِ موسیقی فولکلوریک و موسیقی کلاسیک چیست؟

ما ارتباط با فرهنگ فولکلوریک را به عنوان پایه و اساس موسیقی کلاسیک قرار دادیم.
 

  • و این تجربه همان چیزی است که باعث شده تا به قولِ شما موسیقی کلاسیک در روسیه همچنان طرفدارانِ خودش را داشته باشد؟

دقیقا، به خصوص اینکه ما شهامت تجربه‌های جدید و دور شدن از کلیشه‌های موجود اروپایی را نیز داشتیم. نسلِ جوانی که در این حوزه کارشان را شروع کردند؛ تلاش گسترده‌ای برای کشف، شهود و جست‌وجو برای یافتنِ راه‌های جدید در موسیقی کلاسیک انجام دادند. برای مثال «الکساندر اسکریابین» چنان ایده‌هایی در موسیقی‌اش مطرح کرد که برای صد سال پس از مرگش، یک جریانِ جدید را به وجود آورد؛ او آهنگسازی بسیار جدی و عجیب بود. یک نابغه‌ی بزرگ که متاسفانه در خیلی جوانی از دنیا رفت؛ اما هنوز جریانی که ایجاد کرده و تاثیراتِ آن مشهود است. بعد از او «استراوینسکی» نیز از جمله آهنگسازانی است که تاثیراتِ بلامنازعی بر تمام آهنگسازانِ قرنِ بیستم گذاشت.
 

  • این نکته‌ی جالبی است که شما همچنان تا این اندازه تاکید بر فرهنگِ فولکلوریک روسیه دارد.

تمام جامعه‌ی ما این تاکید را دارد.
 

  • درست برخلافِ ما.

این فقط مختصِ‌ شما نیست؛ در اروپا نیز حیاتِ سنت‌های فولکلوریک در میان مردم از بین رفته است؛‌ اما فرهنگِ سنتی در موسیقی و فرهنگ و به طور کلی زندگی مردمانِ روسیه به مساواتِ فرهنگ عمومی ادامه پیدا کرده و همچنان زنده است. البته ما با شما، در بسیاری موارد شباهت داریم؛ هر دو کشوری هستیم با فرهنگی غنی و قدیمی و به خصوص هر دو فرهنگِ موسیقایی‌ای بسیار پرقدمت داریم. قدمتِ موسیقی برخی از نواحی کشورِ شما به چندین هزار سال می‌رسد؛ ای‌کاش موزیسین‌های شما به این مساله دقتِ بیشتری کنند و از آن استفاده کنند؛ چون در این صورت روی موسیقی‌های امروزِ شما نیز تاثیراتی شگرف خواهد داشت. ما به همین دلیل به موسیقی فولکلور به عنوان یک علم نگاه می‌کنیم؛ ضمن آنکه اجراهای متعددی نیز از آن انجام می‌دهیم.  تمامِ دانش‌آموختگان،  ملزم به انجام تحقیقات میدانی هستند و با وجود آنکه  روسیه کشور پهناوری است، باید به نقاظ مختلف سفر کنند و چیزهای جدیدی درباره‌ی موسیقی فولکلور جمع‌آوری کنند. برای ما «سنت» جایگاهی اساسی دارد و نباید از دست برود؛ اما جریان زندگی هم ادامه دارد و نمی‌توان به آن بی اعتنا بود.
 

  • شما به این نکته اشاره کردید که کنسرواتوار، همواره جسارت تجربه‌های جدید را داشته است؛ در این باره هم توضیح می‌دهید؟

ما دو مرکز بسیار  جدی در زمینه‌ی موسیقی معاصر داریم؛ یکی مرکز موسیقی معاصر الکترونیک و دیگری آنسامبل موسیقی معاصر و آهنگسازانِ بسیاری در این دو مرکز فعالیت می‌کند و تجربه‌های نویی انجام می‌دهند.
 

  • درآمد کنسرواتوار چگونه تامین می‌شود؟ این سوال را از این جهت می‌پرسم که ما همواره در تامین هزینه‌های ارکسترها و کنسرواتوارها با مشکل مواجه هستیم.

تمام مراکزی که در سطح عالی فعالیت می‌کنند و همچنین دانشگاه‌ها و کنسرواتوارها از بودجه دولتی استفاده می‌کنند.
 

  • که شامل چه چیزی می‌شود؟

حقوقی که به اساتید و کارکنان داده می‌شود و همچنین کمک هزینه به دانشجویان و هزینه‌ای که برای نگهداری ساختمان، تجهیزات و سازهای کنسرواتوار انجام می‌شود و البته خرید سازهای جدید.
 

  • خب این یعنی بودجه‌ای سنگین؛ تمام آن را دولت تامین می‌کند؟

البته که منابع غیر دولتی هم کمک زیادی می‌کنند؛ این منابع غیر دولتی شامل سه بخش است. روس‌ها در کنسرواتوار به صورت رایگان تحصیل می‌کنند؛ اما دانشجویان خارجی باید هزینه‌ی تحصیل‌شان را پرداخت کنند؛ از آن طرف کنسرواتوار چهار سالن کنسرت دارد که به شکلِ مداوم در آن برنامه‌هایی اجرا می‌شود و بخشی از درآمد آن به کنسرواتوار اختصاص پیدا می‌کند؛ از آن طرف ما دارای هیات امنایی هستیم که اعضای آن را مدیرانِ عاملِ شرکت‌ها، مدیران بانک و حتی روسای کمپانی‌های خارجی تشکیل می‌دهند و آنها نیز کمک‌هایی را به اجرا درخواهند آورد.
 

  • خب این خیلی رویایی است.

شما هم کشور ثروتمندی هستید و امیدوارم که اهمیتِ این ماجرا بیشتر از قبل هم برای دولت‌هایتان و هم بخش خصوصی مشخص شود؛ آن‌وقت خواهید دید که چه بودجه‌هایی به این سمت هدایت می‌شود.
 

  • برنامه‌های‌تان با ارکسترهای ایرانی به اجرا در روسیه که ختم نمی‌شود؟

خیر؛ ما اراده‌ی بسیاری برای پیشرفتِ کار داریم و بر همین اساس قرار است مسترکلاس‌هایی را در ایران برگزار کنیم و از آن طرف تعدادی از اهالی موسیقیِ شما را به روسیه دعوت کنیم تا آموزش ببینند. امکان شرکت در مدارس تابستانه و زمستانه کنسرواتوار توسط موزیسین‌های جدی هم وجود دارد تا علم‌شان را کامل کنند.

ویدیو گل افشان, شهرام ناظری


[ محمدعلی چاوشی – مدیر موسسه مشکات و استودیو بل ]

 
لحظه‌های تپش‌ناک و شورمند این روزهای درگذر، ذهنیت جمعی ایرانیان، بلکه جهانیان را از چنگال مشکلات و مشقات زیست روزمره و حسرت و حیرت «چه باید کرد»ها رهایی بخشیده است. گویی دست اعجازِ جادوی داغ فوتبال، آن‌چنان بلند و اوج‌مند است که انسان‌ها را بر سایه‌سارِ مجالِ مختصرِ خود، از غم دیرپای نام، نان، مسکن و آزادی عبور می‌دهد و همگان در ضیافت غفلت خوش و خجسته‌ی آن، تمامی مشکلات و مشقات زیست روزمره و تنگنای جانکاه سیاست و اقتصاد را به فهرست فراموشی می‌سپارند و هر لحظه‌ی این پدیده‌ی شگفت مدرن و معاصر انسانی، در دل خود یادآور سال‌های سال ابتهاج و شادمانی است.
 
چند روز پیش از این، یکی از دوستان دانا و درست‌کارِ نگارنده که از زمره‌ی روزنامه‌نگاران عرصه‌ی هنر در تراز حرفه‌ی آن هستند، ذهن و ضمیر مرا به یادآورد‌ِ کرانه‌های دور خاطرات گذشته برد و به جد و جهد از من خواست تا نماهنگ تاریخی «گل‌افشان» را -که به مناسبت جام جهانی فرانسه و صعود‌ تیم ملی ایران پس از 20 سال فاصله- تهیه، تولید و تدوین نموده بودم را در این روزهای سرشار از هیجان فوتبال بازپخش نماییم.
 
شاید شمار بسیاری از نسل جوان و نوجوان کنونی، این اثر فاخر و ماندگار را ندیده و نشنیده باشند؛ چون در روزگاری که این نماهنگ رخ‌نمود یافت، هنوز شاه‌راه‌های پیوند و ارتباط مجازی چنین جهان حقیقی و پیکره‌مند را در بر نگرفته بود و دیده‌های ایرانیان، هیچ مجالی جز دو شبکه‌ی رسمی جمهوری اسلامی برای تماشا در اختیار نداشتند؛ ازیرا نیک‌نگری و توجه‌بخشی جناب آقای منبتی را بسیار مغتنم دانستم و بر کامه‌ی در اختیار نداشتن نسخه‌ی دیجیتال اثر، بی‌هیچ درنگ به سراغ آرشیو کاست‌ها و ریل‌های بتاکم و 3M و نسخه‌ی مستر موسسه‌ی «مشکات» (فراهم‌آورنده‌ی اثر) رفتم و خوشبختانه نسخه‌ی نخست تولید «گل‌افشان» را روی حامل دیداری-شنیداری «بتاکم» پیدا کردم و به لطف و کوشش هم‌دلانه‌ی دوست هنرمندم (جناب آقای جواد رجب‌زاده) که در تدوین و تولید این اثر در سال 1377 نیز حضور و نقشی موثر داشت، کار را از روی نسخه‌ی بتاکم، به نسخه‌ی دی‌وی‌دی دیجیتالی انتقال دادیم تا تقدیم همستان ارجمند «آکنا موزیک» گردد.
 
اثر «گل‌‌افشان» نخستین نماهنگ ورزشی در عصر جمهوری اسلامی است و تا پیش از آن، هیچ کاری در اندازه‌های حرفه‌ای و برخوردار از همکاری هنرمندان تراز اول خُنیای ایرانی از شبکه‌های یک و دو سیما، تولید و پخش نشده بود. بازگفت و بیان خاطرات خوشِ تولید و اجرای این اثر هنری، شوربختانه هرگز به بیان نیامده و در پخش تلویزیونی آن هم -در عصر عسرت سانسور که قیچی‌های ممیزان، بسیار تیز و بُرّا و بی‌رحم‌تر از اکنون بود- بسیاری از تصاویر جان‌دار و جذاب «گل‌افشان» در آن سال‌ها مشمول حذف گردید؛ از جمله چندین پلان از سکانس‌های میانی آن که رقص آتش یازده نفره و نیز تصاویری از مدنیت و لباس ایرانیان باستان از سده‌ی هخامنشی و ساسانی به فرمان فرادستان از پیکره‌ی کار بریده و سترده شد.
 
شرح تمام خاطرات تولد و تولید «گل‌افشان» را به مجالی فراهم‌تر از لحظات پرشتاب کنونی و حوصله‌ی مختصر و پرمخاطب همستان «آکنا موزیک» وامی‌نهم؛ اما بایسته می‌دانم برای آگاهی هنرمندان جوان به فرمان اخلاق، مروّت و حق‌شناسی، از چند ویژگی مهم هنرمندان همکار و نیز ارزش‌ها و ویژگی‌های حرفه‌ای و زیباشناسانه‌ی این اثر به اختصار مطالبی را یادآور شوم.
 
1
تمامی مراحل ساخت و تولید نماهنگ «گل‌افشان» زان زمره سرودن شعر، ساخت ملودی، ارکستراسیون و تنظیم موسیقی، فیلم‌برداری،‌ ‌طراحی لباس و آکسسوار، کارگردانی، تدوین و میکس به تمام، در پنج روز وقوع یافته است.
 

  1.  

پیش از نماهنگ «گل‌افشان»، گروه کامکارها و استاد شهرام ناظری در هیچ پروژه‌ای به سفارش واحد موسیقی صدا و سیما، همکاری نداشته و اساساً هیچ‌یک از بزرگان موسیقی ملی ایران، حاضر به فعالیت در استانداردهای مادون واحد موسیقی صدا و سیما نبودند و اثر «گل‌افشان» نیز در تولید و تولد، از آغاز تا انجام، بیرون از مناسبات بروکراتیک ‌واحد موسیقی صدا و سیما رقم و وجود یافت. تنها نقطه‌ی ربط و ارتباط «گل‌افشان» با صدا و سیما، غیر از نیاز انحصاری به پخش و دیده شدن، وجود نازنین دولت‌مردی آزاده و دانشور به نام «عبدالله گیویان» بود که قامت رفتار و سلوک انسانی‌اش همیشه اوج‌مندتر از کوته‌اندیشی‌های مدیران رسانه‌ی ملی و مناسبات ستوه‌انگیز و زجرآور نظم بروکراتیک آن سازمان بود. او -گیویان- را از زمان‌های دور می‌شناختم و برایم واجب‌الاحترام بوده و هست.
 
پنج روز پیش از شروع جام جهانی 98 و شش روز پیش از رویارویی یوزهای ایرانی با تیم ملی آمریکا، با من تماس گرفت و اندیشه‌ی تولید اثری متفاوت با آثار رایج را با من در میان گذاشت. در حقیقت، عقربه‌‌های زمان از دقیقه‌ی 90 هم عبور کرده بود و تولید و تدوین اثری متمایز و متفاوت در تنگنای زمان پیش رو، سخت محال می‌نمود. من در پاسخ به گیویان گفتم «آقای برادر! این کار با این زمان نشدنی خواهد بود» و به شوخی و جدی گفتم «نمی‌دانم خبر داری یا نه، من پیامبر نیستم تا معجزه کنم!» او با رندی خاص خودش گفت: «می‌دانم پیامبر نیستی؛ ولی تو انسانی فلان و بهمان هستی که نامت چاوشی است و می‌دانم به اعجاز انسانی می‌توانی.»
 
به او گفتم: «قول نمی‌دهم که می‌رسد یا می‌رسانم؛ اما قول می‌دهم هر آنچه در توان و امکانم هست را به میان آورم و تا نهایت طاقت و توان، خواهم کوشید.»‌ تلفن او تمام شد و تلاش من آغاز؛ اما معجزه از آنِ من نبود؛ معجزه را کلمه‌ی پرشوکت «ما» آفرید. معجزه در فرایند همدلی و همراهی استاد شهرام ناظری با خاندان پرشوکت کامکارها و گروه همکاران و همدلان «مؤسسه مشکات» (از جمله حسین ستاره، محمد جواد رجب‌زاده، عباس سعادت‌مند و شهرام دانش‌پور) رخ‌نمود یافت.
 
حیف است که از رفتار عاشقانه و انسانی آقایان «شهرام ناظری» و «هوشنگ کامکار» در این مجال سخن نگویم. به سبب فوریت زمانی و شتاب پویه‌ی ثانیه‌ها، ناچار بودم پیش از ضبط و میکس موسیقی، کار فیلم‌برداری را در کوه‌های کُردان آغاز کنم و اهل فن می‌دانند بدون دکوپاژ زمانی بر پایه‌ی ریتم موسیقی -که نیازمند آماده بودن نسخه‌ی میکس شده صدا است- ساخت نماهنگ تقریباً کاری است محال و یا حداقل بسیار مشکل. من حتی مترونوم کار را هم در اختیار نداشتم. به هر صورت بر مبنای حدس و گمان و تصاویر ذهنی خودم، تولید پلان‌هایی از نماهنگ را شروع کردم.
 
در عصر روز دوم، با آقای «هوشنگ کامکار» برای آهنگسازی قرار داشتم و پس از آن با استاد شهرام ناظری. وقتی با آقای کامکار درباره‌ی پروژه صحبت کردم، او هیچ صحبتی از رقم و ریال نکرد. تنها دغدغه‌ای که داشت، این بود که ما تا کنون، جز در حوزه‌ی بخش خصوصی، کاری سفارشی را از دولتیان نپدیرفته‌ایم. اگر کار مربوط به واحد موسیقی است، از پذیرفتن آن معذورم. من به ایشان گفتم کار مربوط به هیچ‌کس جز بنده و مؤسسه مشکات نیست. این را که گفتم، گفت من دیگر هیچ صحبتی ندارم. ماجرای مالی پروژه را به انصاف و تشخیص خودت وامی‌نهم و در ادامه گفت اگر شعر آماده است، بده تا شروع کنیم. شعر البته هنوز نیمه‌کاره بود و نیاز به روتوشی مختصر داشت. نسخه‌ی اولیه شعر را به ایشان دادم تا شروع کند و فردای آن روز نسخه‌ی کامل و روتوش شده را به برادر کهتر هوشنگ، استاد اردشیر کامکار سپردم و تم، فضا و فرم دلخواه مورد نظرم که معطوف به موسیقی حماسی و هنر رزمی و خنیای زورخانه‌ای ارجاع داشت -و من آن را نخستین موسیقی ایروبیک جهان می‌دانم- تقویم و تحویل دادم.
 
پس از دیدار و گفتار با استاد هوشنگ کامکار در لحظه‌‌های غروبین آن روز، توفیق دیدار و گفتار با استاد شهرام ناظری در استودیو بل دست داد. ایشان قبل از هر چیز گفت: «آهنگ از کیست؟‌»‌ گفتم هوشنگ کامکار. سپس شعر را خواست؛ همان نسخه‌ی روتوش ناشده را تقدیم داشتم. سومین پرسش ایشان با توجه به تصویری بودن کار، معطوف به این بود که تصاویر چیست و کجا قرار است پخش شود. اندر پیرامون تصاویر، نمادهای تاریخی را یادآور شدم و در مورد پخش هم گفتم در صدا و سیما پخش می‌شود. سخت نگران شد که مبادا کار، آلوده به تبلیغات سیاسی و پرتره‌ی مقامات شود. گفتم هرگز چنین نخواهد شد. این کار را ما با هم می‌سازیم و چون پخش تصویر در اختصاص و انحصار حکومت است، ما نباید خود را از این ظرفیت فراگیر و نیز عواطف مشتاق سی میلیون جوانِ ‌آن روزگار محروم کنیم. ماجرا به همین‌جا پایان پذیرفت و هرچه من به اصرار و خواهش خواستم تا ایشان از رقم دستمزد خود سخن بگوید، چیزی نگفت و لب فرو بست و در حال خداحافظی گفت موسیقی که ضبط شد، اطلاع بده تا بیایم و کار را بشنویم.
 
روز چهارم که موسیقی تمام شد و من برای شنیدن آن از کُردان آمدم، کار را با اتود صدای استاد ارسلان کامکار شنیدم. (البته من تا سال‌های بعد هم نمی‌دانستم که زحمت آرنجمان و ارکستراسیون کار را «ارسلان کامکار» کشیده و می‌پنداشتم که کار استاد هوشنگ کامکار است. کمااینکه در تیتراژ آغازین و پایانی نسخه‌ی اورجینال اثر، نام آهنگساز و تنظیم‌کننده را «هوشنگ کامکار» نوشته‌ام.) باری، از شنیدن کار روحم به اهتزار درآمد. واگویه‌ی بادی‌ها با زهی‌ها، شوری قیامت‌گون به پا کرده بودند. اگرچه سه شب بود از کُردان تا استودیو در سعی و هروله بودم و سخت خسته و خواب‌زده، اما شنیدن کار روحم را تا مطلق بیداری پرواز بخشید.
 
با شادمانی از استودیو به دفتر دویدم و به جناب ناظری زنگ زدم و ایشان آمدند و ضبط صدای خوش خواننده آغاز شد. خوب است همه‌ی اهالی موسقی و نیز مخاطبان و مشتاقان شهرام ناظری بدانند که ایشان نماهنگ «گل‌افشان» را بی‌هیچ تمرین قبلی در مدت حدود یک ساعت و فقط در یک جلسه از آغاز تا انجام خواندند و جز چند ادیت و اصلاح مختصر، اثر موجود حاصل همان خواندن یک‌باره‌ی ایشان است.
 
پس از اجرای اولیه و شروع بازشنوایی ایشان برای حک و اصلاح، من برای گفت‌وگویی مختصر با یکی از رسانه‌های آن روزگار به دفترم در طبقه‌ی فرازین استودیو «بِل» آمدم و پس از پایان گفت‌وگو، دوباره به سالن ضبط برگشتم. دیدم که آقای ناظری حضور ندارند. از استاد کامکار پرسیدم: «آقای ناظری کجا هستند؟» با لبخند گفت که به ما گفته‌ چیزی به شما نگوییم. من غافلگیر شدم و در اندیشه فرو رفتم که شاید از اجرای خود و یا ساخت و بافت آهنگ ناخشنود بوده که آقای کامکار گفت: «شوخی کردم! آقای ناظری پس از آخرین بازشنوایی کار خیلی هم راضی بود و آقای بقایی (خدمت‌گزار خوب و باوفای استودیو بل) را صدا کردند و با اعطای انعامی به او گفت ببین آقای چاوشی هنوز در دفتر است یا در راهرو؛ اگر در راهرو بود به من بگو که بروم؛ چون نمی‌خواهم برای این کار ملی، روی شرم حضور قرار بگیرد و بحث دستمزد پیش بیاید.» این، آن خاطره‌ی خوش، خوب و ارجمندی است که حاصل ادب و تربیت نیک خانوادگی و اخلاق انسانی نسل پیشین هنر حرفه‌ای ما است که پیشینه‌ی‌ بزرگان آکنا موزیک از این سجایای نیک برخوردار بودند.
 
مرور این خاطره‌ی خوش، همیشه یکی از شیرین‌ترین لحظات کار حرفه‌ای من در عرصه‌ی هنر خنیا است؛ البته من به پاس این مهرمندی و حرکت زیبا، سبد گلی بزرگ و گشن و آراسته به چکی سفیدامضا به نشانه‌ی قدرشناسی به منزل ایشان فرستادم؛ اما روشن است که آغازگر این زیبایی ایشان بودند که کنش‌مندانه حرمت هنر و دوستی را توأمان پاس داشتند و ما در واکنش، سپاس گفتیم.
 

  1.  

خاطره‌ی سوم را به نقل از آقای علی لاریجانی (رئیس تازه‌کار و وقت صدا و سیما) بازگو می‌کنم. چند ماه پس از پخش نماهنگ «گل‌افشان»، روزی در طبقه‌ی همکف ساختمان شیشه‌ای صدا و سیما منتظر آسانسور بودم. درب آسانسور که باز شد، با آقای لاریجانی رویاروی شدم. پس از سلام و احوال‌پرسی ایشان گفت: «آقا دست‌مریزاد! من به خاطر کار شما برای اولین‌بار از آقای رئیس‌جمهور (سید محمد خاتمی) و هیأت‌دولت یک تبریک و تشکر را شنیدم و چه‌قدر دوستان در هیأت‌دولت از این کار تعریف و تمجید کردند. من (لاریجانی) فردای همان روز در جلسه‌ی شورای معاونین صدا و سیما و رئیس مرکز موسیقی گفتم یا کار نکنید یا اگر کار می‌کنید، مانند این کار آقای چاوشی باشد که هم نخبگان تحسین کنند و هم مخاطبان عام بپسندند.»
 
آقای لاریجانی که سخن‌اش تمام شد، من به ایشان گفتم قربان! ظاهراً به خاطر همین توصیه‌ی شما است که ما را از چرخه‌ی فعالیت در صدا و سیما حذف کرده و در بلک‌لیست ممنوع‌الفعالیت‌ها قرار داده‌اند! او پنداشت که من شوخی می‌کنم؛ ولی واقعیت آن است که از مبدأ جام جهانی 98 و ساخت نماهنگ «گل‌افشان» در سال 1377 خورشیدی جمشیدی تا امروز و اکنون، نابردباران حاکم بر صدا و سیمای ملی نگذاشته‌اند شاعر، کارگردان و تهیه‌کننده‌ی اولین نماهنگ عصر جمهوری اسلامی، یک فریم فیلم تولید کند و یا یک نغمه در این رسانه به شنیدار مردمان برساند و حکایت همچنان باقی است.
 

مجید کیانی: اگر تصویر این مسجد و معماری را درک کردید، موسیقی را نیز درک می‌کنید


آکنا موزیک – نشست معرفی و بررسی کتاب «شناخت هنر موسیقی» نوشته‌ی «مجید کیانی» با حضور ساسان فاطمی، داریوش طلایی و مولف در سرای اهل قلم موسسه‌ی خانه کتاب برگزار شد؛ کتابی که گفته می‌شود حاصل 25 سال تلاش این نوازنده‌ی برجسته‌ی سنتور است و «داریوش طلایی» براین اعتقاد است که باید آن را یک جست‌وجوی هنری، معنوی، ریاضی و زیبایی‌شناسی دانست. کیانی همراه با این کتاب یک سی‌دی شامل پنج ساعت موسیقی قرار داده ‌است تا خواننده بعد از مطالعه‌ی هر مقاله بتواند نمونه‌های آن را در سی‌دی گوش دهد. او در این کتاب از کنایه استفاده کرده ‌است؛ یعنی به مخاطبانِ خود گفته به تصویر این مسجد و معماری آن نگاه کنید و اگر آن را درک کردید به سادگی می‌توانید موسیقی را نیز درک کنید.

داریوش طلایی در ابتدای این نشست با پرداختن به نویسنده این کتاب گفت: «در توضیح این کتاب آمده است که این اثر حاصل 25 سال تلاش عبدالمجید کیانی است؛ اما من معتقدم که این اثر حاصل یک عمر تلاش استاد کیانی است. من از سال 1350 با وی همکار هستم و از همان 47 سال پیش شاهد فعالیت‌های مهم و غیرقابل انکار او بوده‌ام. به نظر من برای درک این کتاب لازم است که ابتدا عبدالمجید کیانی را بشناسیم؛ چراکه این موضوع مانند آن است که ما بخواهیم درباره مثنوی صحبت کنیم و نیاز نباشد تا مولانا را بشناسیم. این کتاب یک جست‌وجوی هنری، معنوی، ریاضی و زیبایی‌شناسی است و داده‌های خاصی است که کیانی در آن قرار گرفته و با طریق کردن در تلاش بوده تا آن را با دیگران تقسیم کند.»‌
 
 او کیانی را استادی نمونه در زمینه موسیقی دانست و اظهار کرد: «کیانی زندگی خود را صرف موسیقی کرده است و توانسته در این سال‌ها شاگردان و پیروان زیادی را تربیت کند. می‌گویم پیروانی داشته؛ چراکه کار وی تنها نوازندگی سنتور نبوده است و او کسی است که تلاش کرده تا به موسیقی ایرانی هویت دهد. امروزه بسیار رایج شده است که وقتی فردی صحبت از پژوهش می‌کند از روش‌های آکادمیک استفاده می‌کند و بر همین اساس به بحث می‌پردازد اما در کنار مسائل آکادمیک ما یک نوع حکمت شرقی نیز داریم که بر اساس آن دستیابی به علم و معرفت از طی کردن مراحلی به دست می‌آید و آن روش دیگر روش آکادمیک نیست.»

 طلایی ادامه داد: «ما نباید فراموش کنیم که معرفت‌هایی در هنر و علوم انسانی وجود دارند که در عمل به آنها می‌توانیم به سطوحی از دانش دست پیدا کنیم و اگر غیر از این بود، دلیلی نداشت که هنر وجود داشته باشد. در 18 مقاله این کتاب مسائل از نگاه‌های مختلفی بیان شده و نویسنده به موضوعات بسیاری اشاره داشته است. کیانی مانند معلم‌های دیگر به رسالات مختلف رجوع کرده است. این نگرش به موسیقی اگر نگوییم جامع و کلی است، باید بگوییم که فراگیر بوده است. به نظر من کیانی با همین راه و روش و نوع نگاه به موسیقی و به دلیل علاقه‌ای که به علم اعداد، ریاضی و نجوم داشته، اعداد طلایی یا زرین را در معماری، خط و سایر هنرها جست‌وجو کرده و بعد از کشف ارتباط آن با موسیقی به بیان آن پرداخته است.»‌

 به گفته‌ی طلایی، کیانی در کارهایی که انجام داده تلاش کرده است تا مخاطبان آکادمیک موسیقی را نیز راضی کند و به همین دلیل است که به او ارجاعات بسیار زیادی می‌دهند: «کتاب وی یک دایره‌المعارف موسیقی است که در آن از دید موضوعاتی که برایش جذاب بوده، به موسیقی پرداخته است و با مطالعه این اثر متوجه خواهیم شد که در این کتاب هیچ نکته مهمی از چشم او دور نمانده است»‌.

 ساسان فاطمی که دیگر سخنران این نشست بود با اشاره به اختلافاتش با کیانی گفت:‌ «من با آقای کیانی اختلافات زیادی داشته‌ام که این اختلافات به دوگانه دانش شهودی و دانش آکادمیک برمی‌گردد که در این بین گاهی مشاجره‌های قلمی نیز داشته‌ایم. البته این نکته را نیز باید بگویم که همان مقدار که ما با هم اختلاف داشتیم، فصل اشتراک بسیار زیادی نیز بین ما وجود داشته است. کتاب‌های «‌هفت دستگاه موسیقی ایران» و «مبانی نظری موسیقی ایران» بعد از مدت‌ها به تئوری موسیقی ایران پرداخت و نشان داد که وی چقدر مطالعه آکادمیک دارد.  من هنوز هم به کتاب او مراجعه می‌کنم و به نظرم شاخص‌ترین اثری که به ریتم موسیقی ایرانی اشاره داشته، همین کتاب «هفت دستگاه» است.  اشتراک دیگر من با کیانی، دفاع از موسیقی ایرانی است که او این رسالت را در خود دیده است و به بهترین شکل ممکن به آن می‌پردازد. متاسفانه دوستان همیشه موسیقی ایرانی را با موسیقی غربی مقایسه کرده‌اند و بعد از آن موسیقی ایرانی را پایین‌تر از آن دانسته‌اند که کیانی همیشه به این موضوع انتقاد داشته و از موسیقی ایرانی دفاع کرده است که در این امر احساس مشترکی داشته‌ایم.»

 این دکترای موسیقی‌شناسی قومی از دانشگاه پاریس با اشاره به سه محور دفاع کیانی از موسیقی ایرانی گفت: «کیانی در سه محور از موسیقی ایرانی دفاع کرده است. نخست در بیان موسیقی است؛ چراکه عده‌ای معتقدند که موسیقی ایرانی غمگین است که برای آن فرض و استدلال می‌آورند که کیانی هر دو را رد می‌کند و می‌گوید که شما یک فرض اشتباه را در نظر می‌گیرید و بعد بر اساس آن به استدلال می‌پردازید که اگر فرض را نیز در نظر نگیریم، استدلال ایراد دارد. در این بحث نکته مهم آن است که ما نباید ملال را با غم اشتباه بگیریم. محور دوم تمایز بین شکل سنتی و غیرسنتی موسیقی است. درست است که کیانی دانش شهودی دارد اما بسیار اهل دانش، پژوهش و مکتوب کردن است. کیانی بارها از توقعاتی که می‌خواهد موسیقی ایرانی را تبدیل کند به راه‌حل‌هایی که موسیقی غربی ارائه می‌دهد، دفاع کرده و معتقد است که نباید این دو را با هم قاطی کنیم.»‌

فاطمی در توضیح محور سوم دفاع از موسیقی ایرانی اظهار کرد: «محور سوم دفاع کیانی جایی است که من موافق آن نیستم و آن زیبایی‌شناسی موسیقی ایرانی است. البته بر خلاف آن چه من فکر می‌کنم تاثیر کیانی روی شاگردانش در این محور غیرقابل انکار است؛ چراکه من شاگردانی داشته‌ام که در محضر او بوده‌اند و می‌گویند که از وقتی به کلاس‌های استاد رفته‌اند و با او آشنا شده‌اند، نظرشان در این حوزه تغییر کرده است و به درک جدیدی رسیده‌اند. به بیان ساده‌تر شاگردانی که در محضر استاد کیانی موسیقی را آموخته‌اند، نحوه نواختن‌شان زمین تا آسمان تغییر کرده است. بنابراین اینکه من موافق او باشم یا خیر، چندان مهم نیست؛ زیرا او تاثیرش را گذاشته است.»

 این استاد دانشگاه در بخش پایانی صحبت‌هایش اظهار کرد: دانش شهودی کیانی یک دانش شهودی خالص نیست و وجوه آکادمیک در آن کاملا قابل ملاحظه است و نمی‌شود آن را نادیده گرفت.

 «عبدالمجید کیانی»، نویسنده کتاب که خود آخرین سخنران این نشست بود با اشاره به انواع علم گفت: «من علم را به دو دسته علم آکادمیک و علم شهودی تقسیم می‌کنم که در علم آکادمیک نیاز است با منبع و مستند صحبت کنیم؛ به همین دلیل وقتی که دکتر فاطمی از من ایرادی می‌گیرد، آن را قبول می‌کنم؛ چراکه کار اصلی من نوازندگی است. حال شاید شما از من سوال کنید که با این دیدگاه چرا کتاب نوشته‌ام. در جواب این سوال باید به شما بگویم که من به این نتیجه رسیده‌ام که برای رسیدن به موسیقی خوب، باید ابتدا موسیقی خوب گوش کرد. من موسیقی «گل‌ها» که در آن زمان بسیار مطرح بود را با لذت عجیبی گوش می‌کردم و تصمیم گرفتم که موسیقی یاد بگیرم به همین دلیل دنبال آن رفتم و متوجه شدم که در آموزشگاه‌ها به صورت تفننی به موسیقی می‌پردازند. بنابراین به هنرستان موسیقی (مکتب وزیری) رفتم که اساتید بزرگی در آن تدریس می‌کردند.در هنگام تحصیل متوجه شدم که تئوری‌هایی که اینجا آموزش می‌دهند غربی است و آنها موسیقی گل‌ها را قبول نداشتند. یعنی آنجا هنرستان مدرنی بود که می‌خواستند گذشته را نفی کنند. وقتی به دانشگاه تهران آمدم با استاد برومند آشنا شدم. یک روز یک صفحه موسیقی اصیل به دستم رسید که بعد از گوش کردن آن تمام کتاب‌های هنرستان را پاره کردم؛ چراکه متوجه شدم این موسیقی که من خواندم آن موسیقی نیست که به دنبال آن بودم. البته در ادامه راه و بعد از سال آموزش نزد استاد برومند متوجه شدم که موسیقی گل‌ها هم آن موسیقی اصیل نیست.»‌

 او ادامه داد: «بعدها متوجه شدم که باید به موسیقی قاجار برگردم؛ بنابراین به جست‌وجو موسیقی قاجار پرداختم و بعد از پیدا کردن صفحه‌های بسیار فهمیدم که ریتم گل‌ها با ریتم موسیقی گذشته تغییر کرده و کارها بسیار ساده‌تر و مردم‌پسند‌تر شده است. به همین دلیل در کتاب «هفت دستگاه» موسیقی را به دو دسته جدی و جدید تقسیم کردم و با مقایسه بیان کردم که موسیقی گل‌ها تفریحی است؛ چراکه اگر رسانه‌ها به مردم توجه نکنند ورشکست خواهند شد. وقتی متوجه شدم که مخاطب به سختی با موسیقی من ارتباط برقرار می‌کند به توضیح آن پرداختم؛ بنابراین قبل از هر اجرا برای مخاطب توضیح می‌دادم و بعد از آن با چشم می‌دیدم که او چگونه ارتباط می‌گیرد.»‌

وی ادامه داد: «همراه با همین کتاب نیز یک سی‌دی شامل پنج ساعت موسیقی قرار داده‌ام که خواننده بعد از مطالعه هر مقاله می‌توانند نمونه‌های آن را در سی‌دی گوش دهد. من در این کتاب از کنایه استفاده کرده‌ام؛ یعنی به مخاطبان می‌گویم که به تصویر این مسجد و معماری آن نگاه کنید و اگر آن را درک کردید به سادگی می‌توانید موسیقی را نیز درک کنید.»
 
کیانی در پایان گفت: متاسفانه رادیو و تلویزیون ما روی یک عده آدم تمرکز کرده‌‌اند که هیچ سوادی در موسیقی ندارند و سر همین است که ما هیچ اسمی از امیر قاسمی و نکیساها نمی‌شنویم. متاسفانه ما در موسیقی دست به درست کردن بت‌های جعلی زده‌ایم و به همین دلیل اساتید در گوشه‌ای نشسته‌اند.

دانلود آهنگ ایران امین و امید


دانلود آهنگ امین و امید بنام ایران

Download New Song By Amin & Omid Called Iran From LordMusic

آهنگ جدید ایران با صدای امین و امید با متن آهنگ و به صورت لینک مستقیم از سایت آکنا موزیک

Behnam Najafi Che Mastim 16 دانلود آهنگ ایران امین و امید

متن آهنگ امین و امید ایران

نوشته دانلود آهنگ ایران امین و امید اولین بار در دانلود آهنگ جدید | آکنا موزیک. پدیدار شد.

دانلود آهنگ شاد و قدیمی کوروس جونم زدستت آتیش گرفته

دانلود آهنگ شاد و قدیمی کوروس به نام جونم زدستت از رسانه آکنا موزیک

» آهنگ و تنظیم کننده : | ترانه سرا : «

با دو کیفیت ۱۲۸ & 320 با لینک مستقیم ، همراه متن آهنگ + پخش آنلاین

Download New Music Korous Called Amaneh

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید

آهنگ جونم زدستت با صدای کوروس منتشر شد + تکست آهنگ

دانلود آهنگ جونم زدستت کوروس

آمنه چشم تو جام شراب منه

آمنه اخم تو رنج و عذاب منه

آمنه چشم تو جام شراب منه

آمنه اخم تو رنج و عذاب منه

جونم زدستت آتیش گرفته

مهر تو از دل بیرون نرفته

جونم زدستت آتیش گرفته

مهر تو از دل بیرون نرفته

آمنه قلب من برای تو میزنه

آمنه قهر نکن که قلب من میشکنه

جونم زدستت آتیش گرفته

مهر تو از دل بیرون نرفته

جونم زدستت آتیش گرفته

مهر تو از دل بیرون نرفته

دل مفتون ز راز تو

جان غرق نیاز تو

نازت باده پوش من

ای والله به ناز تو

آمنه نام تو درد و بلای منه

آمنه بی تو دل بلای جون منه

جونم زدستت آتیش گرفته

مهر تو از دل بیرون نرفته

جونم زدستت آتیش گرفته

مهر تو از دل بیرون نرفته

آمنه چشم تو جام شراب منه

آمنه اخم تو رنج و عذاب منه

اندی آمنه

آمنه چشم تو جام شراب منه

آمنه اخم تو رنج و عذاب منه

جونم زدستت آتیش گرفته

مهر تو از دل بیرون نرفته

جونم زدستت آتیش گرفته

مهر تو از دل بیرون نرفته

آمنه قلب من برای تو میزنه

آمنه قهر نکن که قلب من میشکنه

جونم زدستت آتیش گرفته

مهر تو از دل بیرون نرفته

جونم زدستت آتیش گرفته

مهر تو از دل بیرون نرفته

دل مفتون ز راز تو

جان غرق نیاز تو

نازت باده پوش من

ای والله به ناز تو

آمنه نام تو درد و بلای منه

آمنه بی تو دل بلای جون منه

جونم زدستت آتیش گرفته

مهر تو از دل بیرون نرفته

جونم زدستت آتیش گرفته

مهر تو از دل بیرون نرفته

آمنه چشم تو جام شراب منه

آمنه اخم تو رنج و عذاب منه

جونم زدستت آتیش گرفته

مهر تو از دل بیرون نرفته

جونم زدستت آتیش گرفته

مهر تو از دل بیرون نرفته

جونم زدستت آتیش گرفته

مهر تو از دل بیرون نرفته

جونم زدستت آتیش گرفته

مهر تو از دل بیرون نرفته

ای والله

♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫

برای دانلود فول آلبوم و آهنگ جدید کوروس کلیک کنید

لطفا مشکلات خودرا در نظرات مطلب مطرح کنيد.

کد پخش آنلاین این موزیک برای وبلاگ و سایت شما

کد زیر را کپی کنید سپس در قسمت مناسب وبلاگ یا سایت خود قرار دهید

آیا مطلب موثر و مفید بود؟ حالا امتیاز خود ثبت کنید.

نگاه‌ها معطوف به روز نهم برای جبران امتیازات از دست رفته


جدول پیش‌بینی هنرمندان از مسابقات امروز جام جهانی 2018 منتشر شد

نگاه‌ها معطوف به روز نهم برای جبران امتیازات از دست رفته

آکنا موزیک اولین رقابت بزرگ پیش‌بینی جام جهانی 2018 با حضور صد هنرمندان موسیقی در حالی وارد روز نهم شد که اتفاقات بازی‌های روز هشتم امتیازات هنرمندان را تحت تأثیر قرار داد. مهمترین آنها باخت سنگین آرژانتین برابر کرواسی با نتیجه سه بر صفر بود و این اتفاق باعث شد تا اکثر هنرمندانی که برد تیم لیونل مسی را پیش‌بینی کرده بودند امتیاز حداقلی دو را کسب کنند. در بازی اول روز هشتم کمتر کسی تساوی استرالیا و دانمارک قدرتمند را پیش‌بینی کرده بود. اما احتمالاً برخی از این امتیازات از دست رفته در روز نهم جبران شود.
 
در این روز قرار است تیم‌های برزیل و کاستاریکا در بازی اول، نیجریه و ایسلند در بازی دوم و سوئیس و صربستان در بازی سوم به مصاف یکدیگر بروند. البته که صد هنرمند حاضر در این رقابت پیش‌بینی شانس بیشتری برای برزیل و صربستان قائل بوده‌اند ولی جام جهانی 2018 نشان داده که غیرمنتظره است.
 
جدول رده‌بندی هنرمندان حاضر در این رقابت پیش‌بینی هم در پایان روز هشتم تغییرات عمده‌ای داشت. از جمله اینکه رامین صدیقی پس از سه روز صدرنشینی به رتبه هفتم سقوط کرد و رامین بهنا با رشد هفت پله‌ای جایگاه نخست را تا این لحظه در اختیار دارد. عماد طالب‌زاده هم با اختلاف یک امتیاز در تعقیب او است.
 
در ادامه می‌توانید پیش‌بینی صد هنرمند موسیقی از مسابقات روز نهم جام‌جهانی 2018 را مشاهده کنید و برای کسب اطلاعات بیشتر درباره رده‌بندی هنرمندان به صفحه www.musicema.com/worldcup2018  مراجعه نمایید. همچنین در صورت تمایل برای شرکت در این رقابت بزرگ پیش‌بینی می‌توانید نظرات خود را در همین صفحه ثبت کنید و به قید قرعه برنده بلیت هنرمند محبوبتان شوید.

.


 

 

منبع: 

اختصاصی سایت «آکنا موزیک»

دانلود بهترین آهنگ های تیر ماه ۹۷

دانلود بهترین آهنگ های تیر ماه ۹۷ از رسانه آکنا موزیک

Download the best songs of July 97

دانلود بهترین آهنگ های تیر ماه ۹۷ برای اولین بار از آکنا موزیک

۱ تیر ماه:

دانلود آهنگ دیس لاو و غمگین علیرضا تی آر دی ۱ تیر

http://dl.musicsingle.ir/music/single/1397/4/1/Alireza%20TRD%20-%201%20Tir%20-%20128.mp3

لینک دانلود

===================================================

دانلود آهنگ غمگین و خاطره انگیز مرتضی پاشایی غیر ممکن
http://dl.musicsingle.ir/music/single/1397/4/1/Morteza%20Pashaei%20-%20Gheyre%20Momken%20(128).mp3

لینک دانلود

===================================================

دانلود آهنگ غمگین و خاطره انگیز مرتضی پاشایی نامه
http://dl.musicsingle.ir/music/single/1397/4/1/Morteza%20Pashaei%20-%20Nameh%20128.mp3

لینک دانلود

 


داود آزاد: دیده شدن برای جوان‌ها سخت شده است


موسیقی‌ما ـ داود آزاد (هنرمند پیشکسوت موسیقی عرفانی) از انتشار آلبوم جدیدش با عنوان «تو مست‌تری یا من؟» خبر داد که هفته اول تیرماه با آهنگسازی جاهد محمدی روانه بازار موسیقی خواهد شد.
این خواننده و آهنگساز در گفت‌وگو با «آکنا موزیک» توضیح داد: «به طبع این آلبوم نیز مانند سایر آثارم که در این سال‌ها شنیده شده‌اند در فضایی کاملا عرفانی تولید شده و مبنای کار بر اساس ساز تنبور است؛ البته در سازبندی کار عود، رباب، کنترباس، باغلاما و کوبه‌ای در کنار هم قرار گرفته‌اند.»

داود آزاد که پیش از این آلبوم «لیلی‌نامه» را منتشر کرد و تور کنسرت‌‌هایش را نیز در ایران و خارج از کشور برگزار کرد، درباره فضای حاکم بر این اثر گفت: «آلبوم جدید شامل 5 تصنیف از ساخته‌های جاهد محمدی است که یکی از تنبورنوازان خوب است. البته بنده هم یک تصنیف در این آلبوم دارم. در «تو مست‌تری یا من؟» سراغ اشعار حافظ،‌ شمس مغربی و عطار نیشابوری رفته‌ایم. البته سینا مشفق که نوازنده دف آلبوم است نیز دو شعر در این آلبوم دارد. فضای کار کاملا عرفانی است و ذکرخوانی هم دارد. سینا مشفق (دف)، جاهد محمدی (تنبور)، نوید مثمر (جوراباغلاما)، محسن عبادتی (کمانچه و باس)، بهنام بوستان سعدی (سازهای کوبه‌ای و صدرا مشفقی (عود، رباب، بم‌تار) برای این آلبوم ساز زده‌اند و بنده نیز عود و تنبور نواخته‌ام. درباره بخش آوازی کار نیز باید بگویم که اثر شما را به فضایی قلندرانه می‌برد و آواز‌های بداهه‌ای دارد. شما آن فضای خانقاهی را در این اثر خواهید شنید.»

این هنرمند پیشکسوت در پاسخ به این پرسش که آیا آلبوم جدیدش دارای نگرش متفاوتی نسبت به آلبوم‌های جدیدش هست یا خیر، توضیح داد: «فضای موسیقی من همیشه یک فضای عرفانی است اما از آنجا که در این آلبوم، آهنگساز شخص دیگری است، شما در آن حس متفاوتی را تجربه خواهید کرد. این آهنگساز در این سال‌‌ها تحت تاثیر کارهای بنده بوده است و البته فضای ذهنی‌اش هم به فضای ذهنی‌ام نزدیک است. اصلا اگر احساس کنم فضای ذهنی آهنگسازی به من نزدیک نیست، آن کار را قبول نمی‌کنم. هرچند که ترجیح من همکاری با جوان‌ترهاست که واقعا فضایی برای مطرح شدنشان وجود ندارد. دیده شدن برای جوان‌ها سخت شده است. من هم اگر پیشنهاد خوبی برای همکاری با جوان‌ها داشته باشم، می‌پذیرم. مثلا با جوان‌هایی در آذریایجان کار می‌کنم که واقعا هنرمندان خوبی هستند. اما خب تفکر هم برایم مهم است. باید کار به صدای من بخورد و با تفکر من همسو باشد

او از اجرای جدیدش برای تیرماه در تالار وحدت نیز خبر داد و گفت: «اواخر تیرماه همین آلبوم «تو مست‌تری یا من؟» را در تالار وحدت روی صحنه خواهیم برد. قطعاتی از این آلبوم به همراه قطعاتی از خودم و چند کار جدید اجرا خواهد شد. نوازنده‌های همین آلبوم هم با من به روی صحنه خواهند آمد با این تفاوت که نگار اعزازی (دف و بندیر)، سوگل حسینی (تنبور) و سیاوش ولی‌پور (کمانچه‌آلتو) به ما می‌پیوندند

آزاد در پایان سخنانش نیز مطرح کرد: «در حال حاضر 10 آلبوم در دست کار دارم که تقریبا 80 درصدشان انجام شده است

داود آزاد فراگیری ساز تار را از 20 سالگی به‌طور خود‌آموز آغاز کرد. او از همان ابتدا، برای جست‌وجو و تحقیق در آثار گذشتگان موسیقی تلاش کرد. آزاد جزو معدود هنرمندانی است که آثار تحقیقی خود را بر پنجه و مضراب ساز پیاده کرده است.
این هنرمند موسیقی در نواختن سازهای تار، سه‌تار، عود و رباب، تنبور، دف و کمانچه تخصص دارد و تا به حال بیش از ٤٠٠ کنسرت در ایران، هند، اروپا، آمريكاي مركزي، آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی، استرالیا، ژاپن و … برگزار کرده است.