آرشیو مطالب در دسته بندی ‘اخبار’

سلفی چهار خواننده پاپ و اجرای سالار عقیلی در کرمانشاه


چه خبر از اینستاگرام هنرمندان؟

سلفی چهار خواننده پاپ و اجرای سالار عقیلی در کرمانشاه

آکنا موزیک – خواننده پاپ در کرمان

محسن ابراهیم‌زاده به زودی در کرمان روی صحنه خواهد رفت.

IMG_3838

اجرای سالار عقیلی سر پل ذهاب

سالار عقیلی برای زلزله‌زدگان در کرمانشاه روی صحنه رفت.

IMG_3837

همکاری تازه خواننده دنگ شو

یکی از خوانندگان گروه دنگ شو با یک پروژه جدید همکاری کرده است.

IMG_3832

سلفی چهار ستاره پاپ

امید حاجیلی به همراه مهدی جهانی به کنسرت آرش و مسیح رفت.

IMG_3835

«آروین صداقت‌کیش» به تحلیل آثار آهنگسازان جوان می‌پردازد


در ادامه‌ی برنامه‌های پژوهشی موسیقی معاصر

«آروین صداقت‌کیش» به تحلیل آثار آهنگسازان جوان می‌پردازد

آکنا موزیک – در ادامه برنامه‌های پژوهشی موسیقی معاصر در دانشگاه تهران، سومین برنامه در سال جاری ۲۸ آبان ماه در دانشکده موسیقی دانشگاه تهران برگزار می‌شود.

در این برنامه پژوهشی آروین صداقت‌کیش (منتقد موسیقی و آهنگساز) به تحلیل آثاری برای ویولن به آهنگسازی شروین عباسی نیما عطرکار روشن و اردوان وثوقی خواهد پرداخت که فرمهر بیگلو اجرای زنده آثار را بر عهده دارد.

نشست‌های گذشته این سلسله برنامه‌های پژوهشی موسیقی معاصر در فرهنگسرای ارسباران و دانشگاه تهران با محوریت آهنگسازی معاصر برای ساز پیانو برگزار شده بود و این برنامه به بررسی قطعات ویولن خواهد پرداخت. در ضمن مجریان این برنامه در نظر دارند تا اواخر سال جاری نیز نشست پژوهشی جدیدی با محوریت موسیقی مجلسی و آهنگسازی معاصر برگزار کنند.

این برنامه‌ها برای هرچه بیشتر آشنا شدن مخاطبان جدی موسیقی معاصر با روند آهنگسازی و شیوه‌های نوازندگی موسیقی معاصر برگزار می‌شود. ۲۸ آبان ماه ساعت ۱۴ در دانشگاه تهران دانشکده موسیقی کلاس شماره یک برگزار می‌شود و ورود برای علاقمندان آزاد است.

صبا علیزاده: يكي از دلايلي كه به سمت موسيقي الكترونيك كشيده‌ شدم اساتيدي مثل شهناز، بهاري و كسايي بودند


آکنا موزیک – عصر جمعه 25 آبان‌ ماه نشست خبري و مراسم رونمايي آلبوم «يادهاي پراكنده» به آهنگسازي صبا عليزاده در خانه موزه بتهوون برگزار شد.

در ابتداي اين نشست كه با حضور آهنگساز اثر و ساير عوامل آن برگزار شد، سه ويدئو با عنوان «بن‌بست لادن، پلاك 5»، «مرثيه‌اي براي آب» و «خونين شهر» به همراه دو قطعه با عنوان «سلام بر خاك» و «رويا» براي اهالي رسانه پخش شدند و پس از آن صبا عليزاده درباره محور كلي اولين آلبوم مستقلش گفت:«قطعات اين آلبوم همانند 10 تابلو در كنار هم چيده‌شده‌اند. اگرچه ممكن است هر يك از اين تابلوها به لحاظ رنگ و فرم با ديگري كنتراست داشته باشند اما تقريباً در تمامي‌آنها از ساز كمانچه استفاده شده كه ساز تخصصي من است. بنابرين تلفيق بين كمانچه و موسيقي الكترونيك در اين قطعات همبستگي كلي اثر را بوجود آورده است.»

عليزاده در ادامه نشست در پاسخ به پرسش يكي از خبرنگاران مبني براينكه با پيشينه موسيقي ايراني‌اي كه دارد،آيا حالا تغيير سبكي داده است و يا موسيقي الكترونيك و اصيل ايراني توأمان در ذهنش حركت مي‌كنند، گفت:« اين اولين آلبومي است كه از من منتشر مي‌شود و پيش از اين بيشتر روي اجراي زنده خصوصا با ساز كمانچه تمركز داشتم اما خودم لحن نوازندگي كمانچه‌نوازان قديم را دوست دارم و سعي مي‌كنم از اثر‌پذيري آنها الهامات زيادي  بگيرم اما اتفاقاً يكي از دلايلي كه به سمت موسيقي الكترونيك كشيده‌ شدم اساتيدي مثل شهناز، بهاري و كسايي بودند.چرا كه از وقتي افكت Delay (ديلي) در راديو مورد استفاده قرار گرفت، اين موسيقيدانان از آن در رپرتوار خود بهره گرفتند. تفسير شخصي من اين است كه آنها مي‌خواستند خصلتي را كه در معماري ايراني و طاقي‌‌هايش وجود دارد، در تكنوازي‌هايشان تداعي كنند. اين كنجكاوي از همين فرايند الكتروآكوستيك براي من بوجود آمد. كم‌كم با موسيقي الكترونيك آشنا شدم و از آن به بعد سعي كردم آگاهي‌ام را نسبت به هر دو وجه موسيقي در زندگي‌ام بيشتر كنم.بنابراين جرقه هاي اصلي اتفاقا از ساز استاد بهاري در ذهن من زده شد.»
او در پاسخ به شيوه آهنگسازي در ساخت هر يك از قطعات اين آلبوم گفت:« شيوه ساخت هر يك از اين قطعات متفاوت بوده است. مثلا در قطعه «بن‌بست لادن» تمامي خطوط الكترونيك ساخته شد و بعد از آن كمانچه روي آن اجرا و ضبط شداما در «سلام بر خاك» ابتدا قسمت‌هاي كمانچه ضبط شد و بعد خطوط الكترونيك را اضافه كردم.»
صبا عليزاده در توضيحات تكميلي درباره آلبوم تازه‌اش افزود:«اين آلبوم تجربه زيسته من در چند سال اخير است به خصوص از زماني كه شاخه موسيقي تجربي (اكسپريمنتال) به جهان موسيقايي من اضافه شد و هر يك از اين قطعات در يك برهه‌ تاريخي ساخته و ضبط شدند. به عنوان مثال قطعه «سلام بر خاك» براي يك فعاليت محيط زيستي ساخته شده بود. در واقع مي‌توان گفت اين موسيقي‌ها،عكس‌هاي صوتي هستند كه من در اين دوره آنها را گرفته‌‌ام و پردازش كرده‌ام.»

او علاوه بر اين به تأثير نگاه مدرن پدرش در ساخت موسيقي نيز اشاره كرد و گفت:«من شانس زندگی با پدر و مادری را داشتم که اهل موسیقی بودند و از طریق مادرم به آرشیو خوبی هم دسترسی داشتيم. علاوه بر اين من به همراه برادرم نيما در اجرا و ضبط اغلب موسيقي فيلم‌هاي پدرم حضور داشتيم و در آن فضا بزرگ شديم. وقتي درباره حسين عليزاده صحبت مي‌كنيم بايد بگويم بر خلاف آن چه تصور می‌شود که او بواسطه ساز تار نگاه سنتی به موسیقی دارد، باید بگویم پدرم از معدود كساني است كه در عصر حاضر در ايران مي‌توان به او لقب موسيقيدان معاصر داد اين عنوان در آثاري مثل تركمن، راز نو و عصيان كاملا قابل شناسايي است. من هم در چنين فضايي پرورش يافتم و قطعا تأثير مستقيم روي من گذاشته است.»

در ادامه اين نشست خبري، بهزاد شهروان كه كار ساخت ويدئوي «بن‌بست لادن» را برعهده داشته است، درباره همكاري‌اش با صبا عليزاده و ايده كلي ويدئوي اين قطعه گفت:« فضاسازي كه براي اين ويدئو شكل گرفته براساس تكنيك عكاسي و تري‌دي اسكنينگ بوده است. ما ابتدا شخصيت‌ها را عكاسي كرديم و سپس آنها را به مدل تري‌دي درآورديم و به صورت كانسپت اصلي در ساخت اثر استفاده كرديم. كاراكترهايي كه در فضاي اين ويدئو مي‌بينيم با جزئيات نشان داده نمي‌شوند و به نظر مي‌رسد نمك‌سود و فرسوده شده‌اند.در نهايت شخصيت‌ها شروع به خرد شدن مي‌كنند اما كليت اين فرايند خاطراتي را شكل مي‌دهند كه به شخصيت اصلي داستان مي‌رسند.»

سياوش نقشبندي نيز كه كار ساخت ويدئوي «مرثيه‌اي براي آب» و «خونين شهر» را برعهده داشته است درباره اين قطعات گفت:«چون صبا ديد تصويري دارد و عكاسي را هم به صورت جدي دنبال كرده است كمك زياديبه كار من كرد چون او مفهوم تصوير را به درستي مي‌فهمد. در «مرثيه‌اي براي آب» ما سعي كرديم در فضاي آب انبارهاي متروك، حضور آب را بازسازي كنيم. ويدئوي خونين شهر هم بر مبناي مجموعه عكسهايي است كه صبا گرفته است. اما به عقيده من مهم‌ترين نكته اين آلبوم وجه تصويري موسيقي است كه در سرتاسر كار به چشم مي‌خورد.»

امير مقتدا- گرافيست و طراح جلد آلبوم- نيز درباره اين همكاري گفت:« من خيلي دير به پروسه ساخت هويت كلي اثر م اضافه شدم اما در عين حال سعي كردم هيچ بازخورد تصويري از صبا نگيرم و ذهنيت‌اش را جويا نشوم.ترجيح دادم به مدت يك هفته اين قطعات را بشنوم. در نهايت به خروجي مينيمالي رسيديم كه هر كس مي‌تواند برداشت خودش را از آن داشته باشد. براي خودم اين خطوط بيان كننده‌ي گذران ايام هستند كه برخي از آنها هم زرد هستند چون به هر حال در زندگي هر يك از ما خاطراتي وجود دارند كه هايلايت مي‌شوند.»

نيما جوان-مدير نشر و پخش جوان- نيز درباره شيوه همكاري‌اش با صبا عليزاده افزود:«ناشر اين پروژه «كارگاه نوفه» بود و ما فقط فرآيند پخش آن را برعهده داشتيم. البته نگاه نشر ما نيز رفته رفته دارد به فضاي موسيقي الكترونيك نزديك مي‌شود. علاوه بر اين  بايد بگويم اين همكاري يكي از لذت‌بخش‌ترين همكاري‌هايي بود كه من افتخار حضور در آن را داشتم. صبا عليزاده از جمله هنرمندان قابل احترام ايران است كه هم براي اثرش و هم تك‌تك اعضاي تيم احترام قائل است. اين نكته را به خوبي در رونمايي آلبوم مشاهده خواهيد كرد.»

مراسم رونمايي آلبوم «يادهاي پراكنده» با حضور حسين عليزاده، علي‌اكبر شكارچي، علي بوستان، رامين صديقي، شهرام صارمي، پوريا اخواص، محمد انشايي، رادمان توكلي، نيما عليزاده، هانا كامكار، مازيار يونسي، مجتبي ميرطهماسب، محمد فرنود، احسان صديق، روزبه فدوي، عطا ابتكار، رضا لواساني و ديگر هنرمندان برگزار شد.

گفتني است كنسرت مشترك صبا عليزاده و آندرياس اشپكتل آهنگسازي اهل اتريش، روز پنجشنبه اول آذر ماه 1397 رأس ساعت 20:30 در برج آزادي برگزار خواهد شد و علاقمندان مي‌توانند بليت‌ خود را از سايت «ايران كنسرت» به آدرس www.iranconcert.com  تهيه فرمايند.

ویدیوی سیاوش نقش بندی از این مراسم را اینجا ببنید
 
 

نمایشگاه «سازخانه» در خانه‌ی هنرمندان به پایان رسید


آکنا موزیک – دومین نمایشگاه ساز خانه موسیقی شب گذشته (25 آبانماه) با حضور کم نظیر پرشور هنرمندان و علاقمندان در خانه هنرمندان به نقطه پایان رسید. در این شب هنرمندانی چون حسین علیزاده(آهنگساز و نوازنده پیشکسوت تار)، داریوش پیرنیاکان(نوازنده و مدرس پیشکسوت تار)، علی اکبر شکارچی(نوازنده پیشکسوت کمانچه)، سعید ثابت(نوازنده پیشکوت سنتور)، حمیدرضا نوربخش(مدیرعامل خانه موسیقی)، مجید رجبی معمار(مدیرعامل خانه هنرمندان ایران)، دکتر ناصر آقایی(استاد پیشکسوت تاتر)، فرمان مرادی(رئیس کانون سازندگان ساز)، رامین جزایری، بیاض امیرعطایی(از ساز سازان پیشکوست)، حمیدرضا عاطفی(مدیراجرایی خانه موسیقی)، داود آزاد(نوازنده وخواننده موسیقی ایرانی) و جمع زیادی از هنرمندان جوان موسیقی ایران از این نمایشگاه بازدید کردند.

سازسازان شرکت کننده در نمایشگاه که اغلب از جوانان و از شهرستان های مختلف ایران بودند در این شب حضور علیزاده، پیرنیاکان، شکارچی و … را مغتنم دانستند و درباره سازهای ساخت خود با این استادان به گفتگو پرداخته و از رهنمود های ایشان بهره بردند.

استادان بازدید کننده هم در فرصت کوتاهی که داشتند برخی تجربیات و نظرات خود را به سازندگان منتقل کردند و برخی نیز گفتگوی مفصل را به دیدار و ملاقاتی خصوص موکول کردند.

همچینین بسیاری از بازدیدکنندگان نمایشگاه از جوانانی بودند که به دلیل عدم پخش تصویر ساز از رسانه ها با سازهای موسیقی ایرانی آشنا نبودند و نمایشگاه فرصتی بود تا در این فضا با سازها و همچنین نحوه نواختن آنها آشنا شوند.

روز گذشته پیش از آغاز ساعت بازدید، سازندگان ساز شرکت کننده در نمایشگاه در سالن ممیز خانه هنرمندان گرد هم آمدند و پس از سخنان داریوش النجری(دبیر هنری نمایشگاه) و عطا نویدی(مدیر اجرایی نمایشگاه) لوح تقدیر و گواهینامه حضور در «سازخانه» که به امضای حمیدرضا نوربخش(مدیرعامل خانه موسیقی) و فرمان مرادی(رئیس کانون سازسازان) رسیده بود، به آنان اهدا شد.

در ادامه نیز سازندگان ساز در محوطه بیرونی خانه هنرمندان عکس یادگاری دومین نمایشگاه سازخانه را ثبت کردند.
 
 
با اعلام پایان ساعت بازدید آخرین روز نمایشگاه یک گروه سازهای کوبه ای متشکل از جوانان هنرمند در محوطه داخلی خانه هنرمندان به اجرای موسیقی پرداختند که با استقبال خوب مخاطبان مواجه شد.
«سازخانه» (دومین نمایشگاه ساز خانه موسیقی) از 21 تا 25 آبانماه 1397 در گالری های ممیز، میرمیران، پاییز و زمستان خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

دافعه‌ی نُخبگان | آکنا موزیک


داستانِ ما و اُزبَک‌‌ها و چند داستانِ دیگر

دافعه‌ی نُخبگان

[ مانی جعفرزاده – آهنگساز و مدرس موسیقی ]

یک
مصطفی فرزانه در کتابِ بسیار دل‌پذیرِ «آشنایی با صادقِ هدایت» نه‌تنها بخشی از زوایای ذهنیِ یکی از مهم‌ترین نخبگانِ تاریخِ معاصرِ ایران را به ما معرّفی کرده‌است بل‌که با زیرکیِ کم‌نظیری به‌عنوانِ تنها شاگردِ مستقیمِ هدایت که می‌توانسته بسیاری از جاها در کنارِ او باشد، با نقلِ خاطرات‌اش بی این‌که موضع‌گیریِ خاصّی بکُند، نوعِ روابطِ اطرافیان و واکنشِ عمومی‌ای که نسبت به «هدایت» وجود داشته‌ را به نمایش گذاشته‌است. همه می‌دانیم که هدایت محبوب نبود؛ چُنان‌که «نیما» هم نبود؛ چُنان‌که «پرویزِ محمود» هم نبود؛ چُنان‌که بسیاری دیگر از نخبگانِ ایرانی هم هیچ‌وقت در جامعه‌یِ هم‌روزگاران‌شان محبوب نبودند. امّا پرسش این است: چرا؟ ما ایرانی‌ها چرا از نخبگان‌مان بیزاریم؟ دافعه‌ی نخبگان برای ما عوام در چی‌ست؟ دلیل‌ها متفاوت امّا با هم مرتبط هستند. بگذارید از قسمتی از همان کتابِ دل‌پذیر آغاز کنیم؛ به مناسبتی که جلوتر توضیح خواهم داد:
 
در صفحه‌ی ۱۷۳ به نقل از هدایت می‌خوانیم «دعوتِ سفرشان را قبول کردم. می‌خواستم با چشمِ خودم ببینم که تاشکند چه‌جوری شده؟ مگر نه این‌که به‌جای فحش می‌گوییم اُزبَک؟ این اُزبَک به چه حالی درآمده‌است؟ توی طیّاره دکتر سیاسی پرسید از کتاب‌هایت چه داری؟ بده بخوانم. چون‌که حتّی یکی از آن‌ها را نخوانده‌بود. گفتم همراه‌ام نیست. امّا وقتی رسیدیم به تاشکند، یک دوره‌ی کامل از معلومات‌ام را دادم به کتابخانه‌شان. به ریاستِ عظمای دانشگاهِ تهران برخورد. به‌اش گفتم این‌ها همان اُزبَک‌های سابقِ خودمان هستند. حالا ببینید دختربچه‌هایشان پیانو می‌زنند، باله می‌رقصند، تراخمی و کچل هم نیستند، سالَک هم ندارند… زیرسبیلی در کَرد. بَعد رفت همه‌جا نشست و گفت فلانی بُلشویک شد… بدبختی این است که نه این‌وری هستم و نه آن‌وری، نه اهلِ سیاست…»
 
این نقل کمابیش بازمی‌گردد به هفتاد سالِ پیش. نه؟ از داستان‌های کهنه خوش‌تان نمی‌آید؟ یک داستانِ تازه از تَنور درآمده برایتان می‌گویم:
 
دو
صاحبِ این قلم یک رفیقی دارد که خُب البتّه به اندازه‌ی صادقِ هدایت آدمِ سرشناسی نیست امّا بچّه‌یِ خوبی‌ست. بالاخره یک کسی‌ست برای خودش. موسیقی می‌نویسد و بد هم نمی‌نویسد و دنیا را خوب گشته و -دستِ‌کم به‌نظرِ من که رفیق‌اش هستم- آدمی‌ست که سرش به تن‌اش می‌ارزد. اسم‌اش آیدین است. آیدین هفته‌ی پیش از طرفِ کُنسِرواتُوآرِ تاشکند دعوت شده‌بود به اُزبکستان. قرار بود که یکی از کارهای سمفونیکی که نوشته‌بود آن‌جا اجرا بشود که شده‌بود و کلّی هم تحویل گرفته بودندش. فقط نمی‌دانم چرا از وقتی برگشته افسردگی گرفته‌است؟ دَم به دقیقه برای من پیغام می‌گذارد و فحش می‌دهد! فحوای فحش‌هایش این است که تو (یعنی من!) شعور نداری! چرا نمی‌فهمی که ما داریم آب در هاوَن می‌کوبیم؟ و هرچه من سعی می‌کُنم توضیح بدهم که به‌خدا آن‌قدر شعور دارم که این یک موضوع را بفهمم، به خرج‌اش نمی‌رود! دیشب دوباره پیغام داده‌است که:
 
– به‌خدا نمی‌فهمی! ببین من درباره‌ی نیویورک و لندن و پاریس حرف نمی‌زنم که! دارم درباره‌‌ی تاشکند حرف می‌زنم در اُزبکستان. ساختمانِ تازه‌ی کنسرواتوارشان را ببین (یک عکس فرستاد) یک تالارِ اُرگ دارد که بیا این است (یک عکسِ دیگر فرستاد. من عکسِ ارگ را که دیدم، کَف کردم! واقعاً چیزی کم نداشت از اُرگِ زیلبرمَن در فرایبورگ) حالا این را قیاس بکُن با این‌که ما در مملکت‌مان هنوز یک کلاوسِن نداریم، اُرگ پیش‌کش. یک تالار دارد مخصوصِ ضبط‌های سمفونیک (یک عکسِ دیگر فرستاد که یک تالار بود با یک سقفِ عظیم که شیشه‌های دوجِداره‌اش مُشرِف بود به باغی دل‌گشا که نوازنده‌ها سرِ ضبط یک چشم‌اندازِ خوب داشته‌باشند.) سالِ گذشته رئیس‌جمهورشان دستور داده ۱۶۳ یا ۱۳۶ (درست یادش نبود) پیانوی «Steinway» برای کُنسِرواتوآر بخرند که شاگردها به تعداد کافی پیانوی خوب داشته‌باشند در آن اتاق‌های درندشت. (یادِ آن اتاقِ محقّرِ دانشگاهِ تهران اُفتادم با آن پیانو که به دهه‌یِ پنجاهِ خورشیدی تعلق دارد.) آیدین همین‌جور پیغام می‌گذاشت و عکس می‌فرستاد و هر ۱۰ دقیقه یک‌بار می‌گفت:
 
– ببین! حالی‌ات نیست! نمی‌دونی!
گفتم: چرا باور کُن می‌دانم. آن‌که باید بداند، نمی‌داند. حالی‌اش نیست.
 
سه
عادتِ تاریخی‌مان است که هر قاصدِ بدخبری را گردن می‌زنیم. همین است [یا یکی از دلیل‌های اصلی‌اش به زعمِ نویسنده این است] که از نخبه‌ها بدمان می‌آید. نخبه‌ی ایرانی سال‌هاست که بدخبر است. هرجا که رسیده، پیغام داده که فُلان چیز غلط است و اگر درست نشود، فاجعه رخ خواهد داد. ما هم که از خبرِ بد متنفر هستیم، بلافاصله گفته‌ایم:
– برود گم بشود! آدمِ ازخودراضیِ عُنُق! بی‌خود می‌گوید…
خُب نخبه‌ی بدخبر هم یا رفته گم شده یا در خودش فرو رفته و عُنُق‌تر شده‌است. ولی ما حواس‌مان بوده که به‌هرحال او دروغ نگفته؛ آن‌چه داشته می‌گفته، صحّت داشته و همه‌ وقتی فاجعه رخ داده، می‌دانستیم که حق با کی بوده‌است.
 
حالا یک پرسش: تا به حال چندبار شنیده‌ایم که آن معلّمِ بزرگِ ارکستر یا آن دیگر رهبرِ شایسته یا فلان آهنگ‌سازِ تحصیل‌کرده و دنیادیده متهم شده‌اند به این‌که متکبّر هستند و سردند و به اخلاقِ ایرانی آراسته نیستند و از این حرف‌ها؟ چرا هیچ‌وقت بنا را بر این نگذاشته‌ایم که طرف یک استانداردی را دیده و فهمیده و الآن فقط دارد توضیح می‌دهد که ما چه‌قدر پایین‌تر از سطحِ استاندارد هستیم؟ این که تکبّر نیست. اگر هم هست، حقِ آن آدم است. نه؟
 
چهار
در سال ۱۳۷۲ استاد علیرضا مشایخی در نامه‌‌‌ای به رئیس‌جمهورِ وقت (مرحوم آیت‌الله هاشمیِ رفسنجانی) نکاتی را گفتند که حالا بسیار خواندنی‌ست. من بخش‌هایی از آن نامه را که خودِ استاد در مجله‌ی «تکاپو»*ی آن سال‌ها منتشر کردند، هنوز در بایگانیِ شخصی‌ام دارم. استاد نوشته‌اند: «آقای رییس‌جمهور! نواختنِ سازهای موسیقیِ کلاسیک در هنرستان‌ها و دانشگاه‌های ما به درستی تدریس نمی‌شود. یک لحظه به حاصلِ چنین بی‌برنامگی‌ای فکر بکُنید. این بدان معناست که ما پس از یک یا دو نسل، برای نواختنِ سرودِ ملی‌مان باید ارز خرج کنیم و نوازنده از خارج بیاوریم.»
 
استاد علیرضا مشایخیِ عزیز! عمرتان دراز باد. از نامه‌تان ۲۵سال گذشته‌است. نویسنده‌ی این سطرها که شاگردِ کوچکی در مکتبِ نخبگانی چون شماست، این روزها دارد خیرِ سرش یک سمفونی می‌نویسد. چند ارکستر را این‌سو و آن‌سوی جهان برای ضبطِ احتمالیِ کارش رصد کرده؛ از جمله ارکستر سمفونیکِ تاشکند در ازبکستان را. با نرخِ تازه‌ی ارز، ضبطِ یک کارِ سمفونیک، معادلِ قیمتِ یک تا دو سال کار معلّمیِ موسیقی در ایران است. امّا خاطرِ رئیس‌جمهورها هم‌چنان آسوده است؛ چون موسیقیِ بازاری از دولتِ حضورِ «سَمپِل»‌ها در هر اتاقی قابلِ ضبط است و بازارش گرم. نه این‌که اثرِ من ارزشی داشته‌باشد و افسوسِ صادرنشدنِ معلوماتی را بخورم که ندارم؛ لیکن حق بدهید که نگران باشم وقتی نخبگان به رییس‌جمهورها نامه می‌نویسند و نامه‌ها بلاجواب می‌مانَد. شنیده‌ام کسالت دارید. بلا دور باشد. سرتان سلامت استاد.
 
 
* نشریه «تکاپو» به تاریخ 4 مرداد 1372 و به سردبیری منصور کوشان

منبع: 

اختصاصی آکنا موزیک

نمایش دو ساز قدیمی در «سازخانه»


برای آشنایی بیشتر علاقه‌مندان با ساخته‌های قدما صورت گرفت

نمایش دو ساز قدیمی در «سازخانه»

آکنا موزیک – دو ساز تار قدیمی متعلق به شرکت‌کنندگان در دومین نمایشگاه ساز خانه موسیقی برای آشنایی بیشتر علاقه‌مندان با ساخته‌های قدما به نمایش در آمد.

یک ساز تار از ساخته‌های «شاهرخ» مربوط به حدود 65 سال پیش و ساز دیگر مربوط از ساخته‌های «جعفر» مربوط به حدود 80 سال پیش در گالری ممیز و در حاشیه دومین نمایشگاه ساز خانه موسیقی (ساز خانه) به نمایش در آمده است.

این ساز ها برای آشنایی بیشتر هنرمندان و علاقمندان و همچنین سازسازان جوان با صنعت و ساخت تار های قدیمی در اختیار نمایشگاه گذاشته شده است. نمایشگاه «ساز خانه» از 21 تا 25 آبان‌ماه (از ساعت 13 الی 20) به همت خانه موسیقی ایران در گالری های همکف خانه هنرمندان دایر و بازدید برای عموم علاقه‌مندان آزاد است.

آثار امین‌الله حسین با ارکستر ملی اپرای مونت کارلو منتشر شد


توسط انتشارات ماهور

آثار امین‌الله حسین با ارکستر ملی اپرای مونت کارلو منتشر شد

آکنا موزیک – آثار «امین‌الله حسین»‌ که با ارکستر ملی اپرای مونت‌کارلو به رهبری «پی‌یر دروو» و پیانوی برنارد رینگایسن و یوری بوکوف ضبط شده، توسط انتشارات ماهور به بازار عرضه شد. 

در این اثر «آندرآ گویو»‌ به عنوان سوپرانوی اپرای پاریس حضور داشته و رهبری اثر را «ژان-کلود هارتمان» برعهده داشته است.

امین‌الله حسین در سمرقند به دنیا آمد. از ۱۹۳۷ و بعد از فارغ‌التحصیلی از آلمان و فرانسه، موسیقی او توسط ارکسترهای بزرگی همچون کنسرت لامورو، پاسدلوپ و کولون به رهبری افرادی چون پل پارای، ژان فورنه، آلبرت گاستون، گاستون پوله و ژان میشل له کونته اجرا شده و علاوه بر آنها ارکستر او. ار. ت. اف نیز کارهای او را اجرا نموده است. او آثار متعددی، از جمله دو سمفونی، سه کنسرتو پیانو، قطعات منفرد و اتود برای پیانو، ملودی‌های بسیار و چند باله نوشته است. امین‌الله حسین از ۱۹۶۴ به تصنیف موسیقی فیلم هم پرداخته است و آن‌طور که منتقدین می‌گویند به صورت یکی از آهنگسازان بنام این رشته درآمده است. موفقیت‌های جهانی او عبارت‌اند از: تغییر اسم، طعم خشونت، طناب، کولت، دنیای آوازی مارسل کاموس و غیره.

آغاز همکاری علی رهبری با ارکستر سمفونیک ازمیر ترکیه


پس از ضبط سمفونی «بیروت» صورت گرفت

آغاز همکاری علی رهبری با ارکستر سمفونیک ازمیر ترکیه

آکنا موزیک – تنها چند روز پس از ضبط پوئم سمفونی «بیروت» اثر علی رهبری توسط این هنرمند در شهر وین اتریش، این بار او روز جمعه 25 آبان‌ماه با رهبریِ آثاری از خاچاطوریان و راخمانینوف توسط ارکستر سمفونیک ازمیر، روی صحنه خواهد رفت.

تمرین‌های اجرای این قطعات هم اکنون در این شهر در مجموعه هنری احمد سایگون آغاز شده است. 

علی رهبری مدیر هنری سابق ارکسترهای فیلهارمونیک بروکسل، فیلهارمونیک مالاگا، فیلهارمونیک زاگرب، ویرتوزهای پراگ و ارکستر سمفونیک تهران تا کنون به بیش از ۱۲۰ ارکستر سمفونیک مختلف در تمام قاره‌ها دعوت شده است.

این رهبر ایرانی در کشور ترکیه نیز از محبوبیت خاصی برخوردار است و سال‌ها با ارکسترهای سمفونیک دولتی استانبول، آنکارا، بورسا، جمال رشید بی و آنتالیا همکاری نزدیک داشته که اخیراً دامنه این همکاری به شهر ازمیر که دارای یکی از با‌سابقه‌ترین و بزرگترین ارکسترهای سمفونیک ترکیه است نیز کشیده شده است. این ارکسترسمفونیک که تاکنون توسط اغلب رهبران مشهور جهان رهبری شده است، دارای حدود 80 نوازنده است که به‌صورت تمام وقت در این ارکسترفعالیت می‌کنند و 11 ماه در سال، هرهفته یک برنامه تازه با رهبری جدید ارائه می‌کنند.

دلربایی‌های یک مثلث طلایی | آکنا موزیک



[ امیرحسین سمیعی – خواننده و آهنگساز ]

اگرچه بارها شاهد به بار نشستن نبوغ مثلث‎های طلایی در موسیقی به ویژه در موسیقی پاپ بوده‎ایم، امّا این‎بار شاید فراتر از آثار یک دهة پیش، قطعه‎ای با مضمونی عاشقانه توانسته این‌گونه با نشان دادن یک انسجام کمال‌یافته میان شعر، موسیقی و اجرای خواننده، نظر مخاطبان را به خود جلب کند.

استقبالِ مردم و اهالی رسانه و حتی حرفه‌ای‌های موسیقی از قطعه «چه بگویم»، شاهدِ بی چون و چرای این ادّعا است. در دنیای مجازی بیت بیتِ این قطعه نزدیک به ضرب‎المثل شده است.

همکاری سالار عقیلی با فرید سعاتمند (آهنگساز) و محمدمهدی سیار (شاعر) ، پیش از این نیز اثری به یادماندنی را رقم زده بود. تیتراژ سریال «هانیه» با شروع «با تو نگفته بودم/ از گریه‌های هر شب» به زعم من از آن شاهکارهای دلنشین است.کاری که هم‌چنان در فضای مجازی بازنشر می‌شود و هنوز هم مردم در کنسرت‌های سالار عقیلی اجرای آن را از خواننده طلب می‌کنند. اجرای این قطعه در اختتامیة جشنوارة فیلم فجر سال 1396 نیز با استقبال فراوان همراه شد.

حال در قطعة جدید (چه بگویم…) گویا ارتباط این مثلث در نوع خود به بلوغی کم‎نظیر رسیده است. نه آهنگساز به حاشیه می‎رود و نه شاعر اضافه‎گویی‎هایی از جنس ترانة امروز می‏کند. خواننده هم با شروع قطعه و با جایگاه صدایی که آهنگساز به خوبی کشف کرده، شنونده را با خود همراه می‎کند و دیگر مخاطب نمی‌تواند تا پایان قطعه دل به آن نسپرد یا نخواهد آن را دوباره و چندباره بشنود.

به عبارت دیگر قطعة موسیقی «چه بگویم» تمام آن ماهیت و مؤلفه‌هایی را که باید موسیقی پاپ فاخر امروز داشته باشد دارد و همه‎‌گیرشدن چنین قطعه‌هایی نشان می‎‏هد هنوز موسیقی قدرتمند با تنظیم حساب شده مبتنی بر دانش و مهارت می‎تواند مخاطب را در هر سطحی با خود همراه کند.

کلام نیز در عین قدرت و صلابت، صمیمی و بی‌پرده است:
«به همم ریخته‌ست گیسویی/ به همم ریخته‌ست مدت‌هاست…» و:  «یا برگرد… یا آن دل را برگردان…»

انتخابی چنین هوشمندانه تمام آن چیزی‎ست که آهنگساز و خواننده و ترانة امروز می‎خواهد.

و ای کاش امروزه بیشتر شاهد این‌گونه همراهی ترانه و موسیقی باشیم.

هم‌نشینی ملودی‌های غمگین و فولک کُرد در کنسرت سالار عقیلی


آکنا موزیک – سالار عقیلی در سالگرد زلزله کرمانشاه، به دیدار مردم سر پل ذهاب رفت و به منظور همدلی و همراهی با خانواده‌های داغدیده کنسرتی رایگان در سالن احراز سرپل ذهاب اجرا کرد.

در این کنسرت رایگان که با همراهی گروه «راز و نیاز» برگزار شد، حدود 8 هزار نفر از مردم سر پل ذهاب، شنونده قطعاتی همچون «وطنم ای شكوه پابرجا»، «حانیه»، «كلنل»، «خون غزل»، «خوشه‌چین»، «ایران» و «وطن» بودند.

سالار عقیلی برای همدلی با مردم این شهر «آمان هی آمان» را هم اجرا کرد. «آمان هی آمان» که حاصل همنشینی ملودی‌های غمگین و فولک مردمان کُرد بود، با حال و هوای این روزها و سالگرد زلزله کرمانشاه همخوانی داشت. این بخش از اجرا حاضران در سالن احراز را تحت تاثیر قرار داد و با تشویق‌هایشان از سالار عقیلی و دیگر اعضای گروه خواستند باز هم برایشان «آمان هی آمان» را اجرا کنند.

سالار عقیلی درباره اجرای این کنسرت گفت: «ما در گروه زار و نیاز به عشق مردم کرمانشاه به خصوص مردم داغدیده سر پل ذهاب به آن دیار رفتیم و از شادی آنها شاد شدیم. دیدن خوشحالی این مردم دل آدم را خوش می کند. سر تعظیم فرود آوردیم به این همه صبوری و استقامت، به این همه متانت و امیدواری.»

این خواننده موسیقی ایرانی در ادامه افزود: «داغی که دل آنها مانده حاصل فاجعه بزرگی بود که فراموش کردنش برای هیچ کدام از ما ایرانی ها ممکن نیست. من و هنرمندان گروه «راز و  نیاز» خواستیم کاری کنیم تا شاید برای لحظه هایی حال هموطنانمان خوب¬تر شود. همه ما ایرانیان با هم خواهر و برادریم و زمانی که به هم احتیاج داریم باید کنار هم باشیم. برای من این یک وظیفه بود. امیدوارم سر پل ذهاب و مناطق زلزله زده را بهتر از قبل بسازیم و شادی و نشاط را در چهره مردمش ببینیم. شادی آنها باعث شادی همه ماست.»

علیرضا دریایی، سهراب برهمندی، داوود منادی، سحاب تربتی، روزبه زرعی و حریر شریعت زاده اعضای گروه موسیقی «راز و نیاز» در این کنسرت بودند.
از اتفاق های جالب کنسرت گروه موسیقی «راز و نیاز» حضور هنرمند سر پل ذهابی بود که همزمان با اجرای گروه پرتره سالار عقیلی را طراحی کرد و پایان برنامه به این خواننده هدیه داد.