آرشیو مطالب در دسته بندی ‘اخبار’

حسام‌الدین سراج: لازم است تا از آهنگسازانی که آثار غنی اما کمتر شنیده شده تولید کرده‌اند،‌ تقدیر شود


نحوه اجرای گروه‌های موسیقی در جشنواره آواها و نواهای رضوی مشخص شد

حسام‌الدین سراج: لازم است تا از آهنگسازانی که آثار غنی اما کمتر شنیده شده تولید کرده‌اند،‌ تقدیر شود

آکنا موزیک – در نشست تخصصی اتاق فکر سومین جشنواره سراسری آواها و نواهای رضوی جزئیات و چگونگی اجرای گروه‌های موسیقی مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در ابتدای این نشست، «محمد حسین اسماعیلی» -معاون هنری سینمایی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران- گزارش مختصری از روند پیشرفت امور اجرایی جشنواره داد: «با توجه به نزدیکی زمان برگزاری جشنواره و فرصت باقی‌مانده، اهمیت و لزوم برنامه‌ریزی‌های اجرایی و هدفمند به منظور هر چه بهتر برگزار شدن این رویداد هنری و معنوی اجتناب ناپذیر است. درحوزه اطلاع رسانی و تبلیغات، توزیع گسترده‌ی پوستر و فراخوان جشنواره به کلیه استان‌های کشور و همچنین تعامل با مبادی ذیربط نظیر انجمن‌های موسیقی سراسر استان‌ها، دفتر موسیقی، خانه موسیقی و سایر حوزه های مرتبط، انجام پذیرفته و به اتمام رسیده است و انشالله در آینده نزدیک پخش تیزر، آنونس و همچنین مصاحبه‌های خبری جشنواره از طریق رسانه ملی- رادیو و تلویزیون پخش و اطلاع رسانی خواهد شد.»
اسماعیلی ادامه داد: «حجم دریافت آثار نیز با توجه به نزدیک شدن زمان اتمام آن با افزایش و استقبال هنرمندان مواجه شده است که این موضوع لزوم بررسی و برنامه ریزی های اجرایی جشنواره را دوچندان می کند.»
«احمد صدری»، دبیر تخصصی و عضو اتاق فکر سومین جشنواره آواها و نواهای رضوی نیز در این جلسه، با تاکید بر لزوم برنامه ریزی مدون و زمانبندی شده جهت اجرای مطلوب این جشنواره گفت: «یکی از بخش های جشنواره موسیقی ملل است که توجه به این بخش از اهمیت خاصی برخوردار است. در این راستا باید هماهنگی های لازم با گروه های موسیقی کشورهای همسایه که در حوزه رضوی دارای تولیدات و آثار موسیقایی هستند صورت پذیرد چرا که اساس برگزاری این جشنواره مبتنی بر آفرینش و خلق آثار جدید با محوریت رضوی خواهد بود و این موضوع بستر مناسبی برای بروز و ظهور یک جریان فرهنگی در کشور و شناسایی فعالان این حوزه در سطح بین المللی خواهد بود.»
«شهرام صارمی» به عنوان یکی دیگر از اعضای اتاق فکر سومین جشنواره آواها و نواهای رضوی نکات قابل توجهی را در مورد محل اجرای گروه های موسیقی متذکر شد و گفت: «فرهنگسراها و فضای باز پارک های شهر تهران می تواند محل مناسبی برای اجرای گروه های موسیقی محلی و سنتی و همچنین موسیقی نواحی ایران باشد. تجربه نشان داده است اجرای موسیقی در فضای باز و طبیعت مورد توجه مخاطبان و با اقبال عمومی مواجه بوده است. لذا از آنجا که رسالت این جشنواره هم معرفی و ترویج فرهنگ رضوی است، این اتفاق و ارتباط موضوعی آن به طور حتم یکی از اثرگذارترین رویدادهای هنری خواهد بود.»
«حسام الدین سراج» -نوازنده و خواننده بنام موسیقی و عضو دیگر اتاق فکر سومین جشنواره آواها و نواهای رضوی-  نیز در این جلسه با بیان وجود تنوع موسیقی و سبک های مختلف هنری در این دوره از جشنواره تاکید کرد با توجه به تعدد حضور هنرمندان و سبک های متنوع موسیقی نظیر پاپ، ردیف دستگاهی ، سنتی، نواحی و … لازم است تا در اجراهای این گروه ها نیز توازن نسبی برقرار گردد و توزیع عادلانه اجراها رعایت شود.
وی همچنین در حوزه تجلیل از هنرمندان  گفت: «بعضی از آثار تولید شده توسط هنرمندان در سطح جامعه کمتر شنیده و دیده شده است ولی از غنای موسیقی بالایی برخوردار است و لازم است تا از آهنگساز ها و تنظیم‌کننده‌های این آثار تجلیل شود و معروفیت و پخش بیشتر آثار ملاک صرف نباشد.»
در خاتمه این نشست معاون هنری و سینمایی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران ابراز امیدواری  کرد:  سومین جشنواره آواها و نواهای رضوی مصمم است تا با توجه به گستره وسیع جغرافیایی و وجود ظرفیت ها و استعداد های هنری درخشان و استفاده از تجربیات اجرایی دوره های اول و دوم و همچنین بازخورد مثبت آن، با برنامه ریزی های دقیق و موثر دامنه فعالیت ها را  در سطح ملی و بین المللی گسترش و رسالت تبلیغ، تبیین و ترویج فرهنگ غنی رضوی را بیش از پیش نمایان سازد. 

سمینار «نسل ما و موسیقی» با سخنرانی پویا نیک‌پور


به همت مجموعه «شهرصدای پارسیان» برگزار می‌شود

سمینار «نسل ما و موسیقی» با سخنرانی پویا نیک‌پور

آکنا موزیک – پویا نیکپور (آهنگساز و رهبرارکستر) روز جمعه چهارم خرداد‌ماه به میزبانی مجموعه «شهر صدای پارسیان» سمینار تخصصی «نسل ما و موسیقی» را برگزار می‌کند.
 
آیدین الفت، مدیر مجموعه «شهر صدای پارسیان» با اعلام خبر برگزاری سمینار «نسل ما و موسیقی» می‌گوید: «پویا نیکپور از جمله هنرمندانی است که در سوابق کاری او رهبری ارکستر کنسرت و آهنگسازی آثار بسیاری از خوانندگان شناخته شده پاپ کشورمان وجود دارد. از این‌رو تصمیم گرفتیم با در نظر گرفتن این فعالیت‌های درخشان، کارگاه‌های آموزشی را به میزبانی مجموعه برگزار کنیم که برپایی «کارگاه موسیقی جَز» و کارگاه «رهبری ارکستر کنسرت موسیقی پاپ» از جمله برنامه‌های آینده ما است. اما پیش از برگزاری این کارگاه‌ها قرار است سمینار تخصصی به نام «نسل ما و موسیقی» برگزار شود که تصور می‌کنم ‌تواند به دلیل سرفصل‌های مطرح شده مورد توجه مخاطبان قرار گیرد.»
 
این صدابردار درباره جزئیات سمینار توضیح می‌دهد: «تنوع ذائقه موسيقى در ادوار مختلف»، «تأثير نبود يك رسانه معتبر در موسيقى»، «نبود كپى‌رايت در موسيقى ايران»، «وجود موانع مختلف در بحث موسيقى»، «تأثير تكنولوژى بر موسيقى»، «كمرنگ شدن چهره‌هاى معتبر موسيقى» و «معرفى دوره‌هاى آموزشى جديد  مهندسی صدا» به سرپرستی من از جمله موضوعاتی است که در این سمینار مورد توجه قرار خواهد گرفت.»
 
الفت در پایان صحبت‌هایش بیان می‌کند: مجموعه «شهرصدای پارسیان» به هیچ عنوان دنباله‌روی روش متداول و سنتی آموزشگاه‌ها و مراکز تولید آثار موسیقایی نیست. ما به دنبال تغییر فرهنگِ دید به موسیقی و حوزه مهندسی صدا هستیم که بتواند نگرش مخاطبان به موضوع مهم «صدا در موسیقی» که هنوز با استاندارهای جهانی فاصله دارد، تغییر دهد. در این راه برنامه و فعالیت‌های جدیدی را در حوزه آموزش و پژوهش آغاز کرده‌ایم که به زودی جزئیات آن اعلام خواهد شد.»
 
سمینار«نسل ما و موسیقی» به سخنرانی پویا نیکپور ساعت ۱۷ روز جمعه چهارم خرداد ماه در مجموعه «شهرصدای پارسیان» به آدرس خيابان مطهرى، خيابان ميرعماد، خيابان دوم، پلاك ٢٢، ساختمان سَدا برگزار می‌شود.
 
ورود براى عموم آزاد و رايگان است اما علاقه‌مندان به علت محدوديت فضا باید قبل از حضور، نسبت به ثبت نام خود از طریق شماره تلفن ٨٨٧٦٠٠٠١ اقدام کنند.

آلبوم «قلک عنکبوتی» اثر مشترک «سینا و صدرالدین حجازی» منتشر می‌شود


آکنا موزیک – آلبوم مشترک سینا حجازی و پدرش صدرالدین حجازی که از بازیگران قدیمی و سرشناس کشور است، به زودی روانه بازار موسیقی کشور خواهد شد.

به گزارش «آکنا موزیک»، آلبوم «قلک عنکبوتی» که شعر و صدای صدرالدین حجازی را به همراه موسیقی متن سینا حجازی شامب می‌شود به زودی روانه بازار موسیقی کشور خواهد شد.

این اثر متفاوت در تلاش است بخشی از هنر این خانواده هنرمند را به تصویر بکشد و اشعار صدرالدین حجازی در قالب دکلمه با صدای خود این هنرمند روانه بازار موسیقی کشور خواهد شد.

سینا حجازی نیز آهنگسازی موسیقی متن این اثر را به عهده داشته است و در تجربه‌ آهنگسازی این اثر را بر عهده داشته است.

صدرالدین حجازی با ایفای نقش درسریال «کوچک جنگلی» در سالهای دور به شدت مورئ توجه قرار گرفت و این همکاری قطعا جذابیت‌های زیادی را برای دوستداران هنر می تواند داشته باشد.

صدرالدین حجازی پیش از این درباره رابطه‌اش با سینا حجازی که از خواننده های پاپ موفق حوزه موسیقی در ایران است که در سبک رگه فعالیت می کند، گفته بود: «اگرچه بحث ژن مطرح است اما بخشی از آن هم اکتسابی است. این خیلی طبیعی است. پدر برای بچه‌اش یکی از الگوهاست. ارتباط پدر با فرزند، دیالوگ‌هایی که بین آنها برقرار می‌شود؛ محیط زندگی و. . . تاثیرگذار هستند. وقتی سینا می‌بیند که پدرش به شعر علاقه دارد ناخودآگاه او هم کنجکاو می‌شود؛ همان‌طور که من علاقه به شعر را از پدرم دارم. سینا قائم به خودش است، بعد از خدا و خواست او که در آن شک نداریم سینا خودش حرکت کرد. اگر قرار بود برود دنبال مجوزش منتظر من نمی‌ماند. حتی من بارها زنگ زده‌ام که بخواهم کاری برایش انجام بدهم اما او نپذیرفته و من به این روحیه‌اش خیلی افتخار می‌کنم.»

گفتنی‌ست مراسم رونمایی از آلبوم «قلک عنکبوتی» ساعت 9 شب در خانه فرهنگ و هنر مایا به آدرس: تهران، بلوار کشاورز، ابتدای وصال شیرازی، کوچه شاهد با حضور این دو هنرمند برگزار خواهد شد.

محمدرضا گلزار و سینا سرلک تیتراژ «ساخت ایران 2» را می‌خوانند


جزئیات این قطعه را برای اولین‌بار در «آکنا موزیک» بخوانید

محمدرضا گلزار و سینا سرلک تیتراژ «ساخت ایران 2» را می‌خوانند

آکنا موزیک – «محمدرضا گلزار» و «سینا سرلک» برای اولین‌بار همصدا می‌شوند. این دو هنرمند سرشناس قرار است قطعه مشترکی را برای تیتراژ قسمت پنجم سریال «ساخت ایران 2» بخوانند. به گزارش «آکنا موزیک» موسیقی این کار اثری از حامد برادران است و این تنظیم‌کننده در اتفاقی جالب به همراه سعید میرزایی ترانه اثر جدید گلزار و سرلک را سروده است. کیان دارات هم در این قطعه سه‌تار نواخته است. قطعه مشترک محمدرضا گلزار و سینا سرلک در حالی به زودی منتشر می‌شود که تا پیش از این «اشکان کیانی» و «سعید شریعت» خوانندگان ساخت ایران 2 با موسیقی بابک زرین بودند.
 
اجرای مشترک سینا سرلک به همراه محمدرضا گلزار در حالی رخ می‌دهد که این خواننده موسیقی اصیل ایرانی طی سال‌های گذشته در سه فصل سریال «شهرزاد» همکاری موفقی با محسن چاوشی داشت که آثارشان مورد توجه قرار گرفت. از سوی دیگر محمدرضا گلزار هم با وجود اینکه علاوه بر بازیگری در زمینه خوانندگی هم فعالیت مستمر دارد تا کنون صدایش روی تیتراژ سریالی نبوده است.

منبع: 

سایت «آکنا موزیک»

پاییزی که بعد از گذر از زمستان به بهار نمی‌رسد


رضا انسان آلبوم «پاییز تا پاییز» را منتشر کرد

پاییزی که بعد از گذر از زمستان به بهار نمی‌رسد

آکنا موزیک – آلبوم «پاییز تا پاییز» با آهنگسازی، تنظیم و نوازندگی «رضا انسان» شامل قطعاتی چون «پاییز»، «پیاده رو»، «رقص رنگ‌ها»، «موج سرما»، «سوگ مشکاتیان»، «جاده»، «شادمانی عصرگاهی»، «زمستان» و «تکرار از آغاز» در دستگاه چهارگاه منتشر شد. این آلبوم شامل قطعاتی برای گروه سازهای ایرانی و بداهه نوازی تار است.

رضا انسان در حاشیه آلبوم خود نوشته است: «پاییز تا پاییز، شرح پاییزی است که پس از گذر از زمستان به بهار نمی‌رسد و دوباره به پاییز بازمی‌گردد. روایتی است موسیقایی با نغمات سنتی و کلاسیک ایران، با گذر از دریچه ذهن یک نوازنده و آهنگساز که در جامعه ایران کنونی زندگی می کند. حضور در عصر فن آوری و شتاب، نتوانسته تاثیری بر علاقه و پایبندی او به سنت موسیقی ایران بگذارد. او گوشه هایی از زندگی، نگاه و علاقه اش را در قطعات این آلبوم روایت کره است. .

صمد برقی (کمانچه و کمانچه آلتو)، علی فربودنیا (نی و سه تار)، امیر آرش قاسمی (سنتور و عود)، سیامک برقی (تنبک و دایره)، مرجان خوش اندام (دف و دایره)، رضا انسان (بم تار، تار و سه تار)، مرتضی جلیلی و مهدی علوی (سه تار) هنرمندانی هستند که در این آلبوم که در استودیو آوای پردیس توسط حمید شاه میرزایی ضبط و میکس شده است، ساز نواخته اند. همچنین ۳ قطعه این آلبوم در استودیو پاپ توسط امید اصغری میکس و مسترینگ شده است.

رضا انسان متولد سال ۱۳۶۰ در نیشابور، فارغ التحصیل رشته مهندسی برق، از سال ۷۶ آموزش موسیقی را نزد اساتیدی همچون محمد شمس آبادی، احمد بیان، محمود اسکندری، مازیار شاهی، حسن کیانی نژاد، استاد هوشنگ ظریف، مجید درخشانی، مهدی ترکمن، فرهاد رجبی، بهمن بهمرام و قاسم رحیم زاده آغاز می کند.

از خنده و انرژی مثبت بابک جهانبخش تا تبریک اهالی هنر به مناسبت تولد همایون شجریان/عکس


از خنده و انرژی مثبت بابک جهانبخش تا تبریک اهالی هنر به مناسبت تولد همایون شجریان/عکس

آکنا موزیک – سلفی بابک جهانبخش در کنار همسر، فرزند و خواهرش. خنده و انرژی مثبت، مواردی که هیچگاه از پست های بابک حذف نمی‌شوند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۱)
 

دیروز تولد شاهزاده آواز ایران، همایون شجریان بود. تبریک فراوان به این هنرمند بی تکرار و با شخصیت. امیدواریم همواره سلامت و موفق باشد و برایمان بخواند تا گوش دهیم و حظ کنیم.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۱)


مهدی پاکدل با این پست تولد همایون شجریان را تبریک گفته است. عکسی که یادآور کنسرت – نمایش باشکوه “سی” است، پروژه عظیمی که گفته میشود پس از ماه مبارک رمضان دوباره در کاخ سعدآباد برگزار خواهد شد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۹۱)


 


کنسرت هنرجویان با آثاری از «حمید متبسم» و «سمیرا گلباز» برگزار می‌شود


در شهرهای کارلسروهه، هرلن و زوریخ

کنسرت هنرجویان با آثاری از «حمید متبسم» و «سمیرا گلباز» برگزار می‌شود

آکنا موزیک – کنسرت هنرجویان با آثاری از «حمید متبسم» و «سمیرا گلباز» در شهرهای کارلسروهه، هرلن و زوریخ برگزار می‌شود.

در این برنامه‌ها، نیما نوری، محسن حسینی،‌ سینا صادقی‌کیا، ایمان شیرازی، محسن موجه، سنک مزگرد، یداله حیدرزاده،‌ بهداد صادقیان،‌ فؤاد قلی‌نژاد،‌ مهدی اعتماد رضایی،‌ سمیه رحیمیان، محسن فریدونی،‌ حسین امیرعابدی و منوچهر طلایی، تار خواهند نواخت. سینا فاخری، علی رضایی،‌ علی سلیمانی، علی هاشمی، مونا هاشمی،‌ علی بابایی،‌ روزبه مطیعا، وحید انصاری، سپیده نایمی، سالومه مبارکی، فرناز فرزانه، ناصر غفاری، حدیث ملک، فرناز صاحبی، نجلا قائمی و محمد حاتم جعفری نیز به نوازندگی سه‌تار می‌پردازد. «داوود رئوفا شیبانی» بم‌تار و «کاوه درگاهی» و «عرفان پژوهان‌فر» به نوازندگی سازهای کوبه‌ای خواهند پرداخت و «ولی سراج» و «آسیه پارسا» نیز کمانچه و سنتور می‌نوازند.

در این برنامه‌ها ناصر داورزنی،‌ فرانک سلیمانی،‌ حدیث ملک، فرناز صاحبی، شیدا افشار، میترا کاتبی، آسیه پارسا،‌ رها بهره‌دار، علی طیبی،‌ابراهیم مشکاتی نیز به عنوان خواننده حضور دارند.

آلبوم «بازگشت به روياپردازى» در ایران و آمریکا منتشر می‌‌شود


آکنا موزیک – آلبوم «بازگشت به رویاپردازی» (Back to Dreaming) اثر مشترک «محمد شعبانی» نوازنده پرکاشن و تنظیم‌کننده و «آرمین مرشد» آهنگساز و تنظیم‌کننده و نوارنده گیتار منتشر می‌شود.

این آلبوم در راستای فرهنگ‌سازی شنیداری و جریان‌سازی درستِ موسیقی سبک «جز/ فیوژن»، بعد از ٢ سال تولید مداوم، در ایران و به صورت دیجیتال توسط شرکت «شید ریکوردز» در آمریکا در بیش از 80 پلاتفورم‌ معتبر موسیقی همچون Itunes، Apple Music، Spotify، Shazam، iHeartRadio، SoundCloud، Deezer، YouTube و… منتشر می‌شود.

9 قطعه‌ی این آلبوم که در ژانر «جز-فیوژن» و تلفیقی از موسیقی شرقی و غربی تولید شده به صورت تماماً اینسترومنتال هستند و در ٢ قطعه، «تیاگو موراعس» (Tiago Moraes) خواننده مهمان از برزیل و «باربد بکان» از ایران، با شعر «آرمین مرشد» به خوانندگی پرداخته‌اند.

جنس و رنگ صوتی آلبوم «بازگشت به رویاپردازی» با استفاده از دو ساز گیتار و پرکاشن به آهنگسازی و تنظیم «آرمین مرشد» و تنظیم پرکاشن «محمد شعبانی» و به تهیه‌کنندگی هر دوی این هنرمندان، تولید شده و هنرمندان دیگری به‌عنوان نوازنده مهمان در بخش «اکومپانیمان» یا «سولو» همکاری داشته‌اند که جمعی از بهترین نوازندگان ایران هستند و یک نوازنده مهمان از برزیل نیز در آن همکاری داشته است.

به گفته تولیدکنندگان این اثر، نکته قابل توجه در این آلبوم سطح کیفی آن است که در چند دهه اخیر در ایران، آلبومی به شکل بین‌المللی در ژانر «فیوژن-جز» با نگرشی به موسیقی اسپانیش و ایرانی و موسیقی جز استاندارد و جز لاتین، منتشر نشده و این آلبوم در این راه، پیشرو است.  

قطعه نخست آلبوم «بازگشت به رویاپردازی» تحت عنوان «پروانه» (Butterfly) روز سه‌شنبه 22 می 2018 (اول خرداد 1397) در بیش از 80 پلاتفورم‌ معتبر موسیقی در آمریکا پخش شد.

سالار عقیلی: می‌خواستیم غرور ملی را در مردم زنده کنیم


آکنا موزیک – حالا تیمِ ملی فوتبال ایران در روسیه است و یکی- دو روزی است که قطعاتی که به همین منظور ساخته شده، منتشر شده است. انتشارِ این قطعات با واکنش‌های متفاوتی همراه شده است و مخالفان و موافقانِ خاصِ خودش را دارد؛ اما با نگاهی به پیشینه‌ی سرودهایی که برای جام جهانی ساخته شده است؛ می‌توان مشاهده کرد که همواره حرف و حدیث‌ها در این باره وجود داشته است؛ چه آن‌زمان که «علیرضا عصار» – خواننده‌ی شناخته شده‌ی موسیقی پاپ- این قطعه را خواند و چه آ«ي‌مان که «احسان خواجه‌امیری» به اجرایش درآورد. حالا هم که «سالار عقیلی» این قطعه را خوانده است؛ همچنان حاشیه‌ها وجود دارد؛ به همین بهانه با این خواننده‌ی موسیقی سنتی به گفت‌وگو نشستیم؛ آن‌هم تنها چند ساعت بعد از رونمایی از قطعه در تالار وحدت که با حضور هنرمندان و اهالی فوتبال برگزار شد.

این خواننده باسابقه که اثر جدیدش برای تیم ملی در همین مدتِ کوتاه از زمانِ انتشارش بسیار شنیده شده است و تنها در سایتِ «آکنا موزیک» نزدیک 150 هزار بار دانلود شده است، درباره‌ی این اثر می‌گوید:«من دو اثر به همراه ارکستر سمفونیک تهران اجرا کردم که یکی از ساخته‌های آقای فریدون شهبازیان و دیگری ساخته آقای بابک زرین بود و مورد توجه قرار گرفت. خوشحالم که این قرعه به نام من زده شد و خوشحال‌ترم که از این اتفاقِ بزرگ سربلند بیرون آمدم و توانستیم اثری را برای مردم تولید کنیم که دوست دارند؛ به‌خصوص آنکه این کار که ملی و فرا ملی است و در روسیه هم اجرا می‌شود.»

*ما نیز وظیفه داشتیم تا اثری فاخر تولید کنیم*

او در ادامه ضمن اشاره به اِلِمان‌هایی که چنین موسیقی‌ای باید داشته باشد، می‌گوید:«موسیقی که در سطح ملی و جهانی قرار است اجرا شود باید اِلِمان‌های ملی و فرهنگی و هنری آن کشور را دارا باشد؛ برای مثال ما برجسته‌ترین ادبیات جهان را داریم و از این جهت بسیار غنی هستیم و شعرایی که باعث شده‌اند، ادبیات کشور ما در دنیا متمایز باشد و بر سردر سازمان ملل هم شعری از سعدی حک شده؛ به‌همین خاطر وقتی از خلقِ قطعه‌ای ملی سخن می‌گوییم، باید از شعر فارسی نیز در آن بهره بگیریم؛ اما ما در قطعه‌ی «یازده ستاره» می‌خواستیم غرور ملی را در مردم و همه مخاطبان زنده کنیم و قطعه‌ای خلق کنیم که مقداری هیجان هم در آن وجود داشته باشد. موسیقی هر کشور هم نشان دهنده‌ی فرهنگ آن کشور است؛ به‌خصوص اینکه قرار است این سرود در دنیا شنیده شود. همان‌طور که بازیکنان ما در جام جهانی با غیرتِ بسیار تلاش می‌‌کنند، ما نیز وظیفه داشتیم تا اثری فاخر تولید کنیم.»

این خواننده‌ی موسیقی سنتی اظهار امیدواری می‌کند که ورزشکاران ما در این مسابقات بتوانند افتخار کسب کنند: «آنها باید پیش از ورود به زمین بدانند که به نمایندگی از چه مردم و تاریخ و فرهنگ پرافتخاری وارد زمین می‌شوند. این حس غرور و غیرت باعث شده تا ایرانی‌ها در صحنه‌های فرهنگی و ورزشی و علمی ورای تصور خیلی‌ها ظاهر شوند. این فلسفه شکل گرفتن کاری بود که ما با آقای زرین انجام دادیم و قبل از هر چیز احساس ارزشی و ملی میهنی بالایی را منتقل می‌کند. برای ما مهم بود که این اثر نمایانگر فرهنگ یک کشور باشد.»


* با درایت آقای زرین و شعر زیبای آقای افشاری که از شعرای جوان ما هستند کار خوبی تولید شد*

 

خواننده قطعات محبوب «ایران» و «وطنم» در ادامه گفت:«آهنگ‌های زیادی ممکن است برای فوتبال خوانده شود که در آنها هیجان بیشتری باشد و از شعرهای دیگری استفاده شود؛ اما آنچه بیانگر فرهنگ ماست و مردم کشورهای دیگر از ما و ایران با آن ادبیات کهن انتظار دارند متفاوت است. آقای «احسان افشاری» شعر این کار را از نظر فنی بسیار خوب سرودند و آقای زرین هم کار بسیار زیبایی را ساخته و تنظیم کردند. به خاطر دارم یک بار به آقای زرین گفتم که الان وظیفه ما در ساختن و خواندن این کار بسیار سنگین است. ما ده یا دوازده کار نظیر «ایران» یا «وطنم ای شکوه پا برجا» با آقای زرین انجام دادیم که مردم با آن ارتباط بسیار خوبی برقرار کردند و بر همین اساس من به ایشان گفتم آن کارها را کنار بگذار و تصور کن باید تمام آنها را به یک کار تبدیل کنیم و برای جام جهانی ارائه دهیم. ما می‌دانستیم وظیفه‌ِ سنگینی بر دوش‌مان قرار دارد. خدا را شکر با درایت آقای زرین و شعر زیبای آقای افشاری که از شعرای جوان ما هستند کار خوبی تولید شد.»

سالار عقیلی سپس از خروجی پروژه یازده ستاره ابراز رضایت کرد و گفت:«اوایل خیلی نگران بودم ولی الان بابت این کار خوشحال و راضی هستم. ما هر چه در توان داشتیم بابت این کار گذاشتیم و سعی کردیم به بهترین نحو در بخش‌های مختلف، مراحل تولید را پیگیری کنیم. به شخصه از کاری که انجام دادم راضی هستم و این مساله برای یک هنرمند اهمیتِ بسیار زیادی دارد؛ چون گاهی خودت کاری را انجام می‌دهی که فکر می‌کنی شاید بخشی از آن ایراد داشته باشد اما من از مجموع و خروجی کار کاملاً راضی هستم.»


– یکی از دلایل همکاری با  احسان افشاری نزدیک‌بودن فضای فکری و کاری ایشان با زنده‌یاد افشین یداللهی بود*

این خواننده سرشناس در پاسخ به این سوال که طی هفته‌های گذشته صحبت‌هایی از سوی برخی مطرح شد که باید سرود تیم ملی پاپ باشد،هم توضیح داد:«من اینستاگرام و تلگرام ندارم و برای اولین‌بار است که این صحبت‌ها را می‌شنوم؛ اما فکر می‌کنم طرحِ چنین مسایلی مغرضانه است. در ابتدای صحبت هم گفتم که باید از اِلِمان‌های فرهنگی یک کشور در کار ملی استفاده شود و اگر آن بخش مجدداً مطالعه شود پاسخ مربوط را ذکر کردم و اینکه تصمیم گرفتند چرا کار پاپ نباشد.»

سالار عقیلی درباره انتخاب شعر احسان افشاری و نزدیکی فضای کاری او با سروده‌های زنده‌یاد افشین یداللهی اعلام کرد:«در جمعی بودیم که شعری از احسان افشاری شنیدم و لذت بردم و زمانی که پیشنهاد سرود جام جهانی را به بنده دادند ذهن من سریع به سمت ایشان رفت. این شعر چند مرتبه عوض شد تا به شکلِ کنونی رسید و برای مردم عزیز ایران اجرا و رونمایی شد. یکی از دلایل همکاری با آقای احسان افشاری همین مسأله نزدیک‌بودن فضای فکری و کاری ایشان با زنده‌یاد افشین یداللهی بود. امیدوارم مردم عزیز ایران این اثر را دوست داشته باشند و توانسته باشم یک اثر ملی و ماندگار دیگری را به مردم کشور خودم هدیه کنم.»

خواننده قطعه یازده ستاره در نهایت برنامه اجراهایشان در روسیه را اینگونه تشریح کرد:«سه اجرا در روسیه به همراه ارکستر سمفونیک تهران به رهبری آقای شهرداد روحانی خواهیم داشت. این اجراها در شهرهای مسکو، کازان و سن‌پترزبورگ برگزار می‌شود.»‌


 

*هنرمند نمی‌تواند خیلی تحت تأثیر صحبت‌های دیگران قرار بگیرد*
 

«بابک زرین» – آهنگساز این اثر- نیز درباره‌ی آن می‌گوید: «خدا را شکر از زمان انتشار این اثر، نظرات و بازخوردهای خوبی از مردم گرفته‌ایم و البته باید بگویم اینکه آقای روحانی آهنگ من را رهبری کردند، برایم افتخار بزرگی است.»

او سپس درباره‌ی حواشی این اثر می‌گوید: «درباره این قطعه صحبت‌های زیادی مطرح شد که به نظر من تمام آنان محترم است؛ ولی هنرمند نمی‌تواند خیلی تحت تأثیر صحبت‌های دیگران قرار بگیرد. ما دنبالِ اجرای این اثر نبودیم؛‌بلکه آن را به ما پیشنهاد دادند؛ در حقیقت ما با سفارش رسمی‌ترین ارگان فوتبال کشور این پروژه را آغاز کردیم. من در گفت‌وگوی قبلی که با سایت شما داشتم به این نکته اشاره کردم و هم‌اکنون هم می‌گویم که صداهای نظیر سالار عقیلی، همایون شجریان و علیرضا قربانی نمایندگانِ خوبی برای آکنا موزیک هستند. دلیلش هم واضح است چون ما می‌خواهیم با موسیقی ملی درباره تیم ملی صحبت کنیم. هر خواننده‌ای یک کاراکتر دارد و باید در جای مناسبی از آن استفاده کرد. اگر ما بدانیم چه کسی و در کجا باید چه کاری کند بسیاری از قضایا حل می‌شود. از سوی دیگر این روزها می‌شنوم که دوستانِ‌ دیگر نیز برای تیم ملی کار خوانده‌اند؛ ولی آثارشان را که می‌شنوم می‌بینم که کاور موسیقی عربی یا کشورهای دیگر است.  اگر قرار به استفاده موسیقی عربی باشد که مثلاً تیم ملی امارات این کار را انجام می‌دهد و نیازی به ما نیست!»
 

*چرا ما باید در سرود تیم ملی از موسیقی کشورهای دیگر استفاده کنیم؟*

او همچنین ادامه می‌دهد: «چرا ما باید در سرود تیم ملی از موسیقی کشورهای دیگر استفاده کنیم؟ در حالی که موسیقی خودمان تا این اندازه غنی است؟‌ موسیقی تیم ملی ایران باید ایرانی صدا دهد؛ اما ما با وجود اینکه جنس ملودی، دشتی است سعی کردیم از سازهای زهی استفاده کنیم. نمی‌دانم شاید من خیلی ایرانی فکر می‌کنم ولی من هم در خارج از کشور کارهای زیادی را با دوستان نوازنده کشورهای مختلف ضبط کرده‌ام. من با موزیسین‌های خارجی دوستی دارم و زبان مشترک ما نت موسیقی است و آنها از ملودی‌های من لذت می‌بردند. اگر هم کسی انتقادی دارد نباید در صفحه خودش یا به سایت «آکنا موزیک» بگوید و برای بیان این انتقادات باید سراغ فدراسیون فوتبال بروند.»

زرین در پاسخ به این سوال که آیا برای تولید این کار مقوله هیجان را هم مدنظر داشته گفت:«من سعی کردم با توجه به فرم موسیقی خودمان، هیجان را در کار داشته باشیم؛ ولی در عین حال خود فوتبال هم به اندازه کافی هیجان دارد. اما برای این موضوع سعی کردم کاراکتر خواننده و مضمونی که داریم را مدنظر داشته باشم. اثری که ما برای جام جهانی تولید کردیم موسیقی ملی است ولی در عین ملودی که برای این کار ساختم حرکتی است.»


*زمان همه چیز را ثابت می‌کند*

این آهنگساز همچنین اعتقاد دارد که قطعه یازده ستاره ماندگار خواهد شد: «سال‌های سال کارهای مختلفی برای جام جهانی تولید شد؛ ولی دیدیم که صرفاً برای همان یکی دوماه بود. ما موسیقی کار کردیم که حداقل تا 4 سال بعد در همه جا پخش شود. دلیل عدم ماندگاری کارهای گذشته که برای جام جهانی ساختند شعرش بود. زمان همه چیز را ثابت می‌کند. مطمئن هستم این کار را مردم یک‌صدا در ورزشگاه می‌خوانند و اگر به روسیه بروم از همخوانی مردم با این اثر فیلم می‌گیرم و برایتان می‌فرستم که برای منتقدان منتشر کنید. البته از زحمات سایت «آکنا موزیک» در انتشار و بازتاب این کار قدردانی می‌کنم.»

او درباره تغییرات زیادی که شعر این اثر تا زمان تولید داشته هم گفت:«احسان افشاری در ابتدا یک شعر با هجاهای بلند ارائه کرد و من تأکید داشتم که آهنگ جام جهانی ریتمیک باشد. به احسان گفتم که من یک ملودی حرکتی می‌سازم و روی آن شعر بنویس. نوشتن شعر رو ملودی سخت است و باید جهان‌بینی آهنگساز و ریتم و همه موارد را در نظر بگیرد. به همین دلیل او روی این موضوع کار کرد و پس از همفکری با سالار عقیلی به این اثر رسیدیم. ملودی سختی بود ولی احسان به خوبی توانست ضمن حفظ آن، شعر را هم بیان کند»

اما از ساعاتی بعد از انتشار قطعه یازده ستاره کلیپی در فضای مجازی منتشر شد که در آن گفته می‌شود اینتروی این قطعه شباهت زیادی به یکی از آهنگ‌های ترکیه‌ای دارد. بابک زرین در پاسخ به این موضوع هم اعلام کرد:«این نکته را هم شنیده‌ام ولی به هر حال چنین صحبت‌هایی مطرح می‌شود. در کل کارهای من اگر بگردید هرگز اثری که کاور باشد را پیدا نمی‌کنید. اجازه بدهید هر کسی هر صحبتی می‌خواهد مطرح کند و من هم آدم مقابله با حرف‌های اینگونه نیستم.»


*خوشحال شدم که آقای عقیلی به ابعاد حرفه‌ای کار و فراتر از دوستی‌ها و اسم‌ها نگاه می‌کنند*

در ادامه سراغ «احسان افشاری» رفتیم و او ابتدا درباره شکل‌گیری ترانه یازده ستاره گفت: «حدوداً پانزده روز پیش از اتمام سال 96 بود که آقای بابک زرین با من درباره این قطعه صحبت کردند و قرار شد من با آقای عقیلی صحبت کنم. در همان زمان  ایشان به محدودیت زمانی فوق‌العاده‌ای که در آن شرایط وجود داشت؛ اشاره کردند و گفتند بسیاری از دوستان نامدار عرصه ترانه هم در این کار شرکت کرده‌اند و اینطور نیست که اگر کار را نوشتید؛ احساس کنید که حتماً تأیید می‌شود. من هم مثل خیلی‌های دیگر به فوتبال علاقه‌ی زیادی داشتم و مثلِ هر ایرانی دیگر، غرور و عشق زیادی نسبت به ایران دارم و از چنین زاویه‌ای با کار برخورد کردم و چون این جوشش در من وجود داشت، این کار را در مدت کمتر از 4 یا 5 ساعت نوشتم؛ کار ارسال شد و از فیلتر شورای شعر عبور کرد و در نهایت به تصویب رسید. این نکته را هم بگویم که کارها بدون اسم وارد شورا می‌شد؛ من در فعالیت‌های حرفه‌ای خودم همیشه مستقل بودم و اتفاقاً پیشنهاد نوشتن ترانه سرود جام جهانی برایم پرسش‌برانگیز بود و خوشحال شدم که آقای عقیلی به ابعاد حرفه‌ای کار و فراتر از دوستی‌ها و اسم‌ها نگاه می‌کنند، همین مساله باعث شد تا من انرژی‌ام را مضاعف‌ کنم. پس از اینکه کار در شورا نهایی و تأیید شد آقای عقیلی برای من پیام تبریک فرستادند و چند روز بعد آقای زرین گفتند یک ملودی خوب به ذهنشان رسیده و باید کلام تازه‌ای روی آن ملودی نوشته شود. در حقیقت بازنویسی در کار نبود و نوشتن یک اثر تازه با توجه به عناصر کار قبلی بود. باز هم در یک محدودیت مضاعف‌تری قرار داشتم و باید در تگنای میزان‌بندی موسیقی و زمانی عمل می‌کردم. چون از زمانی که ایشان پیشنهاد دادند تا ضبط دو سه روز فاصله داشتیم. برای هر بند تقریباً سه یا چهار گزینه دیگر هم داشتیم که اگر در استودیو به تنگنا خوردیم دستمان برای جا به جایی باز باشد. نهایتاً کار ضبط شد و در آیین بدرقه ملی پوشان ارائه شد.»


*قطعاً این تماس بدون اطلاع بنیاد رودکی نبود*

در جریان انتخاب ترانه تیم ملی از سوی بنیاد رودکی با ترانه‌سراها تماس گرفته شده و از آنها خواسته بودند که هرکدام یک ترانه با مضمون سرود تیم ملی برای بررسی ارائه کنند. این ترانه‌سرا در پاسخ به این سوال مبنی بر اینکه به غیر از پیشنهاد سالار عقیلی، پیشنهادی هم از سوی بنیاد رودکی داشته گفت:«پروسه به این شکل بود اما قطعاً این تماس بدون اطلاع بنیاد رودکی نبود. از طریق اجرای نمایش «شطّ‌رنج» که از حدود یک ماه پیش روی صحنه است با دوستان بنیاد رودکی آشنایی داشتم و اینکه پیشنهاد از جانب آنها بوده باشد را بعید می‌دانم. پیشنهاد همکاری در این قطعه از سوی جناب عقیلی بود ولی نهایتاً کار وارد پروسه‌ای شد که قرار بوده آثار سایر دوستان هم در آن پروسه قرار بگیرد. یک مرتبه دفتر جناب صفی‌پور قرار داشتیم و صحبت درباره کارهای دیگر داشتیم و آنجا متوجه شدم که کار من هم وارد همان پروسه عزیزان دیگر شده است. نهایتاً پس از یک سری نظارت‌ها کار من تصویب شده است.»

افشاری سپس در پاسخ به این سوال که آیا ترانه دومی که نوشته شد هم به تأیید شورا رسید گفت:«قرار بود این اثر دوم تأیید شود و اصرار جناب عقیلی این بود که کلیت کار دستخوش تغییراتی شود و ما هم به صورت کلی بندهایی را برای دوستان ارسال کردیم و آنها هم نسبت به نسخه قبلی استقبال بیشتری نشان دادند. در مرحله بعدی وارد بروکراسی نشد و کار ما وارد مرحله شنیدن مجدد شد.»
 

*اصلاً فکر نکردم جایگزین دکتر افشین یداللهی باشم*

 

اما بحث بعدی ما با سراینده ترانه یازده ستاره درباره قیاسی بود که میان او مرحوم افشین یداللهی در زمینه همکاری‌های ملی- میهنی با زوج هنری عقیلی و زرین صورت می‌گیرد که احسان افشاری اعلام کرد:«از لحظه‌ای که این پیشنهاد به من شد اصلاً فکر نکردم جایگزین دکتر افشین یداللهی باشم. چون ایشان مایه اعتبار ترانه‌سرایی بودند و حتی تصور جایگزینی ایشان هم فکر نمی‌کنم محترمانه باشد. از سوی دیگر روحیه هنری من لجوج و یک دنده عمل می‌کند و همیشه دنبال استقلال شاعرانه خودم می‌گردم. از آن ناحیه هم تمایلی به جایگزین بودن در من وجود نداشت به همین خاطر فکر کردم باید دستخط خودم را داشته باشم و کاری را بنویسم که اسم من پای آن سنگینی نکند. همچنین شائبه شباهت و تقلید را ایجاد نکند. اگر صادقانه بخواهم بگویم خودم اصلاً به این موضوع که شما می‌گویید فکر نکردم ولی الان چنین صحبتی زیاد به گوشم می‌رسد.»

او سپس درباره موضوع عدم فعالیت مستمرش در بازار موسیقی هم گفت:«من هفده هجده سالگی یا شاید قبل‌تر با جغرافیای شعر و ترانه آشنا بودم و دفتر صد برگی را در آن سن با ترانه‌های بی‌مایه نوشته بودم و با فضای ترانه آشنایی داشتم. اما هیچ وقت وارد این مارکت نشدم ولی کارهای زیادی در حوزه ترانه انجام دادم ولی شاید چون با خواننده‌های درجه یک همکاری نداشتم به گوشی کسی نرسیده است. یک مجموعه ترانه هم دو سال پیش منتشر کردم که بالغ بر دویست ترانه دارم که تا کنون به کسی ارائه نکرده‌ام. بنا بر این ورود من به مارکت ترانه امر غریبی نیست. خصوصاً که این کار برآمده از یک نگاه و مکتب کلاسیک است چون خواننده‌اش جناب عقیلی هستند و در موسیقی هم طنین و شور ایرانی داریم. طبیعتاً کلام هم هر چقدر برآمده از فضای شعر و ریشه‌های شاعرانه باشد جواب بهتری می‌گیرد تا اینکه لزوماً از فضای ترانه باشد. به دلیل اینکه طبیعت من بیشتر در جغرافیای شعر بوده  کمک کرد تا بی‌واسطه‌تر و آشناتر با این مقوله برخورد کنم.»


*این کار سفارشی نیست*

یکی دیگر از موارد گفتگوی ما با احسان افشاری این بود که تا چه حد سفارش بنیاد رودکی و دیدگاه‌های بابک زرین و سالار عقیلی در نگارش ترانه تأثیر داشته گفت:«این موضوع بوده و حدود ده تا پانزده اِلِمان در کار بود که دست من را هم نمی‌بست و فکر می‌کردم اِلِمان‌هایی هستند که مناسب چنین کاری هستند و بعضی از آنها هم با طبیعت فکری من همخوانی نداشت. اگر هم در کار نکاتی را می‌دیم که با تفکرات من در تعارض بود حتماً این پیشنهاد را رد می‌کردم. یعنی اگر قرار بود درباره چیزی بنویسم که به آن اعتقاد ندارم به راحتی انصراف می‌دادم. ضمن اینکه سفارش ترانه این کار را سعی کردم تبدیل به یک پیشنهاد تألیفی کنم و این کار سفارشی نیست. همیشه اگر به من سفارشی شده سعی کردم اینطور نگاه کنم که اول تا چه حد با تفکرات من مأنوس است و اگر نیست مطمئناً رد می‌کنم و دوم نگاه می‌کنم آن اِلِمان‌ها برای کار تا چه حد مناسب هستند. خیلی از اِلِمان‌ها را هم خودم وارد کار کردم و حتی راجع به آنها خط قرمزهایی هم بود ولی سطرهایی را نوشتم که بعضاً به مشکل خورد و بعضاً هم اجازه پیدا کرد و آنها را نگه داشتیم.»

احسان افشاری آخرین سوال ما در زمینه تداوم همکاری با سالار عقیلی و بابک زرین را اینگونه پاسخ داد:«فکر می‌کنم نفس این همکاری و تفاهم و درک متقابلی که بین ما در همین اثر به خصوص شکل گرفت، زمینه کافی را برای ادامه همکاری ایجاد خواهد کرد. بدون اینکه تصوری در خودم بسازم یا در مخاطبان شما ایجاد کنم باید بگویم اینکه در قالب یک همکاری پایدار کارهای مشترک دیگری را ارائه کنیم.»

علی ترابی: زمان پوست‌اندازی دفتر موسیقی فرا رسیده است


آکنا موزیک – «علی ترابی» چند ماهی است که به عنوان مدیر کلِ‌ دفتر موسیقی جایگزین «فرزاد طالبی» شده است. او سال‌ها قبل نیز مدتی متصدی این پست بود و به عنوان مدیر انجمن موسیقی نیز فعالیت می‌کرد و فعالیت‌هایی نیز در جشنواره‌های مختلف داشت. «ترابی» اما روزهای سختی در پیش دارد؛ همان‌طور که لابد مدیرانِ پیشین‌اش داشتند؛ مدیریت بر فضای پرچالش و همواره پرحاشیه‌ی موسیقی با بودجه‌ی اندکی که در اختیارِ این نهاد است، قطعا کار ساده‌ای نیست. در این گفت‌وگو با او درباره‌ی تمام مسایلِ مربوط به موسیقی سخن گفته‌ایم. درباره‌‌ی جشنواره‌ی موسیقی فجر که گویا حالا چند سالی است اهالی موسیقی به آن حساس‌تر شده‌اند، درباره‌ی مجوزها و سیاست‌هایی که برای حمایت از موسیقی نواحی و سنتی دارد. او اما تاکید دارد که دفتر موسیقی وزارت ارشاد اندک اندک تلاش خواهد کرد تا از تصدی‌اش بر موسیقی بکاهد و آن را به خود هنرمندان واگذار کند. ترابی وعده‌ی حمایت از بخش خصوصی را نیز می‌دهد و سهولتِ جریانِ دریافتِ مجوزها. این اولین گفت‌وگوی ما با اوست و در حالی که آرزو داریم بعد از پایانِ دورانِ‌ مدیریتش از چگونگی تحقق تمامی وعده‌هایش با او بگوییم:
 
 

  • * معمولاً مدیران وقتی در منصبی قرار می‌گیرند،‌ نیازمند فرصتی هستند تا خودشان را با شرایط‌ منطبق کنند. شما البته پیش از این مدتی به عنوان سرپرست دفتر موسیقی و همچنین مدیر انجمن موسیقی فعالیت داشته‌اید. برآیندتان از شرایط فعلی این دفتر چیست؟

همان‌طور که اشاره کردید، دفتر موسیقی برای من محیط غیرآشنایی نبوده و طبیعتاً در این سال‌ها هم چندان از فضای موسیقی دور نبوده‌ام؛ اما روزی که من از دفتر موسیقی رفتم، شرایط فرهنگی کشور نسبت به شرایط کنونی بسیار متفاوت بود و این مسأله تأثیرات خودش را در تمامی حوزه‌ها گذاشته است. ابتدا باید از زحمات‌ مدیران پیشین تشکر کنم که همه‌شان زحمات بسیاری کشیدند و هر کدام نکات برجسته‌ی خودشان را دارند.
 

  • * منظورتان آقایان میرزمانی، ارجمند و طالبی است؟‌ از نظر شما ویژگی‌های هر کدام از این افراد چه بود؟

آقای «میرزمانی» با نجابت اخلاقی‌شان مؤثر بودند. آقای «ارجمند» با جسارت و ایده‌هایشان تأثیرگذار بودند و آقای طالبی با طمأنینه توانستند آرامش را به این دفتر بازگرداندند. این دوستان همه به نوبه‌ی خودشان زحمت کشیدند و حالا چند صباحی نوبت من است.
 

  • * اشاره کردید که از آن زمان تاکنون، تفاوت‌های بسیاری در حوزه‌ی فرهنگی رخ داده است. در این باره توضیح می‌دهید؟

روزی که من از دفتر موسیقی رفتم، اقبال به موسیقی سنتی و اصیل ما بسیار بیشتر بود. حتی از لحاظ کمی، تعداد کنسرت‌های موسیقی اصیل -با فاصله‌ای اندک- از تعداد کنسرت‌های پاپ بیشتر بود. در طول سال‌های گذشته اما ذائقه‌ها خیلی سهل‌پسندتر شد. این مسأله که به نظر می‌رسد تنها هم مختص ما نیست و روندی جهانی پیدا کرده و تنها معلول‌ سیاستی خاص هم نیست، باعث شده تا نسبت تولید آلبوم‌های موسیقی و تک‌قطعه‌ها در حوزه‌ی موسیقی سنتی، کلاسیک و نواحی بسیار کمتر از موسیقی‌های دیگر باشد. همان‌طور که در تمام دنیا غلبه بر موسیقی‌های سبک‌تر است، این اتفاق در کشور ما هم رخ داده. در واقع می‌توان گفت موسیقی عامه‌پسند خودش را تثبیت کرده و با افزایش سرمایه‌گذاری، بحث تجاری در آن بسیار پررنگ‌تر شده است. هم‌اکنون تعداد سالن‌‌ها تغییری نکرده؛ اما تعداد رخدادهای موسیقی در حوزه‌ی پاپ بسیار بیشتر شده است. علاوه بر آن، بحث «ستاره» یا به اصطلاح «سلبریتی» در حوزه‌ی موسیقی پاپ بیش از قبل نمود پیدا کرده است.
 

  • * خب این ماجرا معلول‌ چه شرایطی است؟‌

بخشی از آن طبیعی است و اجتناب‌ناپذیر و بخشی دیگر به علت عدم حمایت و توجه کافی به بخش‌های دیگر. همین مسأله باعث شده تا بخشی از موسیقی‌های غیرپاپ برای اینکه بتوانند روی پای خود بایستند، به کنسرت اتکا کنند و از آنجا که کنسرت در سالن‌های کوچک جواب نمی‌دهد، باید به سالن‌های بزرگ بروند. مسأله اینجا شکل می‌گیرد. موسیقی سنتی و نواحی مخاطبی به اندازه‌ی سالن‌های بزرگ ندارد و بنابراین فعالان آن عرصه ناگزیرند تا کار خود را به سلیقه‌ی مخاطب پاپ نزدیک کنند. به همین خاطر است که اجرا در سالن‌های بزرگ، پیشبردی برای موسیقی سنتی به وجود نیاورده و لزوماً مخاطبان زیاد در این کنسرت‌ها به تغییر ذائقه و سلیقه‌ی شنیداری‌ مخاطبان منجر نشده است.
 

  • * این‌همه چهره و ستاره در حوزه‌ی موسیقی پاپ در این مدت‌زمان کوتاه چگونه شکل گرفته است؟ این سؤال را از این جهت می‌پرسم که به نظر می‌رسد این روند به خود فعالان موسیقی پاپ هم ضربه وارد و همه‌چیز را در آن غیرقابل پیش‌بینی کرده است.

ببینید امروز فعالیت در حوزه‌ی موسیقی پاپ راحت‌تر شده؛ چون دنیا عوض شده و تجهیزات تغییر کرده است. طیف زیادی از هنرمندان جوان کار تولید می‌کنند و آثارشان به راحتی شنیده می‌شود. جالب اینکه این افراد خیلی هم منتظر نمی‌مانند که کارهایشان از مجاری رسمی منتشر شود.
 

  • * این خوب است یا بد؟

معایب و محاسن خودش را دارد.
 

  • * اما به گواه اهل فن، موسیقی پاپ ما هم در این سال‌ها با یک سقوط کیفی همراه بوده است.

در این مورد با شما موافقم. اگر بخواهم در مورد سطح کارها -به خصوص در حوزه‌ی شعر که قابل استنادتر است- صحبت کنم، می‌بینیم که روند رو به جلویی نداشته‌ایم. تعداد زیادی از ترانه‌هایی که برای شورای شعر فرستاده می‌شود، به اندازه‌ای سطحی است که اصلاً بحث کیفی در آن معنایی ندارد و بحث بر سر این است که چه تعداد غلط املایی و نگارشی در آن هست!
 

  • * البته که ترانه یک معضل بزرگ در موسیقی امروز ایران است. اما آیا می‌توان از آن انتظار قدرتمندی یک شعر کلاسیک را داشت؟

نمی‌توان انتظارات فنی شعر را از ترانه داشت. چون گاهی بر اساس ملودی نوشته می‌شود. اما این نمی‌تواند باعث شود که هیچ ترتیب و آدابی در آن لحاظ نشود. مشکل این است که مجوز این آثار را از ارشاد می‌خواهند و ما روی لبه‌ی یک تیغ هستیم. یعنی اگر مجوز صادر نشود، محکوم می‌شویم که جلوی آزادی هنری را گرفته‌ایم و اگر صادر کنیم، این معنا تلقی می‌شود که این مجوز، معنای زیبایی‌شناختی هم دارد؛ که مطلقاً این‌طور نیست. ما سال‌ها است که در وزارت ارشاد از شاخص‌های زیبایی‌شناسی فاصله گرفته‌ایم.
 

  • * چرا؟ آیا‌ دستگاهی که مجوز می‌دهد نمی‌تواند روی کیفیت‌ آثار تأثیرگذار باشد؟

ماهیت وظیفه‌ی ما این اجازه را نمی‌دهد. ضمن اینکه تمام پیشرفت‌های هنری در شکستن معیارهای گذشته رخ داده است. هیچ فکر کرده‌اید که اگر ما بخواهیم روی معیارهای سخت‌گیرانه بایستیم، خروجی چه خواهد شد؟ این روزها شرایط کاملاً عوض شده و ما با توجه به شرایط باید تصمیماتی متفاوت بگیریم.
 

  • * من ناگزیرم بار دیگر سؤالم را تکرار کنم. به‌هرحال ممیزی زمانی معنا پیدا می‌کند که روی کیفیت کار تأثیر بگذارد؛ وگرنه ممیزی شعر حافظ و سعدی چه معنایی دارد؟

ببینید در دوره‌ای آلبوم‌ها بعد از انتشار، از لحاظ کیفی درجه‌بندی می‌شدند. این در تاریخ هنر بی‌سابقه است. تاریخ هنر مملو از کارهایی است که بعد از صد سال فهمیده‌اند که چه شاهکاری بوده یا برعکس. شما با هیچ توان کارشناسی نمی‌توانید سرنوشت زیبایی‌شناسی یک اثر را تعیین کنید. کاملاً بدیهی است که این مسأله کار نادرستی است. ضمن آنکه حتی تعیین کیفیت صدای یک خواننده، نسبتی با آنچه در صحنه انجام می‌شود، نداشته و با تمام سخت‌گیری‌ها این مسائل وجود دارد. باید امکان برگزاری کنسرت‌های بیشتری فراهم شود تا حق انتخاب بین رویدادهای مختلف وجود داشته باشد. هیچ کس نمی‌تواند ثابت کند که کاری قوی‌تر است یا نه. اینها فرمول‌بندی مشخصی ندارد.
 

  • * موسیقی سنتی این روزها وضعیت غم‌انگیزتری -لااقل به لحاظ مخاطب- دارد. آیا دفتر موسیقی تمهیدی برای جان گرفتن دوباره این موسیقی دارد؟

به نظر من این مسأله تنها محدود به ایران نیست. شما اگر به مهد موسیقی کلاسیک هم بروید، مشاهده می‌کنید که مخاطبان‌ کنسرت‌های کلاسیک، افراد میان‌سال یا مسن هستند و مخاطبان جوان در آن کمتر حضور دارند. به همین خاطر است که این روزها ارکستر سمفونیک‌های دنیا کارهای سبک‌تری را هم اجرا می‌کنند. می‌خواهم بگویم این اتفاق در فرهنگ جهانی نیز رخ داده و خوب یا بد، جریان‌های دولتی نمی‌توانند درباره‌ی آن تصمیم بگیرند. با این وجود، دفتر موسیقی -که از توان‌ اندکی به لحاظ سرمایه‌گذاری و اجرایی برخوردار است- باید توان خود را برای توسعه‌ی این موسیقی صرف کرده و توجه به معیارهای اقتصادی، مارکتینگ یا رقابت با بخش خصوصی را کنار بگذارد؛ چون نه می‌تواند در آن بخش موفق شود و نه به صلاح موسیقی است. به بیان دیگر، وظیفه‌ی دستگاه‌های فرهنگی این است که هر کجا که بخش خصوصی به دلایل محتلف از ورود به آن اجتناب می‌کند، ورود کرده و در جایی که بخش خصوصی فعال است و امتحان خود را پس داده‌، در حد نظارتی و تعریف‌شده‌ی قانونی وارد شود و سنگ جلوی پایشان نگذارد. برای ما حمایت از موسیقی نواحی و کلاسیک در اولویت است.
 

  • * این حمایت‌ها شامل چه چیزی است؟ مثلاً اگر قرار باشد فلان استاد در تالار وحدت به اجرای برنامه بپردازد، در هزینه‌ی سالن یا اعطای مجوز تسهیلاتی قائل می‌شوید؟

خوشبختانه اساتید آکنا موزیک در طول زندگی‌شان وارسته‌تر از این هستند که به دستگاه‌های دولتی نیاز داشته باشند و علاوه بر آن، مخاطبان خودشان را به اندازه‌ای دارند که مشکلی از این جهت نداشته باشند؛ اگرچه به اندازه‌ای که شایسته است، از مواهب هنرشان برخوردار نبوده‌اند. بودجه‌ی بسیار اندکی در اختیار دفتر موسیقی است و ما در نظر داریم اگر قرار است حمایتی انجام شود، در این راستا باشد. گاهی در اعزام هنرمندان به خارج از کشور یا حضور هنرمندان خارجی در ایران دیده شده که از گروه‌ها و سبک‌هایی حمایت شده که چندان نیازی به این مسأله نداشته‌اند. ما باید به این گروه‌ها کمک کنیم تا مسیرشان را بروند و مشکلی برایشان ایجاد نکنیم و از سوی دیگر، تمرکزمان را روی حمایت از موسیقی نواحی و اصیل بگذاریم.
 

  • * مسأله‌ی من بیشتر مسأله‌ی مجوز است.

سال‌ها است که موسیقی بی‌کلام دیگر برای بررسی به شورا نمی‌رود. با این حال، به گمان من موعد یک پوست‌اندازی برای دفتر موسیقی فرا رسیده و ما باید برای موسیقی جدی، خودمان کار را سهل‌‌تر کرده و اعتماد بیشتری به هنرمندان داشته باشیم. از دیگر سو، در حوزه‌ی موسیقی جدی سعی خواهیم کرد تا نه‌تنها اساتید بلکه موسیقی‌دانانی که در حوزه‌ی بدنه و میانی هستند، کارهایشان به تدریج به شورا نرود و با سهولت انجام شود و جز در حوزه‌ی شعر، به تدریج نقش دفتر موسیقی را کم‌رنگ کنیم؛ به‌خصوص اینکه بحث زیبایی‌شناسی و معیارهای هنری چندان در جریان مجوز دخیل نیست.
 

  • * موسیقی نواحی همواره یکی از چالش‌های مهم دفتر موسیقی بوده است. ما از یک طرف با گستردگی بسیار در این حوزه مواجهیم و از سوی دیگر، با هنرمندانی که جزء آخرین راویان موسیقی مناطق خویش هستند و نیازمند حمایت. همین هم کار را دشوار می‌کند.

بخشی از این روند طبیعی است. وقتی عرضه‌ای هست که تقاضایی برای آن وجود ندارد، حفظ کردن آن دشوار می‌شود؛ به‌خصوص اینکه متأسفانه رسانه‌های فراگیر ما و شبکه‌های مجازی همه در خدمت ترویح موسیقی‌ای هستند که نسبتی با موسیقی نواحی ندارد. سیاست ما حمایتی است اما تداوم حمایت برای همیشه هم غیرممکن است. البته ماجرا به این بدی مطلق هم نیست. من در جشنواره‌ی نواحی و جوان، جوانان و نوجوانانی را می‌بینم که در سنین پایین مشغول آموزش این موسیقی هستند و همین مسأله، مایه‌ی امیدواری است. به جرات می‌توانم بگویم که در آینده، در بسیاری از سازها اگر وضع‌مان بهتر نباشد، بدتر نخواهد بود. البته این نوازندگان به‌طور قطع، جریان‌ساز و تأثیرگذار نیستند و نمی‌توانند ذائقه‌ی عمومی جامعه و حتی منطقه‌ی خودشان را عوض کنند. شاید عشق و علاقه‌ی خاص در یک خانواده یا منطقه است که باعث می‌شود نوجوانانی به آموزش این سازها روی بیاورند.

مسأله اما کمی پیچیده‌تر است؛ در موسیقی نواحی، جهان‌بینی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. تکنیک را می‌شود آموزش داد. این تفکرِ نهفته در این موسیقی است که این روزها دارد از دست می‌رود؛ کما اینکه برخی از این نوازندگان جوان با وجود آنکه تکنیک خوبی دارند،‌ اما از هویت خودشان فاصله گرفته‌اند و بدون آهنگساز خوب و داشتن پیشینه‌ی فرهنگی، خواه ناخواه وارد گروه‌هایی می‌شوند که نه شهری هستند و نه روستایی. در بهترین حالت، موسیقی نواحیِ شهری شده را اجرا می‌‌کنند.
 

  • * دفتر موسیقی مدتی است که برای تک‌آهنگ‌ها مجوز صادر می‌کند و به سایت‌های مجاز دستور داده که بدون مجوز امکان انتشار هیچ قطعه‌ای را ندارند.‌ با توجه به آنکه روند مجوز معمولاً روندی دشوار است، این سیاست ترغیب‌کننده و حمایت‌کننده‌ی رسانه‌های خارج از کشور نیست؟

اگر سهولت دسترسی به آن سایت‌ها را با ضوابطی که باید رعایت کنیم مقایسه کنیم، می‌توان این‌طور تعبیر کرد؛ اما به‌هرحال ما در چارچوب یک‌سری قوانین فعالیت می‌کنیم. کسانی که تک‌قطعه منتشر می‌کنند، چشم‌اندازشان اجرای صحنه‌ای است و برای این کار باید مجوز بگیرند. البته من موافق نیستم که در این مسیر معطل شوند. خوشبختانه هم‌اکنون در حوزه‌ی شعر به‌روز هستیم و در حوزه‌ی موسیقی با حداقل سخت‌گیری ممکن این کار انجام می‌شود.
 

  • * واقعاً سخت‌گیری اندک است؟

بله! به خصوص اینکه این امکان وجود دارد تا خود هنرمندان به‌تنهایی و بدون عبور از مسیر شرکت‌ها هم مجوز بگیرند و این کار را ساده‌‌تر کرده است. هر فرد حقیقی می‌تواند برای چند قطعه تقاضای مجوز کند. من خودم با بسیاری از آثاری که مجوز داده می‌شود، نمی‌توانم ارتباط برقرار کنم؛ اما من تعیین‌کننده نیستم و معتقدم که بسیاری از کارها به‌تدریج اصلاح می‌شوند و کسانی که موفق‌ترند، باقی می‌مانند. با همه‌ی اینها، یک‌سری خط‌قرمز وجود دارد که روی آنها بسیار جدی هستیم. چون عدم توجه به آن در حوزه‌ی کلان، می‌تواند آسیبی به موسیقی جدی بزند که اصلاً قابل مقایسه با مزایایش نیست. ممکن است بی‌توجهی حتی به فعالیت‌های موزیسین تک‌نواز ما و سولیستی که در خانه‌اش کار می‌کند هم ضربه وارد کند و از سخت‌گیری‌های افراطی که ممکن است به وجود بیاید، لطمه می‌بیند.
 

  • * مجوز برای تک‌قطعه‌ها باقی می‌ماند؟

حتماً.
 

  • * و کسانی که مجوز نمی‌گیرند؟

خودتان می‌گویید مجوز نمی‌گیرند. این افراد ممکن است کار خودشان دچار مشکل شود. طبق مقررات ما، تمام اهالی موسیقی چه آنها که مجوز دریافت می‌کنند و چه آنها که نمی‌کنند، فعالیت‌هایشان باید در داخل کشور باشد. اگر این اتفاق رخ ندهد، مسائل بعدی به خودشان ارتباط دارد. به‌خصوص اینکه درباره‌ی برخی مسائل، خارج از دفتر موسیقی تصمیم‌گیری می‌شود. به هر صورت، دستگاه‌های نظارتی روی شبکه‌های فارسی‌زبان ماهواره‌ای حساسیت دارند و خارج از دفتر موسیقی برای آن تصمیم‌گیری می‌شود.
 

  • * خب شما توضیحاتی برای سهولت روند مجوز دادید؛ اما هنوز مسائلی وجود دارد مثل زمان که برخی با وجود مشکلات‌ احتمالی، ترجیح می‌دهند به سمت گرفتن مجوز نروند.

یکی از اهداف‌مان این است که دخالت نیروی انسانی را کمتر کنیم. سامانه‌ی جدیدی راه افتاد که دیگر نیاز به مراجعه‌ی هنرمند به کتابخانه‌ی ملی نیست. حتماً در ادامه‌ی کار این سامانه‌ها را افزایش می‌دهیم تا کسانی که در شهرستان هستند، از همان امکاناتی استفاده کنند که کسی که در نزدیکی دفتر موسیقی سکونت دارد. هدف ما این است که به تدریج به سمتی برویم که روی یک‌سری شوراها -که در زمان خودشان حتماً کارایی داشته‌اند- بازنگری کنیم. شاید باید ترکیب شورا را عوض کنیم. خیلی کارها اصلاً نیاز به شورا رفتن ندارد. حتی در نظر داریم بخشی از بررسی‌ها را به خارج از حوزه دولتی بسپاریم تا اعتماد بیشتری در صنف به وجود بیاید. قطعاً این قول را می‌توانم بدهم که سرعت کار به شکل بسیار محسوس، بالا خواهد رفت.
 

  • * دفتر موسیقی تصمیم ندارد در حوزه‌ی کنسرت‌ها وارد عمل شود؟ چرا مخاطب باید بلیت 200 هزار تومانی بخرد و خواننده حتی قدرت ژوست خواندن هم نداشته باشد و سراسر فالش بخواند؟

خب من این سؤال شما را با سؤال جواب می‌دهم. کجای دنیا مجوز کیفی داده می‌شود‌؟ همه‌جا مکانیزم عرضه و تقاضای فرهنگی وجود دارد که درست است و اگر کسی بد می‌خواند و بلیت گران می‌فروشد، بازخوردش را می‌بیند و خودش را تصحیح می‌کند. ما عرضه‌ی زیادی نداشته‌ایم و این باعث به هم‌خوردن تعادل شده است. از نظر قانونی، دفتر موسیقی حق ورود به مسأله‌ای چون قیمت بلیت را ندارد و در نهایت، باید سازمان تعزیرات و سازمان حمایت از مصرف‌کننده مکانیزمی در این خصوص تعریف کنند که آن هم کار بسیار سختی است. از سوی دیگر باید به تهیه‌کننده‌ها هم حق داد. شرکتی با یوروی 4 هزار تومانی برای ده اجرا هنرمندی خارجی را به ایران دعوت کرده و حالا قیمت یورو دوبرابر شده است و چند استان هم اجازه‌ی برگزاری کنسرت را نمی‌دهند. همه اینها مشکلاتی غیرقابل پیش‌بینی ایجاد می‌کند. کنسرت‌گزاران هم باید از ثباتی برخوردار باشند. جامعه‌ی مخاطب هم باید اگر در کاری کیفیت نمی‌بیند، از آن استقبال نکند. اما در اینجا همه‌چیز در هاله‌ای از تعارف است!
 

  • * این روزها شایعاتی شنیده می‌شود که برخی شورای شعر را دور می‌زنند! این صحبت‌ها تا چه حد صحت دارد؟

غیرممکن است! همه‌ی کارها روی سامانه می‌رود و قابل کم و زیاد کردن نیست. برخی مدعی‌اند که بعضی آثار با اغماض بیشتری بررسی شده، من می‌گویم ممکن است. برخی می‌گویند عده‌ای کسانی را واسطه کرده‌اند تا راحت‌تر مجوز بگیرند، من می‌گویم ممکن است. این اتفاقات در حوزه‌ی امور انسانی ممکن است؛ ‌ولی اینکه کاری در شورای شعر نرود و مجوز بگیرد، هرگز امکان‌پذیر نیست.
 

  • * آقای ترابی اساس‌نامه‌ی جشنواره چه شد؟

من قبل از اینکه به دفتر موسیقی بیایم، در حوزه‌ی مطالعات و برنامه‌ریزی معاونت هنری فعال بودم و ما کارمان روی اساس‌نامه را بر اساس مأموریتی که به ما داده شده بود، از همان‌جا شروع کرده ‌بودیم. اما من انتظار هیچ معجزه‌ای از هیچ آیین‌نامه‌ای ندارم. اگر بهترین آیین‌نامه را هم داشته باشیم اما مجریان متناسب با آن آیین‌نامه نباشند، اتفاقی نخواهد افتاد و در وضعیت بدون‌ آیین‌نامه هم اگر خوب کار شود، به این معنا نیست که خروجی کار بد خواهد بود. اما این بدون شک یک نقص بزرگ است که جشنواره بعد از این همه مدت، یک آیین‌نامه ندارد.
 

  • * اما گویا جریان منتقدان به این آیین‌نامه بسیار امیدوارند.

بله. من هم دیده‌ام خیلی‌ها با امیدواری می‌گویند که اگر آیین‌نامه اجرایی شود،‌ فلان اتفاقات دیگر تکرار نخواهد شد. البته در این مسأله هم با یکدیگر اختلاف دارند. به‌هرحال فقط می‌خواهم بگویم با حسن نیت روی این آیین‌نامه کار شده است.
 

  • * برای نگارش این آیین‌نامه با خود اهالی موسیقی هم مشورت شده است؟

ما از قبل دو آیین‌نامه داشتیم؛ یکی منتسب به منتقدان و یکی دفتر موسیقی. منتقدان دل‌مشغولیت شفاف‌سازی داشتند و آیین‌نامه دفلتر موسیقی مستند کردن آن چیزی بود که در این سال‌ها انجام شده است. علاوه بر آن، یکی از اساتید موسیقی هم آیین‌نامه‌ی پیشنهادی خودشان را به ما دادند. حالا ما آیین‌نامه‌ای داریم که کاملاً متفاوت از این سه است و در عین حال تلاش شده تا روند دموکراتیک خِرد جمعی در آن لحاظ شود. این آیین‌نامه از نظر دفتر موسیقی نهایی است و از آنجا که وزارت ارشاد به دنبال یک وحدت رویه در حوزه‌ی کلی آیین‌نامه‌‌ای است، منتظر تأیید وزارت‌خانه‌ایم تا آن را اعلام کنیم.
 

  • * بخش‌هایی از این آیین‌نامه را توضیح می‌دهید؟

مثلاً اینکه انتخاب دبیر از حوزه‌ی یک فرد خارج است و جمعی درباره‌ی آن تصمیم‌گیری می‌شود. گروه دیگری به ارزیابی جشنواره خواهند پرداخت و هیچ فرد مشترکی میان اعضای انتخاب دبیر و شورای ارزیابی نیست. پیش‌بینی شده که امور باید گزارش شود و شفافیت درباره‌ی امور اجرایی اعمال شود. علاوه بر آن، نحوه‌ی انتخاب گروه‌های موسیقی بر اساس مکانیزمی که در نظر گرفته شده، تابع سلیقه‌ی هیچ فرد خاصی نیست.
 

  • * نقش دبیر در این میان چیست؟

رویکرد و تِم اصلی جشنواره را دبیر تعیین می‌کند. دبیر یک وزنه‌‌ی سنگین در جشنواره است و این آیین‌نامه نباید این‌طور انگاشته شود که دبیر کسی نیست جز کارگزاری که باید تصمیم دیگران را اجرایی کند. همچنین اینکه دبیر با چه مناسباتی انتخاب می‌شود و دوره‌ی دبیر چه‌قدر باید تمدید شود، در این آیین‌نامه ذکر شده است.
 

  • * دبیر انتخاب شده است؟

با اطمینان می‌گویم نه! من هم پیشنهاداتی دارم اما نهایی نیست.
 

  • * اما تا زمان جشنواره فرصت زیادی باقی نمانده است.

با شما موافقم. در دفتر موسیقی کار ما تمام شده؛ اما وزارت ارشاد می‌خواهد جشنواره‌ها با یک وحدت رویه برگزار شود و باید به جمع‌بندی برسد.
 

  • * می‌دانید این روزها انتقادات بسیاری به تالار وحدت وارد است؟

بله؛ من هم در جریان انتقادات هستم و نظر خودمان را هم رسماً به مدیریت محترم بنیاد اعلام کرده‌ایم. حساسیت‌هایی در مجوز دادن به اجراهای تالار وحدت خواهیم داشت و به هر کاری در تالار مجوز نخواهیم داد. مدیر بنیاد هم اعلام کرده که دیگر تقاضای تمام گونه‌های موسیقی را نمی‌پذیرند و یک همراهی از این نظر به وجود آمده است.
 

  • * آقای ترابی شما تا به حال در جشن‌های آکنا موزیک شرکت داشته‌اید؟

نه متأسفانه تنها گزارش‌ها را دیده‌ام.
 

  • * چه برنامه‌ای برای حمایت از برنامه‌هایی از این دست در بخش خصوصی دارید؟

من در صحبت‌هایم گفتم هر جا بخش خصوصی کار خود را به درستی انجام دهد، باید از شبیه‌سازی آن در بخش دولتی جلوگیری و به برگزاری هرچه بهتر آن کمک کنیم. فکر می‌کنم برگزاری این جشن پاسخ به نیازی بوده که شکل گرفته و مثل هر اتفاق دیگری موافقان و مخالفان خود را خواهد داشت؛ اما چه خوب که بخش خصوصی این کار را انجام داده است. این اتفاق باعث می‌شود این حرکت، اعتبار بیشتری در صنف داشته باشد. نکته‌ی مثبت‌ دیگر این جشن این است که امکان تصحیح خودش را خواهد داشت و مثل سیاست‌های دولتی خشک نیست که از بالا به پایین باشد و تعصب یا جبهه‌گیری خاصی در آن وجود داشته باشد. فکر می‌کنم «جشن آکنا موزیک» به عنوان موفق‌ترین رخداد رقابتی بخش خصوصی غیرقابل انکار است. البته بخشی از انتخاب‌های این بخش به سمت مخاطب گرایش دارد؛ ولی اینها در سیاست جشن آکنا موزیک است و قابل احترام. هرچه این رویدادها را به بخش خصوصی بسپاریم، بهتر است.
 

  • * جایزه‌ی باربد همچنان ادامه خواهد داشت؟

بستگی به رویکرد دبیر جشنواره دارد و اتفاقی که برای جشنواره بعد بیفتد. جشنواره‌ی موسیقی معطوف به یک سیاست واحد نیست و حتماً دبیر روی آن تصمیم می‌گیرد.